کمک به افرادی که گرایش ناخواسته به همجنس خود دارند.

|صفحه اصلی سایت|   شناخت   |   بهبودی   |   حکایات    |موضوعات مهم|   مقالات   |   کتاب   منابع   | پشتیبانیدرباره ما

رفتار همجنسگرایی

هر چند که شما به افرادی همجنس خود گرایش دارید ، اما شما میتوانید رفتار خود را انتخاب کنید و مرزهای شخصی در اعمال خود قرار دهید. شما نیاز دارید تا عادات و اعتیاد های خود را تغییر دهید به این خاطر که آنها میتواند قدرت انتخاب شما را نابود کند.

موضوعات مهم درباره گرایش به همجنس

- طرح عملی

- درمان

- انتخاب ، آزادی و مسئولیت پذیری
- مطالعه شخصی
- گروه های پشتیبان
- برنامه های ورزشی
- رفتار
- ادراک خویشتن
- هویت جنسی
- احساسات
- روابط
- معنویت
- مصیبت

در این قسمت ما فرض میکنیم که شما مصمم شده‌اید که شما نمی‌خواهید درگیر رفتار جنسی شوید. این قسمت شرح میدهد که شما میتوانید رفتار خودتان را انتخاب کنید ، چطور رفتار و اعتیاد میتواند قدرت انتخاب شما را تخریب کند و چطور شما میتوانید مرزهای شخصی بر اعمال خود قرار دهید. این قسمت درباره توجیه کردن رفتار همجنسگرایی هشدار میدهد و مفاهیم وسوسه و گناه را مورد بحث قرار میدهد. این قسمت پیشنهادهایی برای تغییر الگوهای رفتاری شما میدهد. بالاخره در این قسمت مشاورهای مخصوص کنترل کردن خیال‌پردازی ، هرزه‌نگاری ، استمناء و رفتار جنسی میدهد.

افراد اغلب یکی از این دو روش را برای حل کردن مشکلات گرایش به همجنس خود به کار میگیرند.

1- بعضی سعی میکنند تا رفتار را متوقف ساخته و امیال خود را سرکوب کنند اما بر روی مسائل شخصیتی و مشکلات عمیقتر کار نمیکنند. متاسفانه ، آنها دیر یا زود متوجه میشوند که هم امیال و هم رفتار دوباره به روز اول باز میگردد. دوست من آلن برای دفعات بیشماری سعی کرد تا رفتار خودش را بوسیله به کار گیری قدرت اراده کنترل کند. هر چند که اون یک جنگ خوبی را طرح کرد اما همیشه او درمی‌یافت که این امیال قویتر و ماندگارتر از اراده‌اش بودند و او در نهایت تسلیم میشد.

2- افراد دیگر بر مسائل هویت شخصی کار میکنند اما رفتار را متوقف نمیکنند. آنها پی می‌برند که ادامه رفتار احساسات آنها را تقویت کرده و مانع تلاش آنها برای ترقی دادن اینکه چطور درباره خودشان احساس میکنند میشود.

جواب هر دو این موقعیتها در یک روش متعادل است. هدف اصلی این وبسایت در کشف علل بنیادی و کار کردن بر روی تعارضات درونی است که امیال و رفتار همجنسگرایی را به وجود آورده‌اند. اما همزمان شما بایستی رفتار خود را تحت کنترل داشته باشید تا اینکه احساساتی را که شما سعی در درک آنها و تغییر جهت دادن به آنها با روشهای مناسب هستید را قویتر نکند. هرچند که کنترل کردن رفتار شما در اولویت اول قرار دارد اما به تنهایی مشکل شما را حل نمیکند. تغییرات بلند مدت به آگاهی شما از خودتان و وقف خودتان به خداوند بستگی دارد. مدیریت رفتار شرط لازم برای تغییر رفتار است.

تغییر دادن رفتارتان

یکی از اولویتهای کاری شما انجام تغییرات بنیادی و مثبت در عادات رفتاری و ارتباطی شما با محیط میباشد. در ابتدا شما ممکن است مجبور باشید اقدامات شدیدی برای تحت کنترل گرفتن رفتار خود انجام دهید. اگر شما عمیقا درگیر رفتار جنسی نبوده‌اید ، کار شما کمتر مشکل میباشد. ولیکن ، اگر شما عمیقا درگیر رفتار جنسی بوده‌اید ، شما ممکن است یک چالش سخت تری برای غلبه بر عادات و اعتیاد‌های جنسی داشته باشید. اما اگر شما صادقانه با انگیزه بوده و یک تلاش قابل توجه‌ای انجام دهید شما میتوانید بر آنها غلبه کرده و کنترل رفتار خود را به دست بگیرید. خبر آرامش دهنده به شما این است که هنگامیکه شما مسائل عمیق‌تر را حل میکنید ، اضطرار ها و امیال برای رفتار جنسی بیرونی کاهش یافته و یا ناپدید میشود و چالش برای کنترل کردن رفتارتان کمتر طاقت‌فرسا خواهد بود. هنگامیکه زمان میگذرد ، رفتار همجنسگرایی کمتر و کمتر مطلوب میشود تا اینکه دیگر شما هیچ علاقه‌ای نسبت به آنها نخواهید داشت.

درک رفتارتان

رفتارها مقصود خود را دارند و بوسیله سلسله تجربیات منظم و معتبر مدیریت میشوند. در حالیکه رفتار همجنسگرایی ممکن است برای خیلی افراد عجیب و بدون منطق به نظر برسد اما برای شما همانند یک هدف مفید عمل کرده و از نقطه نظر شما منطقی به نظر می‌رسیده است. بارنی اسویهارت مینویسد " اسارت جنسی هرگز به سادگی درباره شهوت یا رفتار بیرونی نمیباشد. بلکه پاسخی به زخمهای عمیق زندگی هستند بطوریکه کسانی که با مسائل جنسی چالش دارند دیوارهای ارتباطی را برای محافظت و جدا کردن خودشان از آسیب‌های بیشتر توسعه میدهند. ولیکن نقطه تلخ این تشبیه در اینجاست که دیوارهای بلندی که آنها برای حفاظت خودشان ایجاد کرده‌اند حالا تبدیل به زندانی شده است که آنها را در اسارت نگه داشته است."

چرا باید رفتار خود را تغییر دهید؟

آیا رفتار حال حاضر شما ، شما را رشد داده و یا اینکه شما را خورد میکند؟ به ارزشها و اهدافی که شما برای خودتان قرار داده‌اید همانطور که در قسمت انتخابهای زندگی بیان شد ، نگاهی بیندازید. آیا رفتارهای حال حاضر شما ، شما را به هدف‌های غایی خودتان نزدیکتر کرده و یا از آن دور میکند؟ وقتیکه شما بر خلاف ارزشهای شخصی خود عمل میکنید ، احساسات درونی شما از ارزش-نفس کاهش پیدا میکند ، اما وقتیکه شما هماهنگ با ارزشهای شخصی خود رفتار میکنید ، این احساسات ارزش-نفس افزایش پیدا میکند. کمال در این است که شما شجاعت اخلاقی داشته باشید تا اینکه اعمال خود را با دانش خود از خوب و بد سازگار گردانید.  هنگامیکه شما به رفتار خود نگاه میکنید اگر شما چیزی پیدا کنید که با چیزهایی که شما در زندگی واقعاً ارزش میدانید ، نامتناجس باشد در اینحالت آنها را به اعمالی که با ارزشهای عمیق شما و اصول ابدی انجیل متناجس هستند تغییر دهید. همه افراد تمایلات جنسی دارند ولی اگر ما این تمایلات را کنترل کنیم ما تسلط بر نفس و قدرت پیدا میکنیم. اما اگر ما تسلیم امیال و تمایلات شهوانی خود شویم ما ضعیف‌تر شده تا اینکه رفتار ما غیر قابل کنترل میشود.

" ما زندگی خود را صرف آنچیزهایی میکنیم که برای آنها زمان میگذاریم." ما نسبت به آن چیزی که مرتبا قلبمان را در آن میگذاریم "گرویده" میشویم. آیا شما زمان خود را برای پیدا کردن شریک جنسی صرف کرده و یا اینکه در موقعیتهای سالم مورد استفاده قرار میدهید؟ هر کاری که شما امروز انجام میدهید بر آینده شما تاثیر میگذارد. شما میتوانید آینده خود را امروز با انتخاب‌هایی که انجام میدهید ساخته و یا اینکه تخریب کنید. " چرا شما برای آن چیزی که نان نمیباشد پول پرداخت میکنید؟ و کار خود را صرف چیزی میکنید که شما را راضی نمی‌گرداند؟ ساعیانه به من گوش کنید و چیزی را بخورید که خوب است  ... " (کتاب مقدس). متعادل رفتار کردن با خواسته های سالم نتایج مثبتی به همراه می‌آورد در حالیکه تخلف از آن نتایج منفی را به بار خواهد آورد.

رفتار یک انتخاب است

استفان کوی مینویسد " رفتار ما یک عملکردی از تصمیمات ماست و نه شرایط ما. ما میتوانیم احساسات را تابع ارزشها قرار دهیم. ما قدرت انجام و مسئولیت این را داریم که چیزهایی اتفاق بیافتند. شما ممکن است انتخابی درباره اضطراری بودن گرایشات به همجنس خود نداشته باشید اما شما این انتخاب را دارید که چطور به آنها پاسخ بدهید. هر چند که یک فرد میتواند در طلب شدید غذا باشد اما او میتواند یاد بگیرد تا اینکه اشتهای خود را کنترل کرده و اینکه به چاقی مبتلا نشود. شما این انتخاب را دارید که درگیر رفتارهای نامناسب شده و یا اینکه از آنها اجتناب کنید. هر انتخاب جدیدی در زندگی شما یک موقعیتی است تا اینکه شما را از رفتارهای ناخواسته دور کرده و به سمت موقعیت مطلوب‌تر سوق دهد.

