کمک به افرادی که گرایش ناخواسته به همجنس خود دارند.

|صفحه اصلی سایت|   شناخت   |   بهبودی   |   حکایات    |موضوعات مهم|   مقالات   |   کتاب   منابع   | پشتیبانیدرباره ما

سئوالها و جوابها

من دوست دارم که به شما اعتماد کنم اما من هنوز شک دارم. من همیشه در زندگیم خواستم که تغییر کنم اما هیچ چیز فایده ای نداشته است.

ما مطمئنا متوجه میشویم. قبل از اینکه ما تغییر حقیقی را بیابیم ، هر کدام از ما در دوره های ناامید کننده دراز مدتی قرار میگرفتیم که فکر میکردیم در دام احساسات و رفتاری قرار گرفتیم که ماورای قدرت کنترل ما بود. هر کدام از ما ناامیدانه به دنبال تغییر بودیم و شک داشتیم که آیا اصلا میتوانیم آن را پیدا کنیم یا نه.

بنابراین اگر شما احساس میکنید که همه راهها را امتحان کرده اید اما هیچ راهی فایده نداشته است. ما به شما پیشنهاد میکنیم که آیا شما این روشی را که در این وب سایت معرفی کرده ایم امتحان کرده اید؟

روش ما راه حل ما میباشد: سفر چهار وجهی که به شکل پیچیده ای 6 بخش رشد را برنامه ریزی می کند که بیشتر ما تشخیص داده بودیم برای اینکه تغییرات مشخصی را بتوانیم تجربه کنیم باید به آنها توجه می کردیم.

-         پذیرش خود ، بیرون آمدن از شرم و انزوا

-         واگذار کردن زندگی و اراده مان به خداوند

-         یافتن عشق برادرانه و تائید مردانگی از مردان دگرجنسگرا

-         حل کردن مشکلات احساسی در لایه های زیرین ، مواجه شدن و التیام بخشیدن به زخمهای خفته

-         تسلیم کردن عقده ها ، رشک ، شهوت و ...

-         در آغوش گرفتن هویت مردی دگرجنسگرا و یک هویت کاملا جدید

 

راهی برای رهایی از همجنسگرایی

منظور ما از تغییر چیست ؟

آیا تغییر واقعاً امکان پذیر است؟

چرا تغییر؟

موضوع شرم و حیا نمی باشد؟

علتهای ریشه ای ، پیامدهای همجنسگرایی

چرا این به کار نیامد؟

راه حل ما: یک سفر چهار وجهی

سئوالها و جوابها

یک سفر چهار وجهی

مردانگی

حقیقی بودن

تامین نیازها

تسلیم شدن

در درک کردن این موضوع ما معمولا دو دام اساسی را می توانستیم تشخیص دهیم که امکان دارد در آن گرفتار شویم قبل از اینکه معنی تغییر بادوام و واقعی را بیابیم. یکی این بود که همه تلاشمان را فقط در یک یا دو بخش از فرایند درمان ( مثلا یک تاکید زیاد بر مسائل روحانی یا رفتاری) قرار دهیم در حالیکه از دیگر بخشهایی که ریشه های مشکل در آنجا خوابیده بودند غافل شده و یا بی خبر باشیم. مساله دیگر این بود که بر روی بخشهای درمان مورد نظر کار کرده اما روش غلطی را در پیش بگیریم. مثل اینکه بوسیله دعا بخواهیم که احساسات همجنسگرایی از ما دور شوند یا اینکه بوسیله مقاومتی که ترس و عصبانیت را حاصل میکند بخواهیم که تغییر را بوجود بیاوریم یا اینکه بخواهیم خودمان را با تقصیر یا شرم با انگیزه کنیم.

ما همچنین دریافتیم که تغییرات مهم ممکن نبود مادامیکه ما یکی از موانع زیر را در سر راهمان داشتیم:

-         دمدمی مزاج بودن درباره فرایند تغییر واقعی

-         شک گرایی در مورد اینکه آیا تغییر واقعاً ممکن بود یا اینکه ندانیم چطور تغییر را دنبال کنیم. بعضی از ما یکبار ترجیح داده بودند که باور کنند که آنها اینگونه به دنیا آمدند و نمیتوانند تغییر کنند زیرا این مساله به آنها اجازه میداد که خودشان را از این موقعیت مشکل رها حس کنند.

-         بی میلی نسبت به زحمت افتادن  تا اینکه کاری متفاوت انجام بدهیم و یا بی میلی نسبت به اینکه شخصیت پنهان خود را نشان بدهیم و درخواست کمک کنیم.

