کمک به افرادی که گرایش ناخواسته به همجنس خود دارند.

|صفحه اصلی سایت|   شناخت   |   بهبودی   |   حکایات    |موضوعات مهم|   مقالات   |   کتاب   منابع   | پشتیبانیدرباره ما

التیام بخشیدن به زخمهای پدری

نویسنده: مایک جنانگ             [زمینه مقاله: روانشناسی ، زندگینامه مولف]

 

مقالات

گرایش به همجنس

برداشتن لقب همجنسگرایی

غلبه کردن مردان بر هرزه نگاریهای همجنسگرایی

اوشو - همجنسگرایی خنثی ، دگرجنسگرایی خیلی مفید

برخی ادراکات اشتباه در مورد گرایش به همجنس

 التیام بخشیدن به زخمهای پدری

گرسنگی پدرانه

گری اسمالی و جان ترنت در کتابشان با عنوان موهبت توصیف می‌کنند که موهبتی که هر دختر و پسر در طول رشد نیاز دارند از پدرشان دریافت کنند شامل موارد ذیل می‌باشد:

- لمس با معنی ؛ اینکه به شکل پیوسته و اغلب در آغوش گرفته بشوند.

2- یک پیام کلامی ؛ اینکه "دوستت دارم" را به شکل پیوسته و اغلب اوقات بشنوند.

3- با ارزش بالا نسبت داده شدن ؛ اینکه بدانیم ما مهم هستیم و ارزش مورد محبت قرار گرفتن را داریم. 

4- مجسم ساختن یک آینده خاص ، اینکه ما بدانیم که ما پتانسیل ، استعدادها و تواناییهای بی‌نظیری داریم که خداوند آنها را در وجود ما قرار داده و ما می‌توانیم بعدها از آن برای خیر رساندن به دیگران استفاده کنیم.

5- یک تعهد فعال ، به این معنی که ما چهار بخش ابتدایی این موهبت را بر یک پایه استوار در حین رشد دریافت کرده‌ باشیم. اگر یک بچه "دوستت دارم " را از پدرش یکبار بعد از ده سال از زندگی‌اش بشنود او هنوز به بی‌اعتنایی و طرد شدنی اعتقاد دارد که ناشی از 9سال و 355روز سکوت پدر بوده است ، او  هنوز به چیزی اعتقاد دارد که به موقع دریافت نکرده است. 

واقعیت این است که خیلی مردان بدون داشتن موهبت پدر بزرگ می‌شوند. این خلاء که بواسطه فقدان عشق پدرانه در ما ایجاد می‌شود یک پایه‌ای برای چالشهای درازمدت و سخت ما با اعتیاد جنسی ، اعتیاد به کار ، پرخوری و برخی دیگر مکانیسم‌های اشتباه می‌شود. دکتر راسل کامپبل ، یک پروفسور بالینی در زمینه روانپزشکی از دانشکده پزشکی تنسی چنین می‌نویسد: " در تمام مطالعات و تجربیاتم من هنوز یک فرد منحرف جنسی ندیده‌ام که یک رابطه مهربان و صمیمی با پدرش داشته باشد."

من نیز ندیده‌ام. در گروه پشتیبان‌مان من از مردان می‌پرسم تا رابطه خودشان با پدرشان را توصیف کنند ، و من حتی یک مرد را به خاطر نمی‌آورم که پدرش به او گفته باشد "دوستت دارم" و او را در حین رشد به شکل مداوم در آغوش گرفته باشد.

خیلی از ما پدران خاموش و پذیرا داشته‌ایم که از نظر فیزیکی حضور داشته‌اند اما از نظر احساسی غایب بوده‌اند. سکوت یک پدر دقیقا می‌تواند همانند هر نوع سوء استفاده‌ای مخرب باشد ؛ این باعث می‌شود که کودک فکر کند که " آیا من اهمیت دارم؟ " ... " آیا او مرا دوست دارد؟ " ... " آیا من ارزش مورد محبت قرار گرفتن را دارم؟ "