"هر مردی که تسلط بر خود ندارد ، آزاد نمیباشد." (استپلی) شما واقعاً آزاد هستید وقتیکه شما بر آرزوهای خود تسلط دارید و کنترل کامل بر خودتان دارید. شما ممکن است که فورا قادر نباشید تا اینکه خود را از افکار ناخواسته به سادگی با خواستن این مساله رها کنید. ولیکن شما میتوانید انتخاب کنید تا بر رفتار خود حکومت کنید. شما میتوانید انتخاب داشته باشید تا بر اعمال خود کنترل داشته باشید. و اگر شما بخواهید تا بر مشکلات خود درباره گرایش به همجنس غلبه کنید ، شما نیاز دارید تا از رفتار همجنسگرایی پرهیز کنید. اگر شما به رفتار همجنسگرایی خود ادامه دهید ، این مساله شناخت-نفس اشتباه و تمایلات ناخواسته شما را که میخواهید بر آن غلبه کنید تقویت میکند. پرهیز کمک میکند تا الگوهای رفتاری رنگ باخته و از بین برود. " ... هم تجربه و هم توصیه الهی دیکته میکند که عفت و پاکیزگی اخلاقی راهی است که منجر به قدرت شخصیت ، آرامش فکری و شادی در زندگی میشود. " (هینکرلی)

متعهد شدن برای تغییر

اگر شما میخواهید رفتار خود را تغییر دهید ، شما باید به آن متعهد باشید. شما باید تصمیم بگیرید که آن را متوقف ساخته و مصمم به انجام آن باشید. شما مجبور هستید انتخاب کنید که کدام دفعه " آخرین دفعه "  است. آیا این دفعه خواهد بود؟ یا دفعه بعدی؟ همیشه دفعه بعدی وجود خواهد داشت مگر اینکه شما تصمیم بگیرید که آن را متوقف سازید. اگر شما پیشاپیش تصمیم نگیرد ، موقعیت برای شما تصمیم میگیرد ، و وقتیکه با موقعیتهای مشابه روبرو میشوید شما از روشهای آشنای قدیمی استفاده خواهید کرد. شاید مساله این نباشد که خواسته‌های بد شما بیش از حد قوی باشند ، بلکه مساله این باشد که خواسته‌های خوب شما ضعیف هستند. شما نیاز دارید تا خواسته های خوب را تشویق کرده ، حمایت کرده و تقویت کنید به جای اینکه زمان زیادی بگذارید و سعی کنید تا اینکه خواسته بد را قلع و قمع کنید.

بعضی افراد مشکلاتی دارند به خاطر اینکه آنها یکبار و برای همیشه تصمیم قطعی نگرفته‌اند که آنها گرایش به همجنس را نمیخواهند. آنها در را باز نگه داشته و هنوز تصمیم نگرفته‌اند که رفتار همجنسگرایی اشتباه است. آنها هنوز به امید مرد و یا زن ایده‌ال خود هستند. و اگر چنین کسی پیدا شود آنها اون فرد را دنبال میکنند به جای اینکه خدای خودشون را دنبال کنند. شما هرگز بر گرایش به همجنس غلبه نمی‌کنید مادامیکه شما اعتقاد دارید همجنسگرایی ممکن است یک انتخاب ماندنی باشد.

پرهیز از رفتار همجنسگرایی

اگر شما هرگز به تمایلات به همجنس خود عمل نکرده‌اید پس مبارکه! تعدادی زیادی افراد مجبور هستند تا زمان و انرژی زیادی را برای از بین بردن عادات رفتاری و الگوهای اعتیادی صرف کنند. اگر شما زحمت غلبه بر اینها را ندارید کار شما کمتر مشکل خواهد بود. شما ممکن است وسوسه شوید که دست به رفتار همجنسگرایی بزنید با این فکر که اگر شما این تجربه را داشته باشید شما میتوانید " آنرا از ذهن خود بیرون کرده " و دیگر نگران خیال پردازی‌های خود نباشید. اما این توهم غلط ، نیروی گمراه کننده گناه جنسی را نادیده می‌انگارد. خیلی از افراد میدانند که رفتار همجنسگرایی آنها را ارضاء نمیکند اما آنها به هر ترتیب بنده آن شده‌اند! این خیلی سخت‌تر است که دری را که باز شده است ببندیم تا اینکه در را اصلا باز نکنیم. (مدینگر) قوی باش و تسلیم رفتار همجنسگرایی نشو . هیچ مهم نمیباشد که چه مدت تغییر شما ممکن است طول بکشد. لئو هال مینویسد " من از اینکه با مرد دیگری درگیر رابطه جنسی شوم پرهیز کرده‌ام. من انتخاب کردم تا رابطه جنسی بیرونی برقرار نکرده و گرایشات به همجنس خودم را جنسی نگردانم بلکه برای تامین نیازهایم برای عشق ورزیدن و مورد محبت قرار گرفتن در یک طریقت مسیحی عمل کنم. (هاید)

عادتها ، اعتیاد ها و اضطرار ها

رفتار جنسی میتواند بینهایت اعتیاد آور شود. آنها میتوانند شامل خیال‌پردازیها ، اعمال فرد در خلوتش یا اعمالی با دیگران را شامل شوند. عادتها و اعتیاد‌ها رفتارهایی علیه خود فرد بوده که منافع کوتاه مدتی را با منافع بلند مدت مورد معامله قرار میدهند.‌ اینچنین رفتارهایی احساسی بوده ولی لزوما منطقی نمی‌باشند. در یک چرخه اعتیاد قرار گرفتن همانند نوشیدن آب شور است. هر چند که آب شور نمیتواند تشنگی شما را برطرف کند اما شما به نوشیدن آن ادامه میدهد چرا که آخر از همه این آب است و شما تشنه هستید. اما هر چه که شما بیشتر می‌نوشید ، شما تشنه‌تر میشوید.

دکتر راسل ام. نلسون اینچنین یاد میدهد ، " از یک تجربه ابتدایی که ممکن است جزیی به نظر برسد ، یک جریان فاسد میتواند نشات بگیرد. با آزمودن است که یک عادت به وجود می‌آید و از عادت ، وابستگی به وجود می‌آید و از وابستگی اعتیاد به وجود ‌می‌آید. به دام اعتیاد افتادن بسیار تدریجی صورت میگرید. پابند‌های اسارت آور عادت خیلی کوچکتر از آن هستند که حس بشوند تا اینکه آنقدر قوی بشوند که بخواهیم آنها را بشکنیم." (نلسون)

بعضی از افراد بیشتر از دیگران در برابر اعتیاد‌ها آسیب‌پذیر هستند. بعضی افراد راحت‌تر از دیگران معتاد به سیگار میشوند. بعضی‌ها نمیتوانند هر از گاهی مشروبات الکی بنوشند مگر اینکه الکلی شوند. این تمایلات ممکن است که آزادی شخص را محدود کند ، اما عاملیت آزاد او را محدود نمیکند. او ممکن است رها نشود تا اینکه بدون اعتیاد بنوشد اما عاملیت او به اون این اجازه را میدهد که انتخاب کند که اصلا هرگز ننوشد. دالین اچ اکز. چنین یاد میدهد " همه ما به نظر میرسد که آسیب پذیری‌هایی نسبت به چیزی داشته باشیم ، اما هر چه آسیب‌پذیریهای ما هستند ما اراده و قدرت آن را داریم که افکار و اعمال خود را کنترل کنیم. این باید اینچنین باشد. خداوند گفته است که او ما را برای آنچه انجام میدهیم و آنچه فکر میکنیم ، پاسخگو قرار میدهد. بنابراین افکار و اعمال ما باید بوسیله عاملیت ما قابل کنترل باشد. وقتیکه ما به سن یا شرایط پاسخگو بودن رسیدیم این ادعا که " من اینجوری متولد شدم." اعمال و رفتاری را که مطابق فرامین خداوند نیستند را توجیه نمیکند. ما نیاز داریم تا یاد بگیریم به شکلی زندگی کنیم تا ضعف‌هایی که فانی هستند ما را از رسیدن به هدفی که ابدی است باز ندارند. " (اکز ... )

دکتر راسل ام نلسون توضیح میدهد " در حالیکه ما آزاد هستیم تا انتخاب داشته باشیم ، وقتیکه ما آن انتخاب‌ها را کرده باشیم ، ما به عواقب آن انتخاب‌ها وابسته هستیم. ما آزاد هستیم که مواد مخدر استفاده کرده و یا نکنیم. اما وقتی که انتخاب میکنیم تا مواد اعتیاد‌آور استفاده کنیم ، ما دیگر وابسته به عواقب آن انتخاب هستیم. اعتیاد آزادی ما برای انتخاب را واگذار میکند. که در اینصورت با مواد شیمیایی ، یک فرد میتواند کاملا از اراده خودش بیگانه شود! "

از آنجائیکه رفتارها با تکرار به شدت قدرت میگیرند ما باید از هر رفتاری که تشکیل دهنده عادت و یا اعتیاد آور است خودداری کنیم. این مساله در مورد رفتار جنسی اهمیت ویژه‌ای دارد ، به خاطر اینکه شدت لذت جنسی به طبیعت اعتیادی این عمل می‌افزاید. جو دالاس مینویسد " رفتار جنسی اضطراری شامل شهوت و خود کنترلی ضعیف میشود و البته بیشتر از اینهاست. این یک نوع فعالیت جنسی تکراری و ثابت است که یک شخص احساس میکند نه فقط به آن وسوسه شده بلکه به زور وادار به آن شده است تا اینکه از آن لذت ببرد. معمولا این رفتار به رفتار جنسی بیرونی به شکلی محرمانه و بی نام و نشان تبدیل میشود ... که ندرتا به یک معشوقه ختم میشود ، بلکه اغلب اوقات به معنی قرار‌های مختصر با چندین شریک جنسی میباشد. یا این ممکن است به شکل یک اعتیاد به هرزه‌نگاری در خلوت در بیاید. صرفنظر از همه اینها ، این یک اسارت از بدترین نوع است به خاطر شرم بسیار و پشیمانی که به همراه دارد ، که آنرا بطور مخوفی محرمانه و معمولا خطرناک میگرداند. (دالاس)

اگر شما در عادات و اعتیاد‌‌ها فرو رفته‌اید ، آنها میتوانند بوسیله قدرت اراده باورنکردنی انسان ، حمایت دوستان و همسران و همچنین با کمک خداوند قادر متعال برطرف بشوند. دکتر ام. نلسون چنین یاد میدهد " اراده شما قوی میشود وقتیکه با اراده خداوند پیوند میخورد." (نلسون) هر چند که چنین تسلطی یک شبه اتفاق بیفتد یا اینکه بعد از یک زمان مشخصی حاصل شود اما به هر شکل این اتفاق می‌افتد. شما ممکن است نیاز داشته باشید تا اینکه به یک گروه معنوی دوازده قدم پیوسته و با کمک یک گروه پشتیبان و یک درمانگر بر اعتیاد‌های خود غلبه کنید.

از رفتارهای اعتیادی اجتناب کنید زیرا آنها اراده شما را نابود کرده و در جهت خلاف اهداف شما عمل میکنند. رفتارهایی که تقویت میشوند ادامه پیدا کرده و حتی قویتر میشوند. آنهایی که قابل کنترل هستند ، قابل مدیریت میشوند. اگر شما افکار خود را کنترل کنید ، شما میتوانید بر عادات خود غلبه کرده ، به اهداف خود دست یابید و یک زندگی شاد داشته باشید.