-         نیازهای خودمان را به جای اینکه بیشتر برآورده کنیم ، کمتر برآورده کنیم که این نیازها میتوانند این موارد باشند : حقیقی بودن ، رفاقت بامعنی با جنس مذکر ، تائید مردان و ...

-         اینکه بخواهیم به کمک نیروی اراده خودمان را وادار به تغییر کنیم.

-         تلاش در جهت حل کردن مشکل ارتباطات (ارتباطات ما با دیگر مردان دگرجنسگرا ، خصوصا درک ما از خودمان در رابطه مان با دیگر مردان) در خلوت خودمان ، به غیر از هر گونه روابط معنادار.

-         انتظار داشتن اینکه خداوند تمام کار را برای ما انجام دهد بدون توجه به این مساله که ما بیشتر از دعا باید اقدام به عمل کنیم برای تغییر ( یا حداقل برای هر کاری که خیلی مشکل به نظر می رسد.)

-         خطا در پذیرفتن این مساله که تغییر یک سفر است. ما یکمرتبه از خداوند توقع داشتیم که ما آناً شفا دهد به جای اینکه او را در یک سفر برای شفا که مدت زمان زیاد و انرژی زیادی می طلبید همراهی کنیم.

یک درمانگر جبرانی در یک مورد خصوصی می نویسد:

" به طور کلی ، من اعتقاد دارم که موفقیت در این فرایند درمان و یا هر فرایند درمان دیگری به یک اصل ساده و تنها نسبت دارد: افراد به شکل خود به خودی به چیز بهتر تغییر پیدا می کنند وقتیکه آنها مقاومت در برابر تغییر را رها میکنند. به عبارت دیگر ، تغییر به شکل طبیعی اتفاق می افتد اگر ما از مسیر خود خارج شده و به آن اجازه دهیم که اتفاق بیفتد. البته مشکل اینجاست که مردانی که با همجنسگرایی سر و کار دارند معمولا آنقدر مسائل مختلف در سر راه دارند که مانع شدن از فرایند تغییر طبیعی مثل تلاش در جهت برداشتن یک سد بزرگ است." ( منبع: چه کسانی موفق به تغییر در فرایند درمانی شدند؟)

اما شما در مورد آن دسته از همجنسگرایانی که ادعا میکردند که تغییر کرده اند اما سپس بعد از مدتی پذیرفتند که آنها هرگز تغییر نکرده بودند و دوباره به زندگی همجنسگرایی برگشتند چه می گوئید؟

این دسته از افراد احتمالا شامل دو دسته از افراد میباشند آن دسته از افرادی که هرگز تغییر اساسی نداشتند و آن دسته که تغییر واقعی داشتند اما به دلایلی پس روی داشته به زندگی سابق برگشتند. اگر "گی سابق" یک برچسبی است که یک نفر انتخاب میکند درست مثل اینکه یک نفر بخواهد خود را "گی" یا "گی-سابق-سابق" بنامد ، بسیار خوب. اما برچسبها میتوانند به شکل اتفاقی زده و یا کنده شوند. آنها ضرورتا معنی زیادی نمی دهند (هر چند که آنها هویت شخصی که یک نفر در حال حاضر دارد یا میخواهد داشته باشد را نشان می دهند). اگر یک مرد در ابتدای کار فکر کرد که تغییر کرده است اما بعدا تصور کرد که او تغییر نکرده است ، این میتواند مانند این باشد که او از بعضی جوانب تغییر کرده است اما نه در همه آنها .

به طور مثال ، تغییرات روحانی به نظر میرسند که از قابل انعطاف پذیرترین تغییرات باشند. معنویات میتواند بسیار نیرو دهنده و نیروبخش باشند که احساسات جنسی را برای یک مدت زمان تحت الشعاع قرار دهند. اما اگر معنویات مسائل جنسی را تحت الشعاع قرار دهند به جای اینکه آنها را جایگزین کنند ، مسائل جنسی میتوانند دوباره به حالت اول بازگردند اگر معنویات دائما وجود نداشته باشند.

با توجه به برگشت به عقب یک نفر بعد از اینکه تغییر عمده ای را تجربه کرده است ، این نباید تعجب آور باشد که تکرار عمل ضد اخلاقی به شکل مسلم در غلبه بر همجنسگرایی وجود دارد به این خاطر که این مساله در همه زمینه های تغییر مثل کم کردن وزن تا ترک سیگار و بهبود اعتیاد به الکل تا غلبه کردن بر افسردگی یا هر چیز دیگری که شما بتوانید به آن فکر کنید وجود دارد. اما این حقیقت که تغییر مشکل است و بعضی مردم نمیتوانند تغییر کنند یا به عادتهای قدیمی باز می گردند فقط یک پیروزی برای کسانی بوجود می آورد که تغییرات دائمی اساسی بوجود می آورند که بسیار بیشتر ماندگار است.