تصور کنید که چه اتفاقی می‌افتد وقتیکه یک خانواده در اثر طلاق از هم می‌پاشد و پدر یک فرزند کوچک خانواده را ترک می‌کند. علی رغم آنچه پدرشان ممکن است به آنها بگوید و زمانی که او ممکن است در آخر هفته با بچه‌ها بگذراند ، سکوت غرّش کننده غیب پدر در طول هفته باعث می‌شود که فرزند تصور کند که " آیا پدر من را ترک کرد به خاطر اینکه من برای او ارزشی نداشتم؟ ... من مطمئن هستم که اگر او مرا دوست می‌داشت او هرگز مرا ترک نمی‌کرد ... من حتما باید کار اشتباهی کرده باشم ... من باید ارزش زیادی نداشته باشم." غیبت پدرشان به این سوالات اینگونه پاسخ می‌دهد که "تو مجبور خواهی بود برای خودت این مساله را حل کنی اگر تو صلاحیت لازم را برای این کار داری ... و شاید نه ، در غیر اینصورت من در کنار تو باقی می‌ماندم. تو ارزش این را نداشتی."

در مورد کسانی که به شکل لفظی ، فیزیکی و یا جنسی توسط پدرشان مورد سوء استفاده قرار گرفته‌اند ، داشتن یک پدر منفعل یک موهبت به حساب می‌آید. این پیام که "تو یک تکه آشغال بی‌مصرف هستی که هیچ کسی دوست نداره" به شکل وحشتناکی بر فرد تاثیر میگذارد تا اینکه به یک حقیقت (تحریف شده) در زندگی او تبدیل می‌شود. در این حالت دریافت کردن عشق و محبت اغلب غیرممکن است و ناامیدی و درماندگی و خشم جایگزین آن می‌شود. چطور ما می‌توانیم عشق را از دیگری بپذیریم اگر پدرمان " اولین و آخرین و مهمترین مرد زندگیمان" به ما بگوید که ما یک تکه آشغال بی‌مصرف هستیم؟ از آنجائیکه هیچ کس آشغال را دوست ندارد ، شهوت بهترین و امن‌ترین عشقی می‌شود که شخصی می‌تواند به آن امیدوار باشد.

جیمز بریان اسمیت ، در زندگینامه خود به بهترین شکل این را خلاصه می‌کند که چه اتفاقی می‌تواند برای یک مرد و یا یک زنی بیافتد که بدون عشق و پذیرش پدر بزرگ می‌شوند: " وقتیکه عشق پدرانه از فرزند دریغ می‌شود ، در این حالت فرزند با مسائلی همچون خجالتی بودن و عدم اطمینان تا یک شرم عمیق و عاجز کننده درباره وجود خود چالش پیدا می‌کند."

خیلی افراد سعی می‌کنند که این حفره عمیق و بزرگ در قلبشان که به شکل یک شرم عمیق و عاجز‌کننده درباره وجودشان است را با پول ، قدرت و مسائل جنسی پر کنند. من همه آنها را امتحان کردم. در 20 سالگی بود که من متوجه شدم یک استعدادی در فروش و بازاریابی دارم ؛ من هیچ عزت نفسی نداشتم (این بدین معنی است که این سوال من به چه شکل جواب داده شده بوده است) بنابراین پیدا کردن کاری که من بتوانم آن را به خوبی انجام بدهم شبیه انداختن یک استخوان برای یک سگ گرسنه خیابانی بوده است. من به شدت و با تمام نیرو مشغول کار شدم و به ترتیب از نردبان موفقیت شرکت بالا رفتم ، به عنوان دستیار مدیر فروش ، مدیر فروش ملی ارتقاء درجه گرفتم و زمانی که من 25 سال داشتم عنوان نیابت مدیریت فروش را گرفتم. هر چقدر که من بیشتر موفق می‌شدم بیشتر احساس خلاء داشتم ، بنابراین من بیشتر کار می‌کردم ، تا جائیکه بین شش تا هفت روز هفته را کار می‌کردم و در حدود 40 هفته از سال را مسافرت کاری داشتم. در نهایت بریدم و به شدت افسرده شدم که این امر باعث شد یک مقدار سرعت من کم شود. اما با ایجاد مانع در جریان کاری‌ام یک تاثیر نامطلوبی در من به وجود آمد به شکلی که باعث می‌شد رنج و خلاء درونی را که همیشه از آن فرار می‌کردم را بهتر بشناسم ، بنابراین مدت زمان زیادی طول نکشید که من دوباره همانند سابق به فعالیتهای کاری روی آوردم. من سالها را در این چرخ و فلک خشمگین شغلی گذراندم و درمانده شدم تا اینکه خداوند این عقیده را در من شعله ور ساخت که من می‌توانم عشق را در کار پیدا کنم.