این جالب است که شباهت بین گرایشات به همجنس و دیگر رفتارهای اضطراری را بیان کنیم. چیزهایی که افراد را به رفتار همجنسگرایی تحریک میکند تقریبا شبیه همان چیزهایی هستند که آنهایی را که غوطه‌ور در اعتیاد‌های دیگر هستند را تحریک میکند از قبیل عوامل محرک برای رفتارهای اعتیادی آنها. عوامل محرک (استرس ، عدم امنیت ، نگرانی و ... ) شبیه هم هستند ، آنها فقط به سادگی به روشهای متفاوت اظهار میشوند.  

اعتیاد جنبه‌های فیزیکی ، احساسی و روحانی دارد. از نظر فیزیکی شما ممکن است اعتیاد به هیجان ، نشئه شدن و هیجان ناشی از آدرنالین تجربه جنسی پیدا کرده باشید. شما ممکن است از نظر احساسی به حسرت یا شرم اعتیاد پیدا کرده باشید. و از نظر احساسی شما ممکن است احساس کنید که از طرف خداوند طرد شده و به عنوان یک متمرّد عمل کرده‌اید.

شهوت

شهوت میتواند قدرتمند شود. جک هیکرلی مینویسد " در سراسر تاریخ مردم کشته شده و کشته‌اند فقط به خاطر اینکه شهوت خود را ارضاء کنند و نه به خاطر هیچ چیز دیگری.برای اینکه میل جنسی خودشان را تغذیه کنند بعضی دروغ گفته ، بعضی گول زده ، دزدیده ، به قتل رسانده ، خانواده ، دوستان و شغلها را رها کرده‌اند. یک مردی که میل به داشتن همسر دوستش را دارد ، بقاء هر دو خانواده را به خطر می‌اندازد به خاطر اینکه شهوت خود را ارضاء کند." او توضیح میدهد که " در بیشتر اوقات آنها حتی توقف نکردند تا اینکه در مورد عواقب کار فکر کنند. اگر آنها حتی توقف کرده برای اینکه تفکری کنند ، این میل اغلب آنقدر قوی بوده است که تفکر اهمیتی نداشته است. "

هر آنقدر که شما فکر میکند شهوت شما بد میباشد ، همان قدر آنها مفید میباشند. این را طلب نکنید که از شهوت خود رهایی یابید بلکه شهوت خود را کنترل کنید. استفاده خردمندانه از شهوت میتواند به شما کمک کند تا عشق حقیقی را رشد دهید که با کنترل کردن و جهت بخشیدن به شهوت شما حاصل میشود نه اینکه به آنها اجازه دهید بی بند و بار رها شوند. در تولید موسیقی کلاسیک کاملات ، یک خطی با پندی خوب برای همه وجود دارد. وقتیکه رقابت بر سر یک معشوقه بین پادشاه آرتور ، گانیور و لانسلات عمیق میشود ، پادشاه آرتور چنین میگوید که " ما نباید اجازه دهیم که شهوت ما رویاهای ما را نابود کند."

مرزهای شخصی

این خیلی مهم است که برای رشد و توسعه شخصی مرزها‌یی قرار داده و آنها را حفظ کنیم. بیشتر اعمال نیک به مرزها و مهارهایی احتیاج دارد. در حقیقت یک درس حیاتی که در این زندگی وجود دارد این است که بر خودمان مسلط بشویم. در مقابل ، مردم دنیا میگویند که منع کردن خودت از لذت‌های دنیوی منع کردن خود حقیقی‌ات است. آنها بیشتر به احساس خوبی داشتن تاکید میکنند تا انسان خوبی بودن. آنها هر گونه خودداری را به عنوان نفرت از خود و هموفوبیا توصیف میکنند. ولیکن یک جامعه سالم به خودداری ، مرزها ، میانه‌روی و طرفداری از منع نوشابه‌های الکلی احتیاج دارد.

وضع کردن مرزهای ایمن

شما احتمالا به وضع کردن مرز‌هایی نیاز دارید تا اینکه بتوانید رفتار خود را تحت کنترل داشته  باشید. با وضع‌کردن مرزهای شخصی ، شما از آزادی خود استفاده میکنید تا اینکه به شکل موقتی آزادیهای فردی خاصی را محدود کرده تا به کمک اون به آزادیهای ابدی مهمتری دست یابید. اگر شما میدانید که شما مستعد رفتارهای اعتیادی خاصی هستید ، شما میتوانید تصمیم بگیرید تا اینکه دسترسی خودتان را به مکانها و شرایطی محدود کنید که ممکن است از راه به در شدن شما را آسان کند. به خاطر اینکه اعتیاد میتواند مهمترین آزادیهای شما را محدود کرده و از بین ببرد ، این مهم است که از آزادیهای موقتی با اهمیت کمتر برای رسیدن به آزادیهای مهمتر ابدی صرفنظر کنیم. اگر شما وسوسه شده‌اید که در راه برگشت از کار به منزل به یک کتابفروشی بزرگسالان بروید ، شما ممکن است یک مسیر دیگری را انتخاب کنید که از کتابفروشی نمی‌گذرد. مرزهایی را انتخاب کنید که شما را در محدوده ایمن نگه میدارد. الگوهای رفتاری کهنه مجبور هستند گرسنگی بکشند قبل از اینکه خشک شده و بمیرند.

مرزهای فردی و میان فردی 

علاوه بر مرزهای بیرونی که در بالا راجع به آنها بحث شد ، این ممکن است که مفید باشد تا اینکه مرزهایی در محدوده‌های فردی و میان فردی تعریف کنیم.

مرزهای فیزیکی. این مهم است تا مهربانی را نشان بدهیم و در یک فرایند بهبودی ، بغل کردن و تماس فیزیکی میتواند مهم باشد. ولیکن این همچنین ممکن است مهم باشد که تشخیص دهیم هر فردی با یک پیش‌زمینه متفاوت می‌آید و محدودیتهای خودش را از فضای شخصی دارد. چیزی که ممکن است یک در آغوش کشیدن مناسب برای یک نفر باشد ممکن است برای دیگری بیش از حد صمیمی باشد. وقتیکه یک فردی گرسنه مهربانی است و شرایطش را دارد که به شکل جنسی پاسخگو باشد ، یک درآغوش ‌کشیدن ممکن است او را برانگیخته و یا افکار نامناسبی را در او سبب شود. بنابراین این مهم است که آگاه شوید چه چیزی هم برای شما و هم برای دیگری راحت و مناسب است. وقتیکه شما مرزهای فردی را تعریف میکنید ، به دیگران اجازه بدهید آنها را بشناسند. و قبل از اینکه شما دیگری را در آغوش بگیرید مطمئن شوید که این در حیطه مرزهای فردی شخص واقع میشود.

مرزهای جنسی. گرایشات شما و تمایلات جنسی شما برای شما هستند و شما میتوانید مرزهایی برای آنها قرار دهید که تعریف کند شما چه انجام خواهید داد. همچنانکه شما ناظر بر تمایلات جنسی خود هستید ، شما مسئول هستید که ببینید دیگران از شما از راههای جنسی استفاده نمیکنند و اینکه شما از آنها استفاده نمیکنید. علاوه بر اعمال جنسی آشکار ، محدوده‌های دیگری نیز وجود دارند که باید اجتناب شوند. لاس زدن ، مکالمه گی ، کنایه جنسی و مکالمات پیشنهادی بی‌حرمتی را به فرد دیگر نشان داده و یک نمونه از دستکاری و رفتار غارت گرانه را نشان میدهد. خیال‌پردازی جنسی درباره شخص دیگری استفاده از آنها بدون اجازه آنهاست. چنین اعمالی بر خود-پنداره شما و روابط شما با دیگر افراد تاثیر میگذارد. این قسمت خصوصا برای کسانی که از نظر جنسی مورد سوء استفاده قرار گرفته‌اند بسیار مشکل است ، به خاطر اینکه آنها اغلب برای تفاوت قائل شدن بین تمایلات جنسی و دوست داشتن حقیقی مشکل دارند.

مرزهای احساسی. شما اغلب نمیتوانید کنترل داشته باشید که شما چطور احساس میکنید. هر چند که شما میتوانید انتخاب داشته باشید که چطور به احساسات خود پاسخ بگوئید ، شما ممکن است بدون هیچ گونه انتخابی احساس خوشحالی ، غم و یا عصبانیت داشته باشید. احساسات ضرورتا درست و یا غلط نمی‌باشند. این همیشه خوب نیست که شاد باشید و این همیشه بد نیست که غمگین باشید. ولیکن درک این احساسات میتواند سرنخی به شما بدهد تا خودتان را درک کنید. دیگران میتوانند به مرزهای احساسی شما با انجام کارهای از این قبیل تجاوز کنند: به شما بگویند که چه احساسی باید داشته باشید ، به شما بگویند که آنها میدانند شما چطور احساس میکنید ، با خودشان فکر کنند تا چیزی را برای شما درست کنند ، احساسات ناخواسته خودشان را به شما منتقل کنند ، یا اینکه از شما استفاده کنند تا احساس بهتری داشته باشند بدون توجه به اینکه اینکار چه اثری بر شما میگذارد. البته شما نیز میتوانید با انجام چنین کارهای به مرزهای دیگران تجاوز کنید.

مرزهای منطقی. فرآیندهای فکری ما احساسات ، عقاید و دیدگاه‌های ما و نه لزوما حقایق را منعکس میکند شما این حق را دارید که آنچه را که درباره‌اش فکر میکنید دسته بندی کنید و نیاز دارید این حق را به دیگران بدهید که برای خودشان فکر کرده و تصمیم بگیرند. اگر شما با فردی مخالف هستید ، این وظیفه شما نیست که طرز فکر او را اصلاح بکنید.

مرزهای روحانی. اعتقادات شما برای شما و اعتقادات دیگران به خودشان تعلق دارد. یک تخطی از مرزهای روحانی وقتی اتفاق می‌افتد که شما به کسی می‌گوئید " شما نمیتوانید آن را باور کنید." همانطور که شما نمیتوانید کسی را مجبور کنید تا به گونه‌ای که شما میخواهید احساس کنند و یا فکر کنند ، شما نیز نمیتوانید یک شخصی را مجبور کنید تا به چیزی اعتقاد داشته باشد. بعلاوه ، شما نمیتوانید با اعتقادات روحانی دیگران زندگی کنید ، دیر یا زود شما نیاز دارید مشخص کنید که شما برای خودتان چه اعتقادی دارید.

تجاوز از مرزها

سوء استفاده به هر شکلی یک تجاوز به مرز دیگران است. اگر ما بخواهیم تا از سوء استفاده از دیگران اجتناب کنیم ما نیاز داریم که به مرزهای آنها احترام بگذاریم. اگر ما میخواهیم از مورد سوء استفاده قرار گرفتن توسط دیگران اجتناب کنیم ما باید به شکل مداوم مرزهای خود را تعریف کرده ، تعریف مجدد کرده ، ارزیابی کرده و آنها را حفظ کنیم. احترام یک امر کلیدی در اجتناب از سوء استفاده میباشد.

