کمک به افرادی که گرایش ناخواسته به همجنس خود دارند.

|صفحه اصلی سایت|   شناخت   |   بهبودی   |   حکایات    |موضوعات مهم|   مقالات   |   کتاب   منابع   | پشتیبانیدرباره ما

یک سفر چهار وجهی : تامین نیازها

خلاصه :

ما شروع کردیم که نیازها و احتیاجات واقعی خود را در پس افکار و خواسته های همجنسگرایانه بشناسیم و راههای درمان آنها و روشهای بهبود دهنده را بیابیم. ما تمرکز برای ممانعت و یا کنترل الگوهای فکری و رفتارهای خودتخریبی را متوقف ساختیم و به جای آن به جایگزینی امیال ناخواسته اولویت بخشیدیم بدین وسیله که آنها را تامین نمائیم تا اینکه بخواهیم نیازهای بنیادین را سرکوب کنیم.

ما رویای یک زندگی بهتر برای همگان یا یک  هدف بزرگتر برای زندگیمان را در سر پروراندیم ، و در اینصورت شروع کردیم به اینکه انرژیهای خود را در کارهای مثبت به کار بگیریم تا اینکه بخواهیم از کارهای منفی فرار کنیم.

 

راهی برای رهایی از همجنسگرایی

منظور ما از تغییر چیست ؟

آیا تغییر واقعاً امکان پذیر است؟

چرا تغییر؟

موضوع شرم و حیا نمی باشد؟

علتهای ریشه ای ، پیامدهای همجنسگرایی

چرا این به کار نیامد؟

راه حل ما: یک سفر چهار وجهی

سئوالها و جوابها

یک سفر چهار وجهی

مردانگی

حقیقی بودن

تامین نیازها

تسلیم شدن

تغییر واقعی وقتی شروع شد که ما از کنترل کردن نیازهای جنسی دست کشیدیم و به جای آن شروع به برآورده کردن نیازهای بنیادینی کردیم که در زیر آنها قرار گرفته بودند. برای مثال نیازی که هر پسر کوچکی برای مورد تائید قرار گرفتن ، راهنمایی شدن و مورد محبت قرار گرفتن از جانب پدر ، برادران و دیگر پسرها احتیاج دارد. ما یاد گرفتیم که تغییر اساسی از برآورده شدن نیازها حاصل می شود نه فقط با مقاوت در برابر امیال ناخواسته.

ما متوجه شدیم که در درون ما شهوت نسبت به یک مرد ریشه در ویژگیهایی از آن مرد بود که ما در درون خود کمبود آن را داشتیم. ما همینطور دریافتیم که این اغلب یک گونه اظهار نادرست از نیاز مشروع ما برای ارتباط درست با مردان دیگر بود. بدین علت که ما برای برآورده ساختن آن نیاز به روش مستقیم و حقیقی مایل و یا قادر نبودیم. آن نیاز برآورده نشده شدت میگرفت همانطور که نیاز به تشنگی و گرسنگی اگر نادیده گرفته شوند با گذر زمان شدت می گیرد. سپس آنها خود را از راههای کج مثل یک احساس نادرست ( شهوت ) نشان می دهند که شدیدتر و مبرم تر به نظر می رسند و امتناع کردن آنها به مراتب مشکلتر می گردد.

یک کودک کم سن و سال را در نظر بگیرید که وقتی خواهش داشتن چیزی را می کند نمی تواند بگیرد بنابراین او به کج خلقی متوسل می شود. کودک درون یک مرد نیز ممکن است به شکل مشابه پاسخ دهد. تصور کنید که کودک درون یک مرد به آرامی خواهش کند " لطفا ، من به دوست احتیاج دارم! من به لمس غیر جنسی سالم مرد دیگری احتیاج دارم! من به عشق پدرم احتیاج دارم! من احتیاج به زمان دارم که بازی کنم خصوصا با دوستام به جای اینکه سخت کار کنم! آیا تو از من مراقبت خواهی کرد؟" و سپس خود انسان بزرگسال پاسخ می دهد" اینقدر بچه نباش. من یک مرد بزرگ هستم. من نمی تونم از مردهای دیگه تقاضای این چیزها رو داشته باشم ، هیچ کس نمی خواهد دوست من باشد. بنابراین فقط ساکت باش و برو کنار. "

بنابراین کودک درون مرد چه می کند؟ او یک اوقات تلخی دارد. او خودش رو به شکل شهوت درمیاره تا اینکه راهی برای خودش پیدا بکنه. او پافشاری میکنه که "من با مردها و مردانگی خودم بالاخره یه راهی پیدا میکنم ، چه تو دوست داشته باشی چه نه." شهوت به زور خودش رو نشون میده و بنابراین مرد به کج خلقی کودک درون تسلیم میشه. کودک حاکم راه خودش رو پیدا میکنه به خاطر اینکه خود بزرگسال از تغذیه کردن او امتناع میکنه.