مقدار زمان زیادی از ازدواج ما در سال 1989 نگذشته بود که من و همسرم رفتیم تا فیلم "بابا" را در یک سینما ببینیم. فیلم داستان یک پدر "معتاد به کار" به نام جک را می‌گوید که حالا بازنشست شده (این نقش توسط جک لمون بازی می‌شود) و پسرش جان (این نقش توسط تد دانسن بازی می‌شود) کاملا رفتار پدر را تقلید می‌کند. جان زندگی‌اش را وقف ساختن حرفه‌اش کرده است ، که در این راستا او اولین ازدواج و رابطه خود با پسرش را در این مسیر قربانی کرده است. در اواخر فیلم جک دچار یک بحران خطرناک پزشکی می‌شود و جان پدرش را در بیمارستان ملاقات می‌کند. جک با اینکه نمی‌داند چه مدت زمان زنده خواهد بود از پسرش یک سوال می‌پرسد که این سوال به شکل عجیبی در من تاثیر گذاشت: "ما هرگز سابقا همدیگر را در آغوش نگرفته بودیم ... می‌تونیم حالا این کار را انجام بدیم؟" جان در ابتدا تامل می‌کند ، اما بعد او موافقت می‌کند و پدر و پسر برای اولین بار در زندگیشان همدیگر را در آغوش می‌گیرند.

 دیدن این فیلم همانند این بود که قلب من به مدت دو ساعت در یک دستگاه برش پنیر قرار گرفته باشد ، و به محض اینکه ما از دربهای سینما خارج شدیم من به شکل غیر قابل کنترلی زیر گریه زدم. من به سمت ماشین رفتم و همسر متحیرم مرا برای 10دقیقه در آغوش داشت در حالیکه من همانند یک کودک گریه می‌کردم ؛ تا هنگامیکه به خانه رسیدیم من همچنان به گریه کردن ادامه می‌دادم. داستان جک عمیقا بر قلب من تاثیر گذاشته بود: من یک معتاد به کار ، از درون خالی بودم و گرسنه عشق و پذیرش پدرم بودم. بدترین جای این مساله این بود که من نمی‌دانستم چه کاری باید انجام دهم.

اعتیاد به کار من باعث شد که من بنزینی بر آتش چالشهای خودم با اعتیاد جنسی ریخته باشم. به خاطر اینکه من برای تجارت مسافرتهای زیادی داشتم و نمی‌توانستم به تفریحات مستهجن هتل‌ها نه بگم ، اغلب به خاطر رفتار جنسی خودم احساس شرم و خلاء درونی داشتم ، بنابراین من می‌خواستم که خلاء خودم را با کار بیشتر پر کنم که این باعث می‌شد احساس خلاء بیشتری داشته باشم ، بنابراین من به هرزه‌نگاری و سکس بیشتری نیاز داشتم تا اینکه احساس آرامش بکنم و این رویه ادامه پیدا کرد تا اینکه من در سال 1998 دچار یک بحران روانی شدم.