خاطرات

باب دیویز و لوری رنتزل مینویسد " حافظه ما یک نعمت شگفت‌انگیز است ، اما این همچنین میتواند بارها به شکل یک بلا در بیاید. اگر ما سابقا مرتکب گناه جنسی میشدیم ، این سخت است که جزئیات تصویری آن را فراموش کنیم. " (دیویز) ذهن شما ممکن است به شکل پیوسته این خاطرات را برای شما زنده کرده تا اینکه شما را با افکار و رفتارهای قدیمی اغواء کند. حافظه شما ممکن است اوقات خوش شما را در گذشته به یاد بیاورد و به شما یادآوری کند که چقدر آنها هیجان انگیز و لذت بخش بوده‌اند اما اندوه ، تنهایی و نومیدی که شما ممکن است تجربه کرده باشید را برجای گذاشته است. در کتاب " آرزوهای متناقض" جو دالاس شرح میدهد که " خاطرات شما خوب به نظر میرسند فقط به خاطر اینکه شما آنها را به شکل دور نمایی وسیع و پیوسته نمی‌بینید. آنها را به نتیجه گیری منطقی خود ببرید و تنها آنچه شما انجام دادید و لذتی را که داشتید مورد ملاحظه قرار ندهید بلکه در نظر بگیرید که اینها شما را به چه سمتی سوق میداند و یک تصویر دقیقتر از گذشته خود را مد نظر قرار دهید. بدین شکل است که شما از قدرت خاطرات خوب رها میشوید شما آنها را از یک دیدگاه دنیایی نگاه میکنید." (دالاس) وقتیکه شما گذشته را به خاطر می‌آورید سعی کنید تا یک تصویر دقیق و کامل از آن را به خاطر بسپارید.

این زمان میبرد تا بر عادات کهنه غلبه کنیم. حتی بعد از اینکه من روشهای سالم برای برآورده کردن نیازهای احساسی ام را با دیگر مردان پیدا کردم ، اما من هنوز گاهی اوقات به خاطر تجربه‌های قبلی که شکل عادت به خود گرفته بودند به سمت رفتار جنسی کشیده میشدم. ذهن ما و احساسات ما آن تجربیات را به یاد آورده و ما را به سمت آنها کشانده حتی بعد از مدتها که ما نیازهایی را که ما را اساسا به آن سمت سوق میداد برآورده ساخته ایم. اما به مرور زمان خاطرات رنگ می‌بازند اگر ما در آنها متوقف نشده و یا اینکه آنها را تقویت نکنیم. و بهترین راه برای شتاب دادن به این فرایند این است که خاطرات جدید بهتری برای جایگزینی خاطرات قدیمی به وجود آوریم.

توجیه کردن رفتار همجنسگرایی

مشکلات احساسی حق خاصی را برای دست زدن به رفتار جنسی نامشروع به فرد نمیدهد. فرامین خداوند عموما برای همه افراد کاربردی است و ما در زمینه خطرناکی قرار گرفته‌ایم اگر ما در جستجوی توجیح رفتار خود هستیم ، با فرض اینکه ما بهتر از خدا میدانیم که چه چیزی برای ما خوب است. بعضی فریب این را میخورند که آنها یک موقعیت منحصر به فردی را دارند و بنابراین فرامین خداوند در مورد آنها کاربردی نمیباشد. بعضی مردان گمان میکنند از آنجائیکه آنها جذب زنان نشده‌اند و احساس میکنند که از آنجائیکه آنها نمیتوانند ازدواج کرده و از زندگی دگرجنسگرایی لذت ببرند بنابراین آنها مجاز به انجام بعضی رفتارهای جنسی با مردان هستند. اما خداوند فقط یک نوع قانون برای رفتار اخلاقی قرار داده است که آن پرهیز است به جزء ازدواج قانونی بین مرد و زن و وفا داری به پیمان ازدواج. با وجود این ، بعضی هنوز بحث میکنند که این منصفانه نمیباشد که آنها از عمل کردن به احساسات همجنسی خود منع شده‌اند. آنها ظاهرا متوجه نشده‌اند که یکی از اهداف این زندگی یاد گرفتن خود کنترلی و اطاعت از فرامین خداوند است. زندگی به نظر میرسد که برای نوجوانان که از عمل کردن به انگیزش‌های جنسی خود منع شده‌اند منصفانه نباشد و نیز برای افرادی که معلولیت فیزیکی دارند و قادر نیستند که بطور جنسی فعالیت داشته باشند و همچنین برای افرادی که طلاق گرفته و یا بیوه شده‌اند که دیگر نمیتوانند یک گزینه مشروع برای خواسته‌های جنسی خود داشته باشند. مخمصه آنهایی که گرایش به همجنس را تجربه میکنند این است که آنها احساسات جنسی دارند که هیچ راه ابراز اخلاقی برای آن وجود ندارد. اگر شما اعتقاد دارید که رفتار همجنسگرایی اشتباه است ، بنابراین تسلیم این خواسته‌ها نشوید! نیروی معنوی را در خود رشد دهید تا به کمک آن بتوانید برای هر مدتی که حل کردن این مشکل در زندگی شما به طول بیانجامد استقامت نمائید حتی اگر این همه طول عمر شما را شامل شود. " رنجی که شما برای مقاومت در برابر این احساسات یا ترک کردن یک اعتیاد جنسی دارید یک درصد رنجی نمیشود که والدین ، همسر و یا بچه‌های شما متحمل میشدند اگر شما مقاومت خود را رها میکردید. رنج آنها یک رنج بدون تقصیر است زیرا آنها عاشق شما هستند. مقاومت کردن یا کنار کشیدن از چنین سبکهای زندگی یک عمل متواضعانه حقیقی است ، یک قربانی است که شما در قربانگاه فرمانبرداری از خداوند انجام میدهید. این عمل برای شما پاداش‌های معنوی عظیمی به همراه خواهد داشت." (پاکر)

بعضی سعی میکنند رفتار همجنسگرایی را با گفتن اینکه جامعه مدرن روشنفکر ما حالا همجنسگرایی بین دو فرد همجنس را که عاشق همدیگر هستند ، میپذیرد. ولیکن افراد با اخلاق میتوانند این استنباط غلط را در این طرز فکر متوجه بشوند. " درست و غلط ، نیکوکاری و گناه ، به تفاسیر ، پیمان‌ها و طرز تلقی مردم بستگی ندارد. پذیرش اجتماعی موقعیت یک عمل را تغییر نمیدهد و اینکه غلط را درست نمی‌گرداند." (پاکر)

نوع دیگر ماهرانه‌ای از توجیه این است که یک استاندارد پایین‌تری برای خودمان که قادر به زندگی با آن هستیم را بپذیریم. آلان مدینگر به ما توصیه میکند که مخالف باشیم با " طرز تلقی که میگوید خداوندا من هر آنچه در توان دارم انجام میدهم ، این فقط چیزی است که من هستم. به جای عمل کردن به استانداردهای انجیل ، ما یک دیدگاه مدارا کننده ، زیاده رو را میپذیریم که اگر من بی‌پروایی جنسی خود را یکبار در سال کم کنم من بهتر از فردی هستم که قبلا بودم. به علاوه خدواند ضعفهای مرا متوجه میشود. من افرادی را دیده‌ام که برای سالها گناهان پیوسته خود را با تزئینات احساسی و روانشناسی منطقی جلوه داده‌اند." (مدینگر) این مایه تاسف است که افراد برای خود استانداردهایی قرار میدهند که کمتر از چیزی است که آنها میتوانند به آن دست یابند.

وسوسه

وسوسه گناه نمیباشد. (هیکلی) یکی از دامهای شیطان این است که شما را متقاعد کند که شما گناه انجام میدهید فقط وقتیکه شما وسوسه میشوید. احساس گناه نداشته باشید و یا درخواست بخشش برای وسوسه یا گرایشاتی نداشته باشید که نسبت به آنها کنترلی ندارید. وسوسه‌ها به خودی خود گناه نمی‌باشند. (هبرو) اما عکس‌العمل شما به آنها ممکن است گناه باشد. وقتیکه وسوسه‌ای به سراغ شما می‌آید شما میتوانید آن را مرخص کرده و یا اینکه آن را پرورش دهید. اگر شما آن را مرخص کنید شما گناهی مرتکب نشده‌اید ، اما اگر شما آن را پرورش دهید این به شهوت و سپس به رفتار تبدیل میشود.

وسوسه هویت نمیباشد. فقط به خاطر اینکه شما با احساسات به همجنس  وسوسه شده‌اید ، این به معنی آن نمیباشد که شما یک همجنسگرا هستید. شیطان ممکن است ادامه داده تا اینکه شما را با چیزهایی از گذشته فریب بدهد هر چند که شما آنها را فراموش کرده‌اید.

وسوسه به معنی یک سطح معنوی پایین نمیباشد. احساس نکنید که شما در حال جدا شدن از معنویات هستید به خاطر اینکه شما وسوسه را تجربه می‌کنید. گاهی اوقات شیطان ما را بیشتر وسوسه میکند وقتیکه ما داریم از لحاظ معنوی رشد میکنیم. کتاب مقدس پر از نمونه افراد قوی است که به شکل پیوسته وسوسه میشدند. به خاطر داشته باشید که شیطان حتی مسیح را دچار وسوسه کرد!

وسوسه فقط منحصر به شما نمیشود. هر فردی با وسوسه روبرو میشود. شیطان ممکن است به آرامی با افراد گوناگون از روشهای متفاوتی وارد شود ، اما وسوسه‌های پایه‌ای مانند حسرت ، شهوت و خودخواهی برای همه عمومی هستند.