بنابراین برای ما اینگونه بود . ما در نهایت تصمیم گرفتیم که راه دیگری رو در پیش بگیریم. به جای اینکه سعی بکنیم که جلوی احساسات و گرایشات ناخواسته رو بگیریم یا در برابر آنها مقاومت کنیم ما مجبور بودیم که پیش دستی می کردیم و آنها را با چیزی که بتونه تغذیه کننده و ارضاء کننده باشه جایگزین می کردیم. ما مجبور بودیم که به نیازهای مشروع کودک درونمان توجه کنیم.

برای ما ، بعضی از حقیقی ترین نیازهایی که در سطوح زیرین همجنسگرایی قرار گرفته بود عبارت بودند از:

1- نیاز برای تائید ، توجه و پذیرش جنس مذکر

2- نیاز برای ارتباط با جنس مذکر در قالب یک هیئت یا گروه مردانه

3- نیاز برای احساس کردن همانند یکی از مردان

4- نیاز برای لمس غیر جنسی سالم

5- نیاز برای اعمال زور فیزیکی و ارتباط بدنی

6- نیاز برای بازی کردن خصوصا همراه مردان

7- نیاز برای اینکه به شکل حقیقی با احساسات ارتباط برقرار بکنیم و خصوصا برای یک محل امن تا اینکه احساسات عصبانیت و اندوه را ابراز بکنیم.

8- نیاز برای اینکه به شکل حقیقی با دیگران ارتباط برقرار بکنیم ، خصوصا مردان ، اینکه با آنها واقعی باشیم ، اینکه کاملا دیده و شنیده شویم.

9- نیاز برای ارتباط برقرار کردن با روح

10- نیاز برای یافتن یک هدف بزرگتر در زندگی فراتر از اینکه به فکر ارضای خود و نیازهای خود باشیم.

در ابتدا اغلب ما از اینکه با ترسهایمان مواجه شویم و موانع دفاعی خود را کنار بگذاریم می ترسیدیم. تفکیک دفاعی و دیگر مکانیزمهای دفاعی وجود داشتند ، آخر برای اینکه خودمان را از آسیب دیدن محافظت بکنیم. اما آنها دیگر به ما کمک نمی کردند. دیواری که ما دور خود کشیده بودیم که از ما مراقبت کند بیشتر یک زندان شده بود تا یک محافظ. بنابراین ما شروع کردیم به اینکه دیوار را کنار بگذاریم و اقدام در جهت برآورده شدن نیازهای حقیقی را امتحان بکنیم. به زودی این به یک بخش پرثمر از سفر چهاروجهی برای تغییر تبدیل شد. یک زندگی پر از خود انکاری ، پر از تلاشهای بی نتیجه با قدرت اراده و خود کنترلی ، به تدریج به یک زندگی واقعی تبدیل شد. 

قدرت قلب

در کتاب قدرتمند نویسندگان دین بیرد و مارک چامبرلان به نام " قدرت اراده کافی نیست : چرا ما موفق به تغییر نمی شویم" نوشته شده که استفاده از قدرت اراده به تنهایی برای تغییر هر رفتار انسانی ناخواسته در دراز مدت موثر نمی باشد. این بدین خاطر است که قدرت اراده اصولا قدرت ذهن است (" ذهن علیه ماده") ولی این در واقع قلب است که منبع احساسات و انگیزشهای واقعی است. نویسنده می نویسد:

" ما نیاز داریم که به قدرت اراده (یا قدرت ذهن) متکی باشیم فقط تا جائیکه قلب ما موافق آنچه انجام می دهیم نمی باشد. مشکلات خود کنترلی میتواند بعنوان چالشی بین ذهن و قلب تصور بشود. قلب دوست دارد که کاری را انجام دهد اما ذهن به گونه ای دیگر فکر میکند."

در حقیقت  نویسنده می نویسد، اعتماد پیوسته به قدرت اراده به تنهایی میتواند واقعاً چرخه ایستادگی/افراط/تصمیم را خرابتر کند و باعث شود که این زنده بماند ، بدین ترتیب واقعاً احساسات ناخواسته را سوخت رسانی کند. به جای آن ، آن عده از افراد که موفق میشوند چرخه های خود تخریبی ، عادات و رفتارهای ناخواسته از هر نوعی را تغییر دهند ، آن عده ای هستند که یاد می گیرند که به قدرت انگیزه دهنده و پرقدرت قلب دستیابی پیدا کنند.