زخمهای پدری همانطور که در مردان شایع است در زنان نیز شایع می‌باشد ، و دختران کوچکی که با اهمال‌کاری در این زمینه بزرگ می‌شوند در نهایت با مردی ازدواج می‌کنند که دقیقا شبیه پدرشان باشد. نورمن رایت در کتابش با عنوان "همیشه دختر پدر" این نقل قول را از یکی از درمانجویان مونث خود آورده است:

او می‌گوید: " من فقط می‌خواستم مردی را پیدا کنم که با من با احترام برخورد کند. به نظر می‌رسید که من به مردانی برمی‌خوردم که در نهایت آنها با من بدرفتاری می‌کردند ، اما من نمی‌دانستم چرا ... چه چیزی برای من اتفاق می‌افتاد؟" کارن به خاطر اینکه از نظر احساسی مورد غفلت واقع شده بود زخمهای عمیقی را با خود داشت. روابط والدین او همراه با عصبانیت و کمبود رضایت همراه بوده است. پدر کارن وقتی برای او در نظر نمی‌گرفت و او را با عصبانیت خود کنترل می‌کرد. هیچ گونه سوء استفاده فیزیکی وجود نداشت اما مقدار زیادی سوء استفاده احساسی در میان بود. او احساس بی‌ارزشی بودن و ناچیز بودن داشت خصوصا از دیدگاه پدرش.

واقعیت این است که بیشتر مردانی که با اعتیاد جنسی چالش دارند بوسیله پدرشان در حین رشد آسیب دیده‌اند و آنها با زنهایی ازدواج کرده‌اند که زخمهای پدری خودشان را داشته‌اند. این یک زندگی زناشویی را پر از رنج و سرگشتگی می‌کند ، تا اینکه هر دو آنها متوجه مساله شده و به این طرد شدگی که به شکل عمیقی بر زندگی آنها تاثیر گذاشته است ، رسیدگی بکنند.

بنابراین ما چه کاری باید با این زخمهای عمیق درونی بکنیم؟ سکس و پول آنها را مرمت نمی‌کنند ، غذا نمی‌تواند آنها را التیام دهد (بعضی افراد از غذا استفاده می‌کنند برای مثال خوردن نفسانی برای اینکه سعی کنند حفره‌های روح خود را با غذا پر کنند) بنابراین جواب این سوال در جای دیگری است.

اول از همه ، دعا کنید. از خدا بخواهید که شما را در فرایند بهبودی یاری دهد.

بعد با حقیقت روبرو شوید. وقتیکه من مساله زخمهای پدری را در گروه‌مان مطرح می‌کنم من اغلب می‌شنوم که "خوب ، والدین من بهترین کاری را که می‌توانستند برای من انجام دادند." دفاع کردن از والدین‌مان یک پاسخ طبیعی و به خاطر عشقی است که به آنها داریم ، اما ما اغلب عادت کرده‌ایم که از رنج اجتناب کنیم. ما به شکل عمیقی بوسیله کسانی که دوستشان داریم و بیشترین نیاز را به آنها داریم مورد آسیب واقع شده‌ایم ، و هیچ زخمی نمی‌تواند عمیق‌تر از زخمی باشد که از جانب پدرمان دریافت کرده‌ باشیم. فرار کردن یا امتناع کردن این مساله ، نمی‌تواند زخمهای پدری را حل کند ؛ این مساله نیاز به رویارویی دارد.

روبرو شدن با زخمهای پدری به این معنی نمی‌باشد که ما والدین خودمان را برای گناهی که ما برای مداوا کردن خودمان مرتکب شدیم ، سرزنش کنیم. من سکس و کار را برای روبرو شدن با مشکلاتم انتخاب کردم ؛ والدین من این تصمیم‌ها را برای من نگرفتند. مهم نیست که چه اتفاقی افتاده است ما باید 100%مسئولیت گرویدن به شهوت یا هر مکانیسم مهار کننده‌ای که همراه با گناه بوده است را بپذیریم.

ما در روابط خودمان با یک مرد (پدرمان) آسیب دیده‌ایم و این در روابط واقعی ما با مردان دیگر است که فرایند بهبودی آغاز می‌شود. عشق مردانه غیرجنسی و پاک فقط به شکل انحصاری از جانب پدرمان نمی‌باشد. وقتیکه برادران ما ، علی رغم نقص‌هایمان ، ما را پذیرفته و به ما عشق می‌ورزند آنها بدون اطلاع به سوال ما پاسخ می‌دهند: "بله ، تو چیزی که یک مرد باید داشته باشد را داری ... تو مهم و باارزش هستی ، با استعدادهایی که مایه برکت هستند ... من از دوستی با تو لذت می‌برم." در این حمایت و تشویق از جانب برادران‌‌مان ، یک نوع موهبت و عشق مردانه و قدرت به ما منتقل می‌شود.