گناه

دکتر ویلیام کونزیگلو یک تشخیص خوبی بین وسوسه و گناه قائل میشود: " احساسات ، گرایشات ، امیال ، خواسته‌ها ، عطش‌ها همه و همه وسوسه هستند. اما عمل کردن به هر کدام از آنها چه از نظر ذهنی و چه از نظر فیزیکی گناه است." (کونزیگلو) وقتیکه شما وسوسه میشوید آیا شما وسوسه را مرخص کرده و یا اینکه با آن مخالفتی نمیکنید؟ آیا شما آن را گرسنه نگه میدارید و یا اینکه آن را تغذیه میکنید؟ ارسن وایتنی شرح میدهد که " گناه تخلف از قانون الهی است ، همانگونه که بواسطه وجدان یا بوسیله الهام شناخته میشود." یک مرد گناه میکند هنگامیکه او وجدان خود را زیر پا میگذارد و در جهت خلاف نور و دانش حرکت میکند. نه نور و دانشی که به همسایه‌اش رسیده‌ است بلکه نور و دانشی که بر خودش تابیده است. او گناه میکند وقتیکه او مخالف آنچه میداند درست است عمل میکند." (ویتنی)

جو دالاس اینگونه شرح میدهد که " ممنوعیت شهوت از نظر مسیح مطمئنا به سرگرم شدن به خیال‌پردازیهای جنسی و امیال شهوانی اشاره میکند که خارج از ازدواج قرار میگیرند و نه با موقعیت همجنسگرایی که حالت شهوانی ندارد (یا موقعیت دگرجنسگرایی که حالت شهوانی ندارد ، از آن باب که یک مرد دگرجنسگرا به زنان گرایش پیدا کرده اما او همیشه احساس شهوانی نسبت به آنها ندارد. یا یک مرد همجنسگرا به مردان گرایش پیدا کرده اما او همیشه احساس شهوانی نسبت به آنها ندارد.) " (دالاس)

این مهم است که کاری را انجام دهید که درست است ولی این همچنین مهم است که شما کاری را انجام ندهید که اشتباه است. من سابقاً فکر میکردم که این موردی نداشت که من بعضی کارهای اشتباه انجام بدهم مادامیکه من کارهای خوب بسیاری انجام بدهم تا اینکه آنها را جبران کنم. من به این مثل یک معادله ریاضی نگاه میکردم و فکر میکردم که کارم درسته مادامیکه جمع مثبت بود. من بالاخره به این نتیجه رسیدم که انجام دادن آنچه درست بود به اندازه کافی خوب نبود اگر من در عین حال یک طرز فکری داشتم که آنچه را که اشتباه بود را نیز انجام بدهم. همان قدر که این مهم است که شما کاری را که درست است انجام بدهید بهمان نسبت این مهم است که شما کاری را که اشتباه است انجام ندهید.

هر چند که ما باید از گناه بترسیم. ما باید محتاط باشیم که از خودمان متنفّر نشویم وقتیکه گناهی را مرتکب میشویم. ما باید گناه را طرد کرده و نه فرد را ، خواه او بی گناه باشد ، خواه مقصر باشد.

پیشنهاداتی برای تغییر دادن الگوهای رفتاری

پاک باشید

ازرا فافت بنسون اینچنین راهنمایی میکند که " از نظر اخلاقی پاک بمانید. این بدین معنی است که شما یک ذهن پاک داشته باشید. افکار شما اعمال شما را معین خواهند کرد ، و بنابراین آنها باید کنترل بشوند. این مشکل است که شما آن افکار را کنترل کنید اگر خودتان را تسلیم وسوسه کنید. بنابراین شما مجبور خواهی بود که با دقت انتخاب کنید چیزهایی را که میخوانید ، فیلمهایی را که میبینید و بقیه تفریحاتی را که دارید تا بدینوسیله افکار خوبی به جای خواسته‌های ناسالم داشته باشید. " (بنسون ،کتاب "خودتان را آماده کنید." ) بعضی افراد میگویند که آنها میخواهند رفتار خود را تغییر دهند ، اما بعد با وسوسه لاس میزنند. اگر شما در نیت خود جدی هستید از موقعیت‌هایی که ممکن است وسوسه انگیز باشند دوری کنید و هر آنچه در توان دارید انجام دهید تا افکار خوب داشته باشید و روح القدس همراه شما باشد.

از بهترین وسایل دفاعی خود استفاده کنید

وقتیکه شما از نظر معنوی در سطح بالایی قرار دارید ، شما در برابر وسوسه در سطح پایدار‌تری قرار دارید. اگر شما از همه نیروهایی که در دسترس شماست استفاده نکنید ، شما ممکن است مستعد حمله باشید.

چرخه را شناخته و سریعا آن را متوقف کنید

دکتر ویلیام کونزیگلو شش مرحله‌ای را شرح میدهد وقتیکه شما یک مرد/زن جذاب را مورد مشاهده قرار میدهید. در هر نقطه‌ای شما میتوانید انتخاب داشته باشید تا اینکه چرخه را متوقف کنید ، اما هر چه که شما پایینتر میروید ، اراده بالاتری میخواهد تا آنرا متوقف کنید.

1- گرایش دیداری. هر چند که شما نمیتوانید از این جلوگیری کنید که گاهی یک مردی جذاب در نظرتان بیابید ، اما شما میتوانید انتخاب کنید که روی برگردانده و یا اینکه پنج قدم بعدی را تعقیب کنید.

2- توجه دیداری. شما توجه خودتان را به او معطوف میکنید.

3- توجه لذت بخش. شما از نگاه کردن به او احساس لذت میکنید.

4- لذت جنسی. شما ممکن است که برانگیختگی و یا هیجان را تجربه کنید.

5- میل به رویارویی. شما ممکن است که بخواهید با او تماس برقرار کنید ( یا اینکه یک خاطره شهوانی از اون در حافظه خود قرار داده تا اینکه بعدا آن را برای خود یادآوری کنید.)

6- عمل به رویارویی. شما به برقراری تماس با اون عمل کنید.

سعی کنید گرایشات خود را درک کنید

در انگیزه‌های خود به دنبال یک بینش و یک مقصود برای رفتار خود باشید. وقتیکه شما جذب فردی میشوید ، از خودتان بپرسید که چه چیزی شما را جذب میکند. اگر شما یک مرد هستید و جذب حالت مردی شده‌اید بنابراین این را بخاطر داشته و فکر کنید که چه کاری شما میتوانید انجام دهید تا احساس مردانگی بیشتری داشته باشید. وقتیکه شما نیازمند هستید ، این بی‌فایده است که شما چیزی را تعقیب کنید که با آن نمیتوانید نیاز خود را اشباع کنید. شما هرگز نمیتوانید احساس کفایت داشته باشید از آن‌چیزی که به آن نیازی ندارید.

من بالاخره متوجه شدم که بخشی از دلایل گرایشات من به مردان در سنین دانشگاه ، به خاطر حسرتی بود که من نسبت به سبک زندگی آنها داشتم. من در دوران دانشگاه هیچ وقت خالی نداشتم از آنجائیکه یک کار تمام وقت داشتم و در عین حال یک دانشجوی تمام وقت نیز بودم. من احساس میکنم که من تفریح و هیجانی که در مرحله دانشگاهی وجود دارد را در زندگیم نداشتم و هنوز در طلب اون هستم. همینکه من این را متوجه شدم گرایشات من به شکل قابل توجهی کاهش پیدا کرد و من تونستم بر تلاشهای خودم تمرکز بکنم تا اینکه در زندگیم تفریح و هیجان بیشتری داشته باشم.

بعد از مدت زمانی من متوجه دو سئوال مهم شدم که باید از خودم می‌پرسیدم: " خصوصیات مردانی که من آنها را جذاب میدیدم چه بود؟" جواب من به این سئوال این بود: سن بین بیست و سی و پنج ، مردانه در ظاهر و رفتار ، اندام عضلانی ، موفق از نظر حرفه‌ای ، زیاده خواه و با شخصیت اهل بیرون. سئوال دوم تقریبا راحت بود. " اگر من میتونستم چیزی را در مورد خودم تغییر بدم ، آن خصوصیاتی که من دوست دارم داشته باشم چه هستند؟" این برای من متعجب کننده بود که جواب من به هر دو سئوال تقریبا یکسان بود. من دریافتم که من جذب مردانی میشدم که ویژگیهایی داشتند که من آرزو داشتم آنها را داشته باشم. من جذب مردانی میشدم که چهره‌ای داشتند که من دوست داشتم داشته باشم و خصوصیات مردانه‌ای داشتند که من دوست داشتم داشته باشم. وقتیکه من این را متوجه شدم من دانستم که من دیگر نمیتوانم این خصوصیات را به شکل جادویی با دنبال کردن مردانی که آنها را داشتند به دست بیاورم. من نیاز داشتم تا اینکه شروع کنم آنها را در خودم پرورش بدهم.

سعی کنید تا گرایشات خود را تشخیص داده و یاد بگیرید که با آنها در یک سطح احساسی روبرو شوید بدون اینکه اجازه بدهید آنها به رفتاری منجر شوند. همینکه شما شروع میکنید که چیزها را به شکل صحیح ببینید ، وسوسه‌های رفتار نادرست جنسی هم از جهت شدت و هم از جهت تعدادی کاهش پیدا خواهند کرد. و شما تسلط بیشتری بر خیال‌پردازیهای خود پیدا خواهید کرد.

فردی را که در پشت گرایشات شماست ببینید

خیلی از ما وقتیکه به فرد همجنسی جذب میشویم ، ما او را از حالت انسانی خارج میکنیم. هنگامیکه یک مرد درباره مرد دیگری خیال‌پردازی میکند ، او ممکن است بگوید "اون جذاب است" و بدینوسیله اون را به عنوان یک شی‌ء و نه یک انسان واقعی مد نظر قرار میدهد. تبدیل کردن یک انسان به شی‌ء این را آسانتر میکند تا با او وارد رفتار جنسی شویم. اگر شما خود را در این دام میبینید ، سعی کنید تا اینکه شخص را حقیقی سازید با تشخیص اینکه او یک خانواده دارد که او را دوست دارند و اینکه اون احساسات و نیازهای خودش را دارد. اگر برای شما امکان دارد سعی کنید به اون نزدیک شده و اون را بشناسید. من متوجه شدم وقتیکه چیزی مرموز برای من آشکار میشه ، گرایشات من کاهش پیدا میکنه. من شبی را به یاد میارم که در آن شب یک مرد جدید وارد ملاقات گروهی ما شد. ظاهر او خیره‌کننده بود. پوست برنزه ، موهای فر و چشمهای آبی خیره‌کننده اون توجه من را به سرعت جلب کرد و من متوجه شدم که من در بیشتر مدت زمان جلسه به او خیره مانده بودم. من بالاخره متوجه شدم که من او را از حالت انسانی خارج کرده و داشتم با اون به عنوان یک شی‌ء برخورد میکردم. بنابراین بعد از جلسه من خودم را به اون معرفی کردم و با اون صحبت کردم تا اینکه بتونم اون را به عنوان یک انسان در نظر بگیرم. من فهمیدم که این اولین باری بوده است که تام وارد یک جلسه گروهی پشتیبان شده است. بعضی اتفاقات ویرانگر دقیقا در زندگیش اتفاق افتاده بوده و اون در یک موقعیت آسیب‌پذیر بود. گرایش فیزیکی من به اون به سرعت تبدیل به نگرانی برای اون به عنوان یک انسان شد. هر چه که بیشتر با اون صحبت میکردم ، بیشتر اون را میشناختم و درک کردم که شرکت اون در گروه برای اون تعدادی پاسخ به همراه داره و به اون کمک میکنه. با دانستن این مطالب ، چطور من میتونستم گرایشات خودم را به تام به شکلی غیر از یکم دوست واقعی ببینم؟  این خیلی رضایت بخشتر است تا اینکه یک مرد را به عنوان یک دوست حمایت کنیم تا اینکه با اون رفتار جنسی داشته باشیم.