" یک راه دیگر که (ذهن و قلب) را با یکدیگر موافق می گرداند این است که انگیزه بالاتری پیدا کنید ، چیزی که قلب شما را آنچنان کاملا مجذوب می کند که جانشین اعتقاد یا عادت بد که شما در تلاش برای کنترلش هستید میشود یا حتی با شدت زیادی جایگزینهای مثبت را پیگیری میکند."

بیرد و چامبرلین ادامه می دهند که :

"به شکل باورنکردنی این گونه شفافیت هدف باعث شد که فرانکل و دیگر زندانیها برای مدت زیادی زنده بمانند."

"ساده ترین شکل از اهداف مثبت میتواند رشد کرده و جایگزین آنچه در زندگی ما مخرب است بشود... ما بیشتر خودمان هستیم وقتی که ما در میان انجام دادن کارهای خوب هستیم تا کارهای شیطانی. خصوصا فرایند کسب خود کنترلی بیشتر و افزایش درستکاری تغییر آنچه واقعاً ما هستیم نمیباشد. بلکه حرکت به سمت آنچه واقعاً هستیم می باشد.

ما میتوانیم یک نیرویی برای تغییر بیابیم وقتی که ما هدفی خارج از خودمان پیدا می کنیم ... و در زندگیمان بد را با خوب جایگزین میکنیم. یافتن چیزی که ما بتوانیم خودمان را از صمیم قلب وقف آن بکنیم به معنی کشف معنی برای بالابردن هستی خودمان است چیزی که در بیرون ما وجود دارد. ما هر کدام تعداد بیشماری آرزو در زندگیمان داریم. هدف این نیست که بدها را سرکوب نمائیم به منظور اینکه خوبها پرورش پیدا کنند.

" این امکان وجود دارد که ما با انگیزه باقی بمانیم ، تا اینکه قلبمان را با تلاشمان برای تغییر یکی کنیم. اما برای اینکار ما احتیاج به یک جایگزین داریم که برای ما با معنی باشد. و با معنی نه فقط در یک حس عقلانی بلکه عمیقا از نظر احساسی هم با معنی باشد. اجازه بدهید که رویای شما از آن جایگزین شفافتر از فریبهای زندگی گذشته شما باشد. در این حالت شما در مسیر تغییر قرار می گیرد. شما هر کاری میتوانید انجام دهید وقتی قلبتان در آن کار است."

ما چه کاری انجام دادیم که باعث تغییر شد

اینجا ولیکن تغییرات مختلفی است که خیلی از ما انجام دادیم:

1- ما سعی کردیم که نیازهای واقعی که در زیر فکرها و آرزوهای همجنسگرایانه بودند را پیدا کنیم.

         وقتی که ما افکار و امیال همجنسگرایانه داشتیم ، ما سعی کردیم که ردپای افکار و احساساتمان را بگیریم تا اینکه بفهمیم چه چیزی آنها را بوجود آورد. اغلب ما متوجه شدیم که آنها احساساتی مثل احساس ضعف در برابر مردان دیگر بودند (نیازهای آشکار شده برای احساس قدرت و احساس برابری با دیگر مردان بودند.) و یا احساس اینکه ترک شده و یا مورد تهدید قرار گرفته ایم ( نیاز آشکار شده برای پذیرفته شدن بوسیله مردان دیگر بود.) این احساسات اغلب به سالهای ابتدایی زندگی ما برمیگشت زمانیکه ما به اندازه کافی عشق ، پذیرش و تائید بوسیله پدر ، پدر نماد و یا دیگر مردان در زندگیمان دریافت نمی کردیم.

         ما شروع کردیم که به الگوهای شخصی مان در مورد شهوت و دیگر امیال همجنسگرایانه توجه کنیم. آیا آنها در روزهای خاصی از هفته ، ساعات روز و یا موقعیتهای قابل پیش بینی بوجود می آمدند؟

         ما به جستجوی آرزوهای خوب در هسته بیشتر آرزوهای ناخواسته خود پرداختیم. گاهی اوقات آن را "طلایی در تاریکی" نام نهادیم. ما آرزوی بنیادی که اغلب آرزویی برای دوست داشتن و دوست داشته شدن بود را یافتیم ، برای اینکه احساس کنیم بدون قید و شرط پذیرفته شده ایم و احساس کنیم که حفاظت شده و ایمن هستیم. مشکلی که اغلب با آن مواجه میشدیم خود آرزوهای بنیادی نبودند بلکه کج راه های غیرحقیقی بودند که بدان وسیله خود را ابراز می کردند. یا راههای تاریکی بودند که این نیازهای بنیادی را برآورده می کردند.