این موهبت بدین شکل توسط جاتان (پسر سال) نصیب دیوید شد. بخوانید و ببینید که دیوید بعد از کشته شدن جاناتان در جنگ چه می‌گوید:

" برادر من جاناتان ، من برای تو اندوهگینم ؛ تو برای من خیلی خوب بودی. عشق تو برای من شگرف‌تر از عشق یک زن می‌باشد."

ساموئل 1:26

در زمانیکه دیوید این را نوشت او چندین همسر داشت بنابراین او همه صمیمیت احساسی و فیزیکی را که می‌خواست ، داشته بود. با این وجود دوستی او با جاناتان شگرف‌تر از هر رابطه‌ای بود که او با زنان داشته بود. عشق مردانه پاک هیچ رابطه‌ای به سکس یا مالش احساسی که به خاطر تفاوت بین مرد و زن به وجود می‌آید ندارد. وقتی برادری درباره چیزی در زندگی‌ام با من چالش دارد مادامیکه این مساله بدون ناسزاگویی یا نیت پلید باشد ، من می‌توانم به آرامی با مسائل مشکل روبرو شوم. مردان ترس و عدم اطمینانی که مردان دیگر با آن مواجه هستند را می‌فهمند ، بنابراین ما می‌توانیم همدیگر را به گونه‌ای کمک کنیم که زنان نمی‌توانند. اگر من به مرد دیگری بگویم که من با شهوت چالش دارم او میتواند با من صحبت کرده و به من کمک کند. اما اگر من به یک زن درباره چالش خودم با شهوت بگویم من دو برابر از گفته خودم شرمنده خواهم شد ، به خاطر اینکه او سخت‌تر می‌تواند مرا بفهمد ، و این احتمال وجود دارد که من در رابطه با شهوت خودم نسبت به او دچار چالش شوم .

هنگامیکه شما با وقایع خاصی که باعث زخمهای شما شد مواجه می‌شوید ، آنها را در دفتر خاطرات روزانه خود برای خداوند بنویسید و بیان کنید که چطور زندگی شما با آنچه اتفاق افتاده  تحت تاثیر قرار گرفته است. برای مثال ، اگر شما یک پدر منفعل داشتید ، بنویسید که چطور شما سرگشتگی و خلاء را احساس کرده‌اید ، و اینکه شما چه نیازی از پدرتان دارید. این باعث خواهد شد که شما ناله‌ها و گریه‌های قلبی خود را بیان کنید و یک شفافیت در آنچه شما می‌بایستی انجام دهید به وجود می‌آورد.

در حینی که شما احساسات خود را می‌نویسید ، خداوند ممکن است بعضی مسائل را به شما نشان دهد که شما نیاز دارید با آنها روبرو شوید. تلخی قلب اغلب همراه با رنج و طرد شدن می‌باشد و خداوند میتواند این را برای شما آشکار سازد که شما نیاز دارید پدر خود را ببخشید و برای او طلب مرحمت کنید. یا شما میتوانید برای اولین بار به شکل واضح ببینید که چطور شما گناه جنسی را به عنوان یک خدای دروغین پرستیده‌اید و خداوند میتواند شما را دعوت به توبه کند. اگر خداوند چنین موردی را برای شما روشن سازد از خداوند بخواهید که چطور او می‌خواهد شما با این موضوع برخورد کنید و چه اقدامی داشته باشید.

ما نمی‌توانیم به زمان گذشته برگردیم و روابط پدر-پسری را که ما می‌خواهیم دوباره ایجاد کنیم ، و بنابراین اندوهگین شدن برای نداشتن چنین رابطه‌ای یک بخش طبیعی از این فرایند است. به خودتان اجازه بدهید که برای هر آنچه که با پدرتان نداشته‌اید محزون شوید ؛ با انجام این کار شما آنچه را که تجربه‌کرده‌اید را تائید می‌کنید و یک خروجی برای احساساتی که در شما محبوس شده بوده است پیدا می‌کنید.