عواقب را در پیش چشم خود نمودار کنید

وقتیکه شما تحریک شده‌اید تا اینکه از نظر جنسی عمل کنید ، همه چیزی که شما میتوانید در آن لحظه به آن فکر کنید لذت لحظه‌ای است. وسوسه شهوانی را با فکر کردن و مجسم ساختن اینکه بعدا شما چگونه احساس خواهید کرد بشکنید. " این برای من یک لغزش خواهد بود." " این واقعاً من را ارضاء نمیکنه." " این من را پایین میاره و من لیاقت چیزی بهتر از اون را دارم." این مجسم سازی را دنبال کنید تا اینکه به نتیجه منطقی برسید.

از شوخی یا اغراق استفاده کنید

دکتر ویلیام کنزیگلو پیشنهاد میدهد که این تکنیک شما را به سمت واقعیت برمیگرداند. او مثالی درباره رویارویی با یک مرد جذاب میزند: " همینکه شما به او نگاه میکنید شما شروع میکنید تا اینکه ویژگیهای اون را ایده‌ال‌ سازی کرده و از ظاهر اون لذت ببرید. به آرامی در حالیکه شما نمیتوانید آن را واقعاً بشنوید شما با خود می‌گویید که: چه بازوهای زیبا و عضلانی او دارد ، چه چشمان آبی زیبا و موهای سیاهی او دارد ، چه دندانهای مرتب و چهره مردانه قوی دارد. این تفکر مخفیانه احساسات شهوانی تولید کرده و گرایش به همجنس را تقویت میکند." (کونزیگلو) برای اینکه ضد این عمل کنید او به شما پیشنهاد میدهد تا در مورد چیزهایی که شما به خودتان میگویید اغراق کنید. در این مثال ، شما ممکن است بگویید " این مرد ممکن است یک خدای یونانی باشد. من فقط باید بلند شم و برم با اون صحبت کنم. من باید به اون نزدیک بشم یا اینکه من واقعاً می‌میرم. اگر من بتونم اون را بشناسم تمام زندگی من مطلقا از الان به بعد شگفت‌انگیز خواهد شد. او بسیار عالی است. اگر من فقط بتونم اون را لمس کنم من دیگر هرگز غمگین نخواهم شد. اگر من فقط به اون چشمهای آبی زل بزنم من برای همیشه در حظ و وجد خواهم بود. " (کونزیگلو) جرارد ون دن اردوگ همچنین درباره شوخی در کتابش با عنوان "همجنسگرایی و امید " اینگونه شرح میدهد که دقیقا مثل بچه‌ها که میتوانند بخش مسخره هر چیزی را ببینند ، شما میتوانید از شوخی استفاده کرده تا اینکه بحرانهای زندگی خودتان را پشت سر بگذارید. وقتیکه شما احساس استرس میکنید ، شما میتوانید آن را با خواندن یک کتاب سرگرم کننده ، گوش دادن به یک متن مضحک یا دقیقا با شوخ طبعی در زندگیتان ، خنثی کنید.

مواظب محرک‌ها باشید

یاد بگیرد که چه چیزی شما را به سمت رفتار نامناسب سوق میدهد. شما ممکن است که مستعد یک تعداد افراد ، حوادث و شرایطی باشید که گرایشات به همجنس شما را تحریک کنند. وقتیکه شما بفهمید که چه چیزی شما را تحت تاثیر قرار میدهد سپس شما میتوانید از آن موقعیتها اجتناب کرده و یا اینکه دیدگاه خود را تغییر دهید. محرک‌ها ممکن است شامل چیزهای متنوعی باشند از قبیل آهنگهای خاص که خاطرات خاصی را برای شما زنده میکند ، یک نوع موسیقی خاص ، برنامه‌های تلویزیونی ، فیلم‌ها ، ادبیات شهوانی ، استفاده از الکل یا مواد مخدر ، لباسهای تحریک آمیز ، مناطق گشت زنی یا مناطق خاصی باشد که خاطرات رویدادهای همجنسگرایی را برای شما زنده میکند. وقتیکه حس میکنید تحریک شده‌اید از خودتان بپرسید چرا. گرایشات را آزموده و سعی کنید مشخص کنید که چرا شما اینگونه احساس میکنید. اگر شما بتوانید دلیل اینکه اینگونه احساس میکنید را متوجه بشوید ، شما در موقعیت بهتری قرار خواهید گرفت تا با آنها روبرو شوید.

حال و هوای روحانی و حوادث مثبت همیشه سابقا من را تحریک میکرد. از آنجائیکه من باطناً احساس نمی‌کردم که من شایسته تجارب خوب هستم ، به شکل ناخودآگاه رفتارهایی علیه خودم داشتم تا اینکه حال و هوای معنوی و احساسات خوب را خنثی کنم. من همچنین فکر میکنم که این تلاش مستقیم شیطان بود تا اینکه تاثیرات مثبت آن تجارب را کمرنگ کرده و روح القدس را از من دور کند. من به شما اصرار میکنم تا بعد از یک تجربه مثبت در ملاقات گروهی و یا کلیسا احتیاط کرده و مواظب اعمال و مکالمات خود باشید برای اینکه شما بتوانید به لذت بردن با روح‌القدس ادامه بدهید و اینکه درباره تجاربی که داشتید فکر کرده و آنها را تجزیه و تحلیل کنید.

ما معمولا بیشتر از همه وقت مستعد آسیب‌پذیری هستیم وقتیکه ما احساس میکنیم خسته ، نگران ، عصبانی ، غمگین ، گرسنه ، مایوس ، افسرده ، رنجور ، نابسنده یا مقصر هستیم. وقتیکه این شرایط به وجود می‌آیند و شما میخواهید تا دست به رفتار جنسی بزنید ، به شرایط نگاه کنید و سعی کنید تا یک چاره مشروع پیدا کنید. اگر شما گرسنه و خسته هستید به جای اینکه به گشت زنی بروید ، چیزی برای خوردن پیدا کرده و بعد به رختخواب بروید. وقتیکه شما در عطش برای استمناء هستید ، سعی کنید متوجه بشوید که نیازهای واقعی شما چه هستند. این ممکن است به خاطر این باشد که شما احساس تنهایی و انزوا میکنید و نیاز واقعی شما دوستی است. آیا شما نیاز دارید تا توسط شخصی تحسین بشوید؟ آیا شما تنها هستید و فقط به دنبال کسی هستید تا با او صحبت کنید؟ آیا سکس چاره‌ای برای رهایی شما از استرس است؟ اگر شما سکس داشته باشید آیا این نیازهای واقعی برطرف شده یا اینکه آنها فقط شدت می‌گیرند؟ شما ممکن است به کمک اضافه‌ای احتیاج داشته باشید وقتیکه تحت فشار ، تنها ، در یک شرایط نامعلوم ، افسرده و یا خسته هستید. پیشاپیش برای خودتان یک برنامه‌ای در نظر بگیرید تا اینکه چطور در این شرایط عکس‌العمل نشان دهید. یک شبکه‌ای از دوستان گروه پشتیبان خود را در نظر بگیرید تا اینکه وقتی نیاز به کمک دارید بتوانید با آنها تماس بگیرید.

وقتیکه من درباره خودم به عنوان یک مرد به خوبی فکر نمیکنم و به خودم شک دارم ، من خودم را جذب مردان دیگه‌ای پیدا میکنم که قوی ، مطمئن بوده و از خودشان مطمئن هستند. این گرایش دیگه جنسی نیست بلکه حس کنجکاوی و میل به شناختن این مردانی است که چیزی دارند که من ندارم. وقتیکه من اینگونه احساس میکنم ، این به من میگوید که من به خودم توجه نمیکنم. سپس من میتونم به دنبال استرس یا مساله احساسی بگردم که مورد توجه قرار نگرفته و یک راهی پیدا کنم تا اینکه بتونم آنها را مورد توجه قرار بدم.

از موقعیت‌هایی که شما در آن آسیب‌پذیر هستید پرهیز کنید. خودتون را سرکار نگذارید و فکر نکنید که شما میتوانید با وسوسه سرگرم بشید بدون اینکه تاثیری از جانب اون ببینید. مسیری که برای رفت و آمد به خانه و محل کار دارید تغییر دهید اگر برای شما مشکل به‌ وجود میاورد. اگر شما میخواهید تا بر رفتار همجنسگرایی غلبه کنید ، با کسانی که مرتبا به این رفتار دست میزنند و در مورد آن گزافه گویی میکنند ارتباط برقرار نکنید.

 افکار خود را کنترل کنید

گوردن بی. هینکلی شرح میدهد که  "کنترل ذهنی باید قویتر از خواسته‌ها و امیال فیزیکی نفسانی باشد. هنگامیکه افکار در یک هماهنگی کامل با حقیقت آشکار شده قرار میگیرند ، اعمال مناسب خواهند شد... هر کدام از ما ، با نظم و کوشش ، این ظرفیت را دارد تا اعمال و افکارش را کنترل بکند. این بخشی از فرایند بلوغ معنوی ، فیزیکی و احساسی است. (هینکلی) افکار ، اعمالی را به وجود می‌آورند که منجر به عادات ما شده و عادات ما شخصیت ما را ساخته که بر سرنوشت ما تاثیر می‌گذارد.

شخصیت ما رشد میکند وقتیکه ما بر تمایلات شیطانی غلبه کرده و یاد میگیریم تا بر تمایلات و شهوات خود حکمرانی کنیم این شهوات میتوانند عصبانیت ، کینه ، حسادت یا فساد باشند. روشهایی که برای کنترل وسوسه‌های همجنسگرایی وجود دارد شبیه آن روشهایی است که برای کنترل هر وسوسه‌ دیگری وجود دارد و کتابهای بسیار خوبی در این زمینه نوشته شده است.