         ما مقداری از قدرت آرزوهای ناخواسته جنسی خود را با بیرون آوردن آنها از سریت و شرمساری کاستیم. ما در مورد نیازهای بنیادی که کشف می کردیم با راهنمایان مشتاق و دیگر اعضای شبکه پشتیبان خود بحث می کردیم ، که گاهی اوقات الگوها و موقعیتهایی را در مورد ما می دیدند که خودمان به دلیل نزدیکی بیش از حد به آنها نمی توانستیم متوجه آنها بشویم.

2- بر اساس خود آگاهی افزایش یافته ما از خود حقیقی مان و نیازهای بنیادیمان ، ما یک سری نیازهای شخصی را تشخیص داده و روشهای بهبود دهنده خاصی را تشخیص دادیم که ما میتوانسیم پیشاپیش بدون تناقض نیازهای حقیقی خود را با آن روشهای شفا دهنده و سازنده برطرف نمائیم.

روشهای ما برای هر مردی متفاوت بود آنها اغلب شامل این موارد بودند: توسعه دوستیها و روابط خود با راهنمایان ، ارتباط احساسی با معنی با مردان ، پیوستن به گروههای کوچک یا فعالیتهای تک به تک با دیگر مردان ، توسعه مهارتهایمان در ورزش ، نمایاندن خود به جهت فیزیکی به خصوص در معیت دوستان مذکر پشتیبان و ... . ما دریافتیم که اعمالی که ما برای توسعه ارتباط خود با مردانگی و دیگر مردان به کار می بردیم اغلب همان اعمالی بودند که نیازهای بنیادی ما را برآورده می ساختند.

ما همچنین دریافتیم که دعا کردن برای نیرو گرفتن و مقاومت کردن در برای امیال ناخواسته و یا دعا کردن برای از بین رفتن آنها صرفا مفید نمی باشد. ما دریافتیم که این خیلی بیشتر موثر است اگر بتوانیم برای روشنگری درک نیازهای واقعی خود دعا بکنیم و همینطور دعا بکنیم برای اینکه شجاعت و توانایی شکستن موانع قدیمی برای برآوردن نیازهای خود را داشته باشیم.

3- ما از گذاشتن انرژی خود در جهت مخالفت با الگوهای فکری و رفتارهای مخرب یا ناخواسته دست برداشتیم و به جای آن سعی کردیم که آرزوهای ناخواسته خود را با برآورده کردن نیازهای بنیادی برآورده کرده و پیش دستی قائل شویم.

ما دیگر به امیال ناخواسته به شکل شیطانی نگاه نمی کردیم ، ما متوجه نیاز مشروع مان برای پیوند احساسی و فیزیکی با مردان دیگر شدیم و به آن احترام گذاشتیم و سعی کردیم که پیشاپیش این نیازهای پوشیده را برآورده سازیم به جای اینکه در برابر آنها مقاومت کنیم.

ما یک برنامه پیشگیری کننده و ارادی را برای تامین کردن گرسنگی ارتباط با مردان که باید با غذاهای سالم و به طور مرتب تغذیه میشد را توسعه دادیم به جای اینکه آنها را چنان توقیف کرده که برای مهربانی و تائید مردان بسیار گرسنگی کشیده و سپس حاضر به انجام  هر کاری را برای تغذیه آنها می شدیم.

ما مجبور بودیم که فعالیتهای شفا بخش را به شکل روزانه و هفتگی برای خود برنامه ریزی کنیم. بیشتر ما متوجه شدیم که نمی توانیم منتظر امیال همجنسگرایانه بمانیم که بلند شوند و سپس بر توانایی خود برای برآورده ساختن این نیازها به شکل غیر جنسی در آخرین لحظات موفق شویم. زمانیکه اظهار نیازهای بنیادیمان از کج راه ها طاقت ما را پر کرده بود . یک برنامه پیشگیرانه عمدی بسیار تاثیرش بیشتر از مقاومت در برابر این خواسته ها بود.