همانند همیشه هر آنچه شما در حال تجربه کردن آن هستید را برای برادران خود در گروه پشتیبانی تعریف کنید. به آنها نشان دهید که خداوند چه چیزی را برای شما آشکار کرده است ، و از آنها بخواهید تا برای بهبودی شما در این محدوده‌‌های خاص دعا کنند. آشنا کردن برادران خود با زخم‌هایتان می‌تواند همانند یک مرهمی برای روح شما عمل کند.

بنابراین خواه پدر شما زنده است یا فوت کرده ، برای او یک نامه بنویسید. در این نامه شما ذکر خواهید کرد که شما چطور آسیب دیده‌اید ، پدرتان را برای هر آنچه اتفاق افتاده است ببخشید و سپس برای او طلب رحمت کنید. قبل از اینکه شما این نامه را بنویسید سعی کنید از چند روز قبل دعا کنید. این ممکن است مهمترین نامه‌ای باشد که شما برای همیشه خواهید نوشت ، و شما می‌خواهید که دست خداوند در آن باشد. از خداوند بخواهید تا قلب شما را آماده کند ، و از خداوند بخواهید آنچه را که می‌نویسید رحمتی هم برای شما و هم برای پدرتان باشد. همچنین این نیت را داشته باشید که قلب پدرتان پذیرای آنچه دریافت می‌کند باشد.

نامه را با بیان کردن اینکه چطور شما آسیب دیده‌اید شروع کنید. به پدرتان بگویید که شما در حین رشد به چه چیزهایی از جانب او نیاز داشتید ؛ چطور شما می‌خواستید که او اغلب اوقات به شما بگوید که او شما را دوست دارد ، یا اینکه دوست داشتید او شما را لمس کند ، یا اینکه شما چطور دوست داشتید که او زمان بیشتری را با شما می‌گذراند. طرز بیان شما نباید محکوم کننده باشد ، شما نباید به او اتهامی وارد کنید و یا اینکه از عباراتی شبیه به اینها استفاده کنید: "تو باید ... " یا " اگر تو این کار را کرده بودی من یک زندگی بهتری داشتم." آنچه انجام شده ، انجام شده و هدف این نامه این نیست که شما سنگ پرانی کنید ، بلکه هدف این نامه بهبودی است. با این نامه حقیقت را بگویید بدون اینکه سعی کنید با یک پتک او را خرد کنید.

 سپس پدر خود را ببخشید. این بخشش از نظر احساسی برای شما بسیار سنگین خواهد بود ،  بنابراین این نامه را از روی بی‌علاقگی ننویسید ؛ با این نامه شما می‌خواهید هر آنچه که او با شما انجام داده و یا انجام نداده است را رها کنید ، بدون اینکه دوباره به این موضوع برگردید. نامه بخشش خود را با سادگی و شفافیت بنویسید بدون اینکه شما در این نامه اشاره‌ای به چیزی در عوض آن داشته باشید.

بعد از اینکه با نوشتن نامه پدر خودتان را بخشیدید ، عشق خودتان را به پدرتان ابراز کنید. به او بگویید که شما او را برای آن چیزی که هست با همه اشتباهات گذشته می‌پذیرید. کارهایی که او انجام داده و شما از آنها تقدیر می‌کنید و آن مواردی درباره او که برای شما دوست داشتنی است را شرح دهید. از او تقدیر کنید و برای او طلب مرحمت کنید. شما حتی می‌توانید یک وصیت عهد قدیم برای مرحمت او بنویسید ؛ پدر شما ممکن است از پدر خودش زخمهای روحی را به همراه داشته باشد ، و این ممکن است اولین باری باشد که کسی برای او در زندگی طلب مرحمت کرده باشد.

وقتیکه شما این نامه را نوشتید ، آن را به گروه پشتیبان خود نیز عرضه کنید و آن را برای آنها بخوانید و از آنها بخواهید تا نظر خود را درباره آن بگویند. اگر آنها چیزی را نامناسب دیدند همانند یک لحن محکوم کننده ، در این حالت تغییرات مناسب را داشته باشید و سپس آن را دوباره برای آنها در جلسه بعدی بخوانید.