پاسخگو باشید

یک بخش مهم از تغییر رفتارتان این است که نسبت به شخصی پاسخگو باشید. شما باید در دعای روزانه خود نسبت به خداوند پاسخگو بوده ، ضعفهای خود را اعتراف کرده و از او بخواهید تا قدرتش را هر روز همراه شما گرداند. شما همچنین باید به شکل مرتب نسبت به رهبر کلیسای خود پاسخگو باشید. شما میتواند نسبت به درمانگر خود در مورد اینکه چقدر خوب شما از طرح عملی پیروی میکنید پاسخگو باشید. به علاوه ، شما ممکن است شخص دیگری را نیز نیاز داشته باشید تا بتوانید با او درد و دل کنید. این میتواند فردی از گروه پشتیبان شما باشد که او نیز با گرایش به همجنس چالشهایی دارد یا او میتواند یک دوست نزدیک باشد که به شما توجه میکند. در کتاب جیمز ما میخوانیم "ضعف‌های خود را یکی یکی اعتراف کن و برای همه آنها دعا کن ، باشد که تو شفا یابی. دعای پر شور و شعف موثر یک فرد نیکوکار موثر واقع میشود. " (جیمز)

دوست من تاد اینگونه مینویسد " وقتیکه من وسوسه میشدم تا سوار ماشین بشم و به جایی برای گشت‌زنی و پیدا کردن شریک جنسی برم ، به جای اینکار من میتونستم به یک دوستی زنگ بزنم که مشکلات من را می‌دونست و من از او میخواستم که با همدیگه باشیم و راکتبال بازی کنیم یا اینکه به یک نمایشی بریم و یا به سادگی برای مدتی نشسته و با هم صحبت کنیم. اغلب چنین فعالیتی فقط برای یک شب برای من مفید واقع میشد وقتیکه من مشکلی داشتم. اما این به من کمک میکرد تا یک شب دیگر را بدون لغزش سپری کنم. هنگامیکه ما درباره رفتارهای اعتیادی صحبت میکنیم ، پیام قدیمی برنامه معنوی دوازده قدم را به خاطر داشته باشید که همه چیزی است که ما میتوانیم بخواهیم و شاید همه کوششی که ما میتوانیم انجام دهیم در هنگامی است که اتفاقی افتاده است. به مرور زمان ، من فهمیدم که بحرانهای من تمایل داشتند تا هم در شدت و هم در زمان تکرار کمرنگ شوند ، اما حقیقتاً شبهای زیادی بودند که من مجبور بودم به یکی از منابع پشتیبان خودم تلفن بکنم."

با مسائل هنگامیکه اتفاق می‌افتند روبرو شوید

شما میتوانید از پس امروز بر بیایید. پس هنوز نگران درگیریهای که شما ممکن است فردا با آنها روبرو شوید نباشید. وقتیکه ذهن شما درباره مسائل فردا اشغال شده است، شما تجربه‌های بامعنی امروز را از دست میدهید. بر زمان حال متمرکز شوید و شما خواهید دید که آینده از پس خودش بر خواهد آمد. آیا شما میتوانید یک رودخانه را در هر زمانی تغییر مسیر دهید؟ خیر ، اما هر از گاهی شما میتوانید یک گونی پر از شن در مسیرش قرار دهید تا اینکه بالاخره مسیرش را تغییر دهید. انتظار نداشته باشید تا اینکه کل شخصیت خود را یک شبه تغییر دهید. یک عادت بد را امروز تغییر دهید و آنرا فردا با یک عادت خوب دیگر جایگزین کنید. این یک کوهنوردی بلند مدت خواهد بود اما در نهایت شما در بالای کوه به عنوان یک مرد آزاد قرار خواهید گرفت.

تجربه کردن هیجانات سالم

چرا ما راه حل نیازهای خود را به صورت جنسی در‌می‌آوریم. آلان مدینگر در اینباره مینویسد " من اعتقاد دارم که ما این کار را انجام میدهیم به خاطر اینکه سکس یکی از شدیدترین تجربه‌های هر فردی است و هر آنچه که سکس آنرا لمس میکند زنده‌تر میشود. دقیقا همانند نمک که طعم هر غذایی را بهتر میکند ، سکس قدرت هر تجربه‌ای را تقویت میکند." (مدینگر) سکس هیجان می‌آورد وقتیکه شما تنها یا خسته هستید. یکی از دلایلی که من به دام رفتارهای همجنسگرایی افتادم این بود که من هیجان بیشتری در زندگیم میخواستم. دنیای گی یک جذبه ای برای من داشت و رویارویی با همجنسگرایی برای من هیجان‌انگیز به نظر می‌رسید.

از ایندروفین به عنوان پادزهری برای آدرنالین استفاده کنید. ایندروفین یک هورمون طبیعی بدن است که یک نشئگی طبیعی تولید کرده و بیشتر از آدرنالین دوام دارد. دوندگان وقتیکه به نهایت خستگی ورزشی خود میرسند ، یک نشئگی ایندروفین را تجربه میکنند. ایندروفین بوسیله تجربه‌های طبیعی خوبی مثل خنده ، رضایت و تجارب معنوی تجربه میشوند.

منفی‌ها را با مثبت‌ها جایگزین کنید

 هنگامیکه شما از منفی‌ها کناره‌گیری میکنید ، مطمئن باشید تا آنها را با فعالیتها و روابط مثبت و جدید جایگزین کنید. به جای دست کشیدن از یک عادت یا فکر بد ، شما نیاز دارید که اون را با چیزی خوب جایگزین کنید. وقتیکه شما رفتار همجنسگرایی به ظاهر هیجان انگیز را کنار میگذارید ، زندگی شما ممکن است خسته کننده به نظر برسد مگر اینکه شما این خلاء را با چیزهای جدید ، متعادل و ارضاء کننده پر کنید. وقتیکه شما گشت زنی برای پیدا کردن شریک جنسی را از زندگی خود حذف میکنید حالا شما ساعات زیادی دارید که آن را وقف خانواده ، کلیسا ، یا خدمت به دیگران بکنید. شما ممکن است شروع به یک سرگرمی جدیدی بکنید یا اینکه زمان بگذارید برای اینکه روابط جدیدی با افراد بسازید. برای فعالیتها زمان بگذارید و از آنها لذت ببرید. مطالعات نشان داده است هنگامیکه افراد بر روی پروژه‌ها یا فعالیتهایی کار میکنند که از آنها لذت میبرند ، ترکیب شیمیایی خون آنها تقریبا به شکل سریعی به یک حالت مثبت تغییر پیدا میکند.

اگر شما بر چیزهای منفی تمرکز کنید ، هر آنچه شما نمیتوانید انجام دهید ، در این حالت گذشته ای که شما در حال رها کردن آن هستید به نظر جذاب‌تر می‌آید. به جای آن بر چیزهای مثبت تمرکز کنید ، همه چیزهای خوبی که شما بر روی آن در حال کار کردن هستید. رفتارهای قدیمی فقط لذت موقتی آوردند ، در حالیکه رفتارهای جدید لذت پایداری را به وجود می‌آورند. تغییر رفتار نباید به عنوان چیزی محدود کننده دیده شود. در عوض ، به آن به عنوان دریچه‌ای به روی یک دنیای جدید از فرصتها نگاه کنید. در حقیقت ، الگوهای رفتاری قدیمی محدود کننده بودند ، آنها شما را با الگوهای اعتیادی متوقف کرده و شما را از چیزهایی که واقعاً نیاز داشتید ، باز میداشتند. تغییر رفتار شما برای سازگاری با ارزشهای شما ، شما را رها خواهد ساخت تا اینکه به سمت سطوح بالاتر رضایت و لذت حرکت کنید. بر روی چیزهایی که در زندگیتان کنار میگذارید تمرکز نکنید ، اما تمرکز کنید به چیزهایی که شما میتوانید به زندگیتان اضافه کنید.

پیامبر پاول چنین پند دادند که " مرد کهنه را از تن بیرون بیاور ، مردی که با شهوت‌های فریبنده فاسد شده است ، و مرد جدید را بر تن کن که با اطاعت از خداوند تمامیت و تقدس حقیقی پیدا کرده است " (افزیانز) چیزهای معنوی جدید باید جایگزین عادتها و افکار نفسانی قدیمی شود. ما باید ساعیانه یک زندگی جدید را با زندگی قدیمی جایگزین کنیم.

لغزش‌ها

هنگامیکه شما شروع میکنید تا با مسائل روبرو شده ، شما ممکن است استرس زیادی را تجربه کرده هنگامیکه زخمهای کهنه باز شده و با آنها روبرو میشوید. در نتیجه این مساله شما ممکن است یک گرایش بیشتری را نسبت به رفتارهای کهنه برای یافتن راهی برای غلبه بر این احساسات فزونی یافته پیدا کنید. بنابراین مواظب مقاومت افزایش یافته باشید تا اینکه از لغزش‌ها جلوگیری کنید. شما میتوانید رفتار همجنسگرایی را متوقف کنید و خودتان را به اهداف جدیدی دوباره متعهد کنید و با دانستن این مساله هنگامیکه شما بروی مشکلات خود کار میکنید این وسوسه‌ها امکان دارند قوی شوند ، اما عزم شما از آنها قوی‌تر هستند.

اگر شما لغزش داشتید فکر نکنید که همه چیز نابود شده است. عواقب آن چه اتفاق افتاده را کوچک نشمارید ، اما متوجه باشید که این یک لغزش موقتی بوده و اجازه ندهید که آن شما را شکست دهد. یک لغزش و حتی یک سقوط شما را به نقطه صفر برنمی‌گرداند. با یک تصمیم جدید دوباره بر روی پاهای خود ایستاده و به یاد داشته باشید که همه حرکتهای رو به جلو روی هم انباشته شده و بالاخره ایجاد تفاوت میکند. این حقیقت که شما درباره این مساله احساس خیلی بدی دارید نشان میدهد که شما در حال پیشرفت هستید. رنج را پنهان نکنید زیرا رنج یک اخدار است. آن را به شکل کامل احساس کنید ، توبه کنید ، سعی کنید که به موقعیت مطلوبی رسیده و به سمت جلو حرکت کنید. از اشتباهات خود یاد بگیرید ، بنابراین اگر شما ببینید که الگو دوباره در حال شکل‌گیری است، در این‌حالت شما تجربه و ابزاری در اختیار دارید تا اینکه آن را متوقف بسازید قبل از اینکه آن به شکل اعمال همجنسگرایی رشد پیدا کند. بر روی پیشرفتی که شما داشته‌اید تمرکز کنید. دفتر خاطرات خود را مطالعه کرده تا اینکه متوجه بشوید شما چقدر پیشرفت داشته‌اید. اگر شما در اولین دفعه به اهداف خود نرسیدید ، در نظر نگیرید که شما شکست خورده‌اید. تلاش کردن اصلا به معنی شکست نمیباشد. 