همانگونه که ما داستانهای این گونه افراد (بعد از تغییر همجنسگرایی دوباره به آن برگشته اند) را میخوانیم ما معتبر بودن تجربیات و انتخابهایشان را می پذیریم ، همانطور که ما از آنها می خواهیم که انتخابها و تجربیات ما را بپذیرند. آیا این غیر ممکن است که بعضی از مردم نتوانند یک راهی پیدا کنند که بتوانند احساساتشان را تغییر بدهند؟ چرا این باید به شکل هر/یا و آنها یا ما باشد؟ آشکارا ما می دانیم که بعضی از افراد میتوانند آرزوهای جنسی خود را تغییر بدهند زیرا ما آن را خودمان تجربه کرده ایم. افراد دیگر به طور موکد بیان می دارند که آنها نمی توانند تغییر کنند ، بنابراین سئوال درباره اینکه آیا آنها می توانند یا نمی توانند اگر آنها میخواستند ، در حال حاضر احتیاج به بحث و مناظره دارد.آیا تجربه همه سه نوع افراد به طور مساوی برای همه آنها معتبر است؟

در ابتدای امر همجنسگرایی برای همه افرادی که با آن مواجه میشوند یک مورد خیلی دشوار به نظر می رسد. ما که هستیم که در مورد دیگری قضاوت کنیم که میتواند یا باید بتواند ؟ ما که هستیم که قضاوت بکنیم که آنها شادی واقعی را یافته اند یا اینکه آنها سعی واقعی را انجام داده اند یا آنها کاری را انجام می دهند که برایشان مناسب است یا اینکه آنها با خداوند هستند در این زمان ؟

سئوال واقعی سئوال حیاتی این است که همه اینها برای شما چه معنی میدهد؟ آیا شما سعی می کنید که در مورد برخورد با احساسات همجنسگرایی ناخواسته تصمیم گیری کنید ، آیا آنهایی که تغییر کرده اند کاملا نامربوط هستند سوای یک راهنما که به شما کمک می کند مسیر خود را پیدا کنید. همه آنچه مهم است این مطلب است که چه چیزی برای شما در زندگی درست و صحیح است.

بنابراین ما از شما دعوت می کنیم که داستانهای ما را بخوانید ، به آنچه ما مجبور بودیم بگوئیم گوش دهید ، و از خودتان بپرسید که آیا این برای شما درست به نظر میرسد. از خودتان بپرسید آیا شما می خواهید در زندگیتان لذت و آرامشی را که ما یافته ایم با راه و روشی که ما یافته ایم را داشته باشید. سپس انتخاب خودتان را داشته باشید که برای خودتان درست باشد و باعث خشنودی خداوند گردد. اگر شما این کار را انجام دهید شما مجبور نیستید که درباره انتخابهای دیگران یا آنچه آنها درباره شما فکر میکنند ناراحت باشید.

من می خواهم تغییر کنم و من آماده هستم تا هر کاری را برای تغییر انجام بدهم . از کجا باید شروع کنم؟

آن چیزهایی را که برای دیگران مفید بوده و بواسطه آن توانسته اند یک تغییر موفق از همجنسگرایی داشته باشند را بیاموزید. مشاوران و برنامه هایی پشتیبانی که به آنها کمک کرد را شناسایی کنید. شما می توانید صفحاتی از این وبسایت را پرینت گرفته و آن بخشهایی که برای شما خیلی مهم به نظر می رسد یا خیلی مشکل به نظر میرسد را مشخص نمائید.

این فقط مطالعه ذهنی نمی باشد. این یک مطالعه معنوی و احساسی است. مطالعه با یک قلب معتقد یک رهنمود درونی برای شما درباره بخشهایی از بهبودی عمده باز می کند. اگر شما به این طریق شروع به مطالعه بکنید ، شما ممکن است که این تجربه را داشته باشید همانگونه که ما داشتیم. پر از لحظات مهیجی از "آهان"! وقتیکه شما تجربه هایی را که منجر به احساس همجنسگرایی شما شد متوجه میشود در حالیکه قبلا هرگز آنها را درک نکرده بودید. و همینطور وقتیکه شما چیزهایی که برای شروع تغییر لازم است را می شناسید.