4- اگر ما از " کمبود لمس" رنج می بردیم ، ما یاد گرفتیم که نیازهای خودمان را بوسیله ارتباط فیزیکی غیرجنسی با مردان بوسیله فعالیتهای فیزیکی ، ماساژ درمانی ، یا با درخواست یک درآغوش گرفتن و نگاه داشتن غیر جنسی با دوستان مذکر دگرجنسگرا ، راهنمایان و افراد خانواده برآورده سازیم.

5- ما رویای یک زندگی بهتر برای همگان یا یک  هدف بزرگتر برای زندگیمان را در سر پروراندیم ، و در اینصورت شروع کردیم به اینکه انرژیهای خود را در کارهای مثبت به کار بگیریم تا اینکه بخواهیم از کارهای منفی فرار کنیم.

         ما سوالات زیر را برای خود مطرح ساختیم " چه وقت ما دیگر انرژی خود را برای غلبه بر امیال همجنسگرایانه صرف نمی کردیم ، در آن موقعیت چه کاری با انرژیمان انجام می دادیم؟ چه کارهایی را ما توافقا انجام می دادیم که بسیار انگیزه دهنده تر از کارهایی بودند که در برابر آنها مقاومت می کردیم؟ چه چیزی را ما بیشتر از حتی رها شدن از همجنس خواهی می خواستیم؟ چه هدف و چه چیز خوبی را ما در ماورای آن تعقیب می کردیم؟ (ببینید که اراده به تنهایی کافی نیست)

         ما همه توجه خود را از آنچه نمی خواستیم باشیم دور کرده و به سمت آن چیزی که میخواستیم بشویم سوق دادیم ، به سمت آینده ای که ما پرقدرتترین نیرو را برای خوبی در جهان میتوانستیم داشته باشیم.

6- ما یک طرح مداخله کننده بحران را برای زمانهایی که امیال جنسی و دیگر هوسها طاقت فرسا می شدند توسعه داده و حتی تمرین کردیم.

ما با مردانی در شبکه پشتیبان خود آشنا شدیم که در هنگام بحران میتوانستیم با آنها تماس بگیریم. (و یا حتی بهتر پیشاپیش قبل از اینکه یک بحران معوق اتفاق بیفتد) و حتی تمرین کردیم که با آنها تماس بگیریم وقتیکه در وضعیت بحرانی نبودیم.

ما فعالیتهای خاصی را شناختیم که ما میتوانستیم انجام بدهیم ، با افراد مطمئنی ما میتوانستیم صحبت کرده و زمان بگذرانیم ، یا قدمهای دیگری که ما میتوانستیم برداریم تا روح ما را به شکلی سازنده و شفابخش تغذیه کند هر وقت که ما نیاز شدیدی را به شکل ویژه تجربه می کردیم.

7- برای مدت زمانی (هرچقدر که بود) ما در جهت تامین نیازهای بنیادی خود و بطور کلی التیام یافتن گرایشهای ناخواسته جنسی بودیم که بالاترین اولویت زندگی ما بود.

         ما اجتناب کردیم از اینکه به سختی شفا و تامین نیازهایمان را در زندگی با تعهد بیش از حد و شلوغی بسیار بیابیم در حالتیکه کمترین کار را بتوانیم برای تغییر انجام دهیم. ما از قرار دادن اولویتهای دیگر بر اولویت شفا و بهبود خودمان دست برداشتیم. اولویتهایی مثل مخفی نگه داشتن رازههایمان ، نگه داری استحکاماتمان ، بی علاقه ماندن به انجام ریسکهای نو ، حفاظت از اعتقادات قدیمی که دیگر برای ما فایده ای نداشت.

8- وقتیکه ما یک الگو برای برآورده ساختن مداوم امیال و نیازهای بنیادین خود از روشهای سازنده و شفا بخش مستقر ساختیم ، ما در قلب خودمان متوجه جایی برای توجه به امیال و احتیاجات دیگران شدیم که آن می توانست مربوط به شریک زندگی در حال حاضر یا آینده ما باشد. و اینجا بود که ما متوجه شدیم این مساله یک بخش الزامی برای توانایی عشق ورزیدن به یک زن به شکل رمانتیک میباشد.

 

دانلود کتاب

 صفحه اصلی سایت

    عناوین توصیه شده :  

رشد مردانگی

به دنیای مردان دوباره وارد شوید!

 

درمان جبرانی همجنسگرایی مردانه  

ژوزف نیکولوسی

 

 

 

نهضت حقوق گی و طرفداری افراطی از گی

علتهای ریشه ای ، پیامدهای همجنسگرایی

راه حل ما: یک سفر چهار وجهی

چگونه بر رفتار همجنسگرایی غلبه کنید