وقتیکه نسخه پایانی آماده شد ، از برادران خود بخواهید که برای شما و پدرتان دعا کنند. در ابتدا شما باید خودتان دعا کنید و از خداوند بخواهید که شما در حال بخشش پدرتان هستید و از او بخواهید که قلب پدرتان را آماده گرداند و از نامه به عنوان مرهمی هم برای التیام شما و هم برای التیام پدرتان استفاده شود. در این حالت این خیلی بجا است که گروه شما دعای شبیه به این برای شما داشته باشد. 

قبل از اینکه نامه را پست کنید با برادران خود درباره زمان انجام این کار مشورت کنید. برای مثال اگر پدر شما در حال سپری کردن یک دوران پر استرس است و یا اگر او مشکلات پزشکی خطرناکی دارد ، در این حالت بهتر است که منتظر بمانید. ( یا اینکه اصلا شما احساس می‌کنید که این پیام فورا باید منتقل شود و شما نیاز دارید که آن را یک روزه بفرستید.)

بعد از اینکه با خداوند و دیگران در اینباره مشورت کردید ، و وقتیکه شما احساس کردید خداوند چراغ سبزی برای پست کردن نامه نشان می‌دهد ، آن را بفرستید. هیچ مهم نیست که پدر شما چه عکس‌العملی دارد ، این را در نظر داشته باشید که شما هیچ کنترلی در قبال پاسخ او نخواهید داشت. شفای شما به این بستگی ندارد که شما چطور عکس‌العمل نشان خواهید داد ، بلکه بسته به آزادی و آرامشی است که شما با بخشیدن او برای خود به وجود می‌آورید.

اگر پدر شما زنده نمی‌باشد ، باز امیدوار باشید ، بیان آرزوهای قلبی شما برای پدرتان هنوز می‌تواند برای قلب و روح شما شفابخش باشد. نامه خودتان را برای پدرتان بنویسید و سپس همانگونه که اگر او زنده بود آن را با برادران گروه خود در میان بگذارید.

شما می‌توانید از رنج و طرد شدنی که زندگی شما را مختل کرده رها شوید. هر آنچه شما نیاز دارید این است که موضوع را با یک مرد دیگر در میان بگذارید ، تمایل به بخشش داشته باشید و دست خداوند در کار باشد. من امیدوارم که شما تابحال درک کرده باشید که ما به مردان دیگر در زندگی‌مان نیاز داریم تا اینکه همانند یک مرد معتقد قوی در زندگی عمل کنیم. صداقت داشتن در مورد ضعف‌هایمان با مردان حقیقی نه تنها برای ما شرم و طرد شدن به وجود نمی‌آورد بلکه واقعاً یک موهبت بزرگ است.

بهبودی زخمها از جانب مردی که بیشترین تاثیر را در زندگی ما داشته است مهمترین بخش رسیدن به فیض الهی است ، اما این مرحله نهایی نمی‌باشد. هر فردی یک حفره‌ خالی در درون قلبش دارد که میتواند فقط از یک طریق و فقط توسط یک شخص پر شود. این حفره که در قسمت مرکزی قلب هر انسانی است بر روی آن نوشته شده است "فقط برای خداوند". که هیچ انسان ، چیز و یا تجربه‌ای توانایی لمس کردن این بخش از قلب فرد را ندارد.

به خاطر اینکه خداوند تنها کسی است که میتواند یک قلب خالی را با زندگی ، نور ، عشق ، لذت و آرامش پر کند ، در این قسمت از سفرمان ، روی به درگاه باریتعالی می‌آوریم.

منبع: http://www.blazinggrace.org/cms/bg/healingfatherwounds

 

دانلود کتاب

 صفحه اصلی سایت

    عناوین توصیه شده :  

رشد مردانگی

به دنیای مردان دوباره وارد شوید!

 

درمان جبرانی همجنسگرایی مردانه  

ژوزف نیکولوسی

 

 

 

نهضت حقوق گی و طرفداری افراطی از گی

علتهای ریشه ای ، پیامدهای همجنسگرایی

راه حل ما: یک سفر چهار وجهی

چگونه بر رفتار همجنسگرایی غلبه کنید