مهمترین چیز بعدی که لازم است این است که کمک بگیرید. کمک بگیرید از خداوند و دیگران. خصوصا مردانی که شما به آنها میتوانید اعتماد کنید که پشتیبان شما باشند. به آنها بگوئید که با چه چیزی سر و کار دارید. از آنها بخواهید که به شما کمک کنند و گوش شنوایی برای صحبتهای شما باشند همینکه شما فرایند درمان را آغاز میکنید. این مساله اساسی است. شما نمی توانید به تنهایی به شکل محرمانه تغییر کنید.

همجنسگرایی در بطن خودش یک مشکل در روابط است و نمی تواند در انزوا حل شود .

اگر ممکن است یک درمانگر حامی پیدا کنید که درباره درمان جبرانی مطلع است  یا اینکه میل دارد مطلع و آگاه شود و از طرف دیگر اعتقاد به تائید بر مردانگی شما دارد و نه بر همجنسگرایی شما .

سپس در حالیکه مجهز به اطلاعاتی هستید که برای دیگران کارگر بوده است و در حالیکه دور و برتان تعدادی افراد حامی هستند که شما را تشویق می کنند و یا به شما گوش می دهند و همینطور به خداوند برای راهنمایی تکیه می کنید ، شما حالا آماده هستید که بر روی یک برنامه برای تغییر اساسی کار کنید. مسیری را که ما در این وبسایت معین کرده ایم را دنبال کنید یا مسیرهای مشابه ای که در کتابهایی مثل " هویت مردانه خود را اعلان عمومی کنید" یا هر مسیری دیگری که شما حس می کنید خداوند شما را در آن مسیر هدایت می کند.

شما نمی توانید همه کارها را یکجا انجام دهید و این یک فرایند زنجیره ای نمی باشد. مساله مهم این است که شما خودتان را در راههای جدید قرار دهید. ریسک های جدید انجام دهید. روابط جدید بسازید. کارهای جدیدی را مثل آنچه ما در این وبسایت آورده ایم تجربه کنید چیزهایی که به شما کمک می کنند تا حس درونی خود از مردانگی ، روابط تان را با مردان دگرجنسگرا و رابطه تان را با خداوند التیام بخشید.

همه اینها به نظر کارهای خیلی زیادی هستند. من مطمئن نیستم که از عهده آنها بربیام . آیا راه ساده تری هم وجود دارد؟

راه ساده تر یا تعقیب کردن یک زندگی همجنسگرایی است یا اینکه در یک حالت مقاومت در برابر وسوسه بدون از بین رفتن وسوسه زندگی کنید یا اینکه هر از یک پاهای خود را در یک طرف مانع قرار داده و بدون تغییر باقی بمانید. شما همچنین می توانید زندگی خود را در یک حالت تا حدی-شفایافته یا نیمه-خودآگاه بگذرانید.

اما مسیری که ما در این وبسایت ترسیم کرده ایم متفاوت است. این یک سفر شفابخش به سمتی است که وسوسه ها بالا برده میشوند(به جای اینکه با آنها مقاومت شود.) به سمت تمامیت اجتماعی ، معنوی و احساسی. و همچنین به سمت یک هویت مردانه تر نو که همانا یک مرد خدایی است. برای اینکه به این مکان برسیم ، خیر ما شک داریم که راه ساده تری وجود داشته باشد. اما زندگی یک سفر است بدون توجه به اینکه شما در چه مسیری قرار دارید. شما ممکن است در این مسیر یا مسیر دیگری قرار داشته باشید. مادامیکه شما زنده هستید شما در حال حرکت هستید. در مورد ما ، ما تصمیم گرفتیم که به سمت تمامیت ، به سمت خدا و به سمت یک هویت مردانه تر دگرجنسگرا حرکت کنیم.

این سفر چقدر طول می کشد؟

این یک سئوال سخت است زیرا تغییر یک سفر است و این خیلی مشکل است که ما اندازه بگیریم چه وقت دقیقا این سفر شروع میشود و از طرفی چه وقت کامل است. در مورد ما ، این مساله به این بر میگشت که چقدر ما خالصانه و ساعیانه تغییر را تعقیب می کردیم.

از بین همه مراحل تغییر ، تغییر معنوی به نظر می رسد که سریعتر از بقیه اتفاق می افتد که باعث تغییرات بنیادی در امیال و نگرش میشود و به شکل تقریبا فوری یا در عرض چند هفته و یا چند ماه اتفاق می افتد. این ضرورتا به معنی یک توقف کامل از امیال همجنسگرایی نمی باشد ،  اما بعضی از ما متوجه شدیم که این باعث یک توقف فوری رنج و تعارضهای درونی میشود. (باب و جری درباره این مسائل معنوی مهم در داستان تغییرشان می نویسند.) برای دیگران رشد معنوی کندتر است که همزمان با دیگر تغییرات حاصل می گردد درست مثل اینکه خداوند ما را قدم به قدم در یک مسیر قرار میداد.

برای آن دسته از ما که با یک درمانگر کار کردند ، درمان هفتگی عموما بین یک تا سه هفته طول کشید . جان ، ریچ ، دیوید ، دن و جیسون درباره تجربیات مثبتشان در خصوص درمان در داستانهایی از تغییر می نویسند.

آیا این زمان بلندی به نظر میاد؟ نه وقتی که سفر لذت بخش و شفا دهنده میشود ، هنگامیکه ما شروع می کنیم که گوشه گیری ، ترس ، اعتقادات و رفتارهای مخرب خود را بشکنیم. هرچند که این کار سختی بود اما زمان مهیجی برای کشف و نو شدن بود.

 

چه نوع مشاوره و یا درمانی مفید خواهد بود؟

خیلی از ما (ریچ ، دیوید ، جان ، جیسون و راب) درمان جبرانی را خیلی مفید یافتند. درمان جبرانی به گونه ای با همجنسگرایی روبرو می شود که به شکل درونی یک ارتباط شکسته شده با مردان را بهبود بخشد. بطور خاص ارتباط با پدران ، برادران ، همسالان مذکر و همینطور با حس درونی خودمان از مردانگی. درمان بر روی شناختن آن احساسات طرد شده و منزوی گشته و همینطور درمان آنها به شکل احساسی متمرکز می شود. که بخشی از این فرایند بواسطه برقراری یک رابطه دوستانه سالم با مردان همجنسگرا برای کمک به آنها انجام میشود. این همینطور بر حس تائید یک مرد نسبت به مردانگی اش تاکید می کند. تغییر خواسته های جنسی همانند یک محصول جانبی قویتر شدن هویت مردانگی و روابط مردانه می باشد.

دن از درمان کودک درون فواید زیادی برد. این درمان بر شناخت و شفای زخمهای کودکی و جوانی تمرکز میکند.

ریچارد و جری از درمان معنوی که بر بخشش و شفای زخمهای احساسی کودکی تمرکز میکرد در حالیکه رابطه شان را با خدا محکمتر می کردند فایده بردند.

هر درمانی که شما انتخاب می کنید این مهم است که درمانگر یک هویت دگرجنسگرای قوی و بعضی ویژگی های مردانگی را داشته باشد که به نظر درمانجو جذاب باشد. این بدین خاطر است که عبور از همجنسگرایی بیشتر مربوط به رشد مردانگی است اینکه به عنوان یک مرد راهنمایی شده و تائید شویم ، همچنانکه به روانشناسی و معنویت مربوط می گردد. درمانگر همانند یک راهنمایی است که درمانجو را به سمت هویت دگرجنسگرای مردانه اش هدایت می کند . ( منبع : "درمان تاکیدی بر جنسیت میتواند مفید باشد")

به هر حال شما باید آگاه باشید که به خاطر "اصلاحات سیاسی" و تصدیق فعالیتهای افرادی که از همجنسگرایان حمایت می کنند ، انجمن روانشناسی و دیگر انجمنهای روانشناسی حرفه ای هیچ نوع درمانی را توصیه نمی کنند به غیر از درمان "تائید همجنسگرایی" که برای از بین بردن تقصیر و شرم درباره همجنسگرا بودن و رابطه جنسی با مردان  است. اما درمانگران مترقی خصوصا آنهایی که به گروههای حرفه ای تائید همجنسگرایی تعلق ندارند هنوز درمانجویان را به مشخص کردن فرایند درمانی شان دعوت می کنند و آنها را تشویق می کنند که رنج گرایش به همجنس را از طریق روابط سالم دگرجنسگرایی التیام بخشند به جای اینکه همجنسگرایی را توصیه کنند.

 

دانلود کتاب

 صفحه اصلی سایت

    عناوین توصیه شده :  

رشد مردانگی

به دنیای مردان دوباره وارد شوید!

 

درمان جبرانی همجنسگرایی مردانه  

ژوزف نیکولوسی

 

 

 

نهضت حقوق گی و طرفداری افراطی از گی

علتهای ریشه ای ، پیامدهای همجنسگرایی

راه حل ما: یک سفر چهار وجهی

چگونه بر رفتار همجنسگرایی غلبه کنید