در نظر بگیرید که شما چگونه پاسخ میدادید اگر شما در حال خوردن چیزی بودید که شما نباید در رژیم غذایی خود می‌خوردید. شما یا میتوانید به خودتان بگویید که شما لغزش کرده و فورا رژیم خود را از سر بگیرید یا اینکه آنقدر احساس گناه داشته باشید که دست به یک پر خوری بر علیه خود بزنید. اگر شما به پر خوری ادامه بدهید همه وزنی را که از دست داده‌اید دوباره می‌گیرید ، سپس رژیم را سرزنش می‌کنید برای اینکه مفید نبوده است. در حقیقت رژیم به خوبی عمل میکرد ، این روشی که با آن به لغزش خودتان پاسخ دادید ، باعث شکست شما شد.

طرح عملی شما ، شامل چیزهای خاصی میشود که شما نیاز دارید انجام بدهید. اگر شما محتاط نبوده و طرح خود را دنبال کنید ، این احتمال وجود دارد که شما لغزش کرده و سقوط کنید. دقیقا مانند یک ماشین ، شما نیاز دارید که از خود به خوبی نگهداری کرده تا اینکه به شکل مناسبی عمل کنید. اگر شما اجازه بدهید تا چیزهای معنوی ، احساسی ، فیزیکی یا منطقی لغزش پیدا کنند در این حالت است که شما خود را به مخاطره می‌اندازید. نگهداری در سراسر بقیه عمر شما مهم خواهد بود. دقیقا مانند یک الکلی بهبودی یافته ، شما نیاز دارید تا هوشیاری خود را داشته باشید. تغییراتی که شما در زندگیتان به وجود می‌آورید مادامیکه شما از آنها نگهداری میکنید پایدار خواهند بود.

اگر شما برگشت داشته باشید ، آیا این بدین معنی است که شما اصلا تغییر نکرده‌اید؟ خیر ، وسوسه مداوم ممکن است واقعاً اثبات این باشد که شما هنوز در جدال هستید. این فقط وقتی به معنی عدم تغییر است که شما گناه را به عنوان چیزی خوب بپذیرید که دیگر برای شما مشکلی نمیباشد و احساس میکنید که طبیعی است. اگر گناه یک راه‌حل برای رنج بشود ، در این حالت شما گناه را بر خداوند مقدم قرار داده‌اید. اما این حقیقت که شما سعی خود را ادامه دهید به این معنی میباشد که شما راه آسان را نپذیرفته‌اید و شما میدانید که چیز بهتری وجود دارد. کتاب مقدس به ما قول نمیدهد که ما به جایگاهی در این زندگی برسیم که هرگز دیگر وسوسه نشویم. ما نیاز داریم تا به شکل مرتب مواظب بوده و دعا کنیم مبادا به وسوسه نیافتیم. اما ما همینکه ادامه می‌دهیم تا پیشرفت کرده و به خداوند نزدیک‌تر شویم ، میتوانیم مطمئن شویم که ما دیگر افرادی که سابق بودیم نمیباشیم.

خیال‌پردازی

مارک لاسر مینویسد که سه عنصر اساسی اعتیاد جنسی عبارتند از خیال‌پردازی ، هرزه‌نگاری و استمناء (لاسر) جیمز آلن مینویسد که ذهن انسان شبیه یک باغ است که ممکن است هوشمندانه کشت شود یا اینکه به شکل نامرتب رها شود ، اگر اون مورد کشت و زراعت قرار بگیرد گیاهان مفید تولید کرده ولی اگر با اهمال کاری رها شود علف‌های هرز بیهوده تولید خواهد کرد. هر آنچه که ما به ذهن‌مان اجازه ورود بدهیم همیشه میوه خواهد داد. خیال‌پردازی خطرناک است زیرا اون ما را از واقعیت دور نگه میدارد. وقتیکه شما خیال‌پردازی میکنید ، شما یک دنیای خود محور و خود پرور از قسمتهایی از افراد و موقعیتها میسازید که شما آنها را باز آرایی میکنید تا اینکه نیازهای شما را پاسخ دهد. خیال‌پردازیها درباره افراد واقعی یا کامل و موقعیتهای کامل نمیباشد ، بلکه درباره افراد بی هویت ، خیالی و موقعیتهای غیر واقعی میباشد.

مسیح شرح داد که خیال‌پردازی جنسی نیز همچنین نافرمانی از هفت فرمان الهی است وقتیکه او میگوید " تو شنیده‌ای که از زمانهای قدیم این گفته شده است که تو نباید مرتکب زنا بشوی ، اما من به تو می‌گویم هر کسی که به یک زن برای شهوت نگاه کند او در این‌حالت مرتکب یک زنا با او در قلبش شده است." (انجیل متی) اصول انجیل برای عفت بر اساس پاکی هم فکر و هم عمل است. راهی که اعمال شما را مناسب نگاه دارند در این میباشد که افکار شما پاک باشند.

هرزه نگاری

آفت هرزه نگاری در سراسر دنیا در مقادیر زیاد و با تاثیرات ویرانگر پراکنده شده است. آنچه سالها پیش به عنوان مجله‌های عکس نا‌پخته‌ای برای تحریک افراد حساس به راه افتاد حالا در حد یک صنعت چندین بیلیون دلاری از انتشارات ، فیلم‌ها و وبسایت‌ها رشد کرده که هر کدام سعی میکنند دیگری را با افزایش محتوای تکان دهنده از صحنه رقابت خارج کنند. تکنو‌لو‌ژیهای جدیدی که میتواند در بسیاری راههای مثبت یک موهبتی برای زندگی ما باشد حالا استفاده میشود تا اینکه مفاسد هرزه‌نگاری را پخش کند.

هرزه نگاری مضر است

بعضی افراد توجیه عقلانی میکنند که هرزه‌نگاری بر هیچ کس نگذاشته و فقط بر آنها تاثیر می‌گذارد. آنها میگویند که این بهتر است که از کمبودهای جنسی خود با نگاه کردن به هرزه و استمناء رهایی یابند تا اینکه به دنبال شریک جنسی باشند. آنها فکر میکنند که انتخاب کاری که کمتر شیطانی است برای آنها خیلی بد نمیباشد. ولیکن خیلی افراد میتوانند به این حقیقت گواهی دهند که هرزه‌نگاری اعتیاد آور میباشد. من مردی را میشناسم که در عرض دو سال در حدود هشتاد و هفت ویدئو و بیشتر از 700 مجله جمع آوری کرده بود و در حدود 27000 دلار در این راه پول خرج کرده بود. (جاکوبسن)

هرزه نگاری روح القدس را از فرد دور میکند

مهمتر از دلایل مالی یا دیگر دلایل ، ما باید از هرزه‌نگاری اجتناب کنیم به این خاطر که روح القدس را از ما دور میکند و افراد مذهبی به شدت میخواهند که روح القدس آنها را راهنمایی کند. روح القدس نمیتواند در اماکن ناپاک ساکن شود.

هرزه نگاری خیال‌پردازی را رشد میدهد

تصاویری که در نوشته‌های هرزه‌نگاری و فیلم‌ها وجود دارد یک خیال‌پردازی ایجاد میکند که در واقعیت جایی ندارد. این یک تصوری از مردانگی اغراق شده ، زنانگی اغراق شده و سکس بدون نتیجه است. موضوع هرزه‌نگاری میتواند کنترل شده ، برداشته شود ، پایین گذاشته شده و هر جوری که فرد میخواهد استفاده شود. این به فرد اجازه یک تصوری از یک رویارویی جنسی میدهد بدون اینکه واقعاً فرد مجبور باشد با فرد دیگری مواجه شود. 

هرزه نگاری باعث رشد خیال‌پردازیهایی میشود که احساسات همجنسی را که شما سعی در فراموش کردن آنها دارید تقویت میکند. این احساسات تقویت شده میتواند بر علیه همه تلاشهایی که شما در زندگیتان برای حل کردن مشکل گرایش به همجنس انجام میدهید عمل کند. خیال‌پردازیها در ذهن شما یک محصولی از همه آشغال‌هایی هستند که شما به آنها اجازه میدهید به ذهن شما وارد شده و وقتیکه شما به این تصاویر اجازه ورود بدهید آنها در حافظه شما نقش بسته و میتواند سالها بعد دوباره به خاطر بیاید. تحقیقات نشان داده است که تحریک حسی از قبیل برانگیختگی بوسیله هرزه‌نگاری هورمون آپی‌نفرین ترشح میکند که این هورمون تجربه تحریک را بر خلاف محرک‌های هیجانی کوچکتر در ذهن ثابت میکند. (مکگاف) اگر تماشای هرزه همراه با استمناء باشد که معمولا نیز اینچنین است ،این اثر ترکیبی تصاویر ذهنی را قویتر میکند. پاک کردن اینگونه تصاویر از حافظه مغز بسیار مشکل است.

هر چند که شما مسئول امیالی نیستید که شما را وادار کرد که بخواهید خیال‌پردازی کنید ، اما شما مسئول اجازه دادن به افکار ، داستانها و تصاویر به ذهنتان هستید که خیال‌پردازیها را تحریک میکند. آنها رفتار همجنسگرایی را فریبنده جلوه داده و میتواند شما را به چرخه اعتیاد‌آور تجسم و بعد توجیه عقلی و سپس رفتار جنسی سوق دهد.

هرزه نگاری بر رفتار تاثیر میگذارد

اولین پاسخ مردان به تماشای هرزه‌نگاری استمناء است. " هرزه‌نگاری اعتیاد‌آور است. چیزی که ممکن است به عنوان یک کاوش کنجکاوانه شروع شود میتواند یک عادت حکمفرما شود. مطالعات نشان میدهد آنهایی که به خودشان اجازه میدهند تا به سمت هرزه‌نگاری کشیده شوند به زودی مشتاق به مضامین بی‌ ادبانه‌تر خواهند شد. در معرض قرار گرفتن پیوسته میتواند حساسیت روح را کم کرده و میتواند وجدان فرد ناآگاه را فاسد کند. یک قربانی برده افکار و اعمال شهوانی خواهد شد. از آنجائیکه فکر به‌ وجود آورنده کردار است ، در معرض هرزه‌نگاری قرار گرفتن منجر به رفتار جنسی  میشود که در ذهن پرورش یافته است . (هایت)

هرزه‌ نگاری احساس پست بودن را افزایش میدهد

باب دیویس و لوری رنتزل توضیح میدهند که "مردانی که هرزه‌نگاریهای گی را تماشا کرده‌اند ممکن است به شکل ناخودآگاه بدنهای خودشان (و همچنین اندام تناسلی) خود را با مدلهای عالی و خوش هیکل مقایسه کنند. تماشای هرزه‌نگاری میتواند احساسات کمبودهای فیزیکی و جنسی را تقویت کند." (دیویس) هیچ فرد عالی نمیتواند به سطح تصاویر فوق مردانه‌ای که در هرزه‌نگاریهای مردانه و یا تصاویر فوق زنانه‌ای که در هرزه‌نگاریهای زنانه دیده میشود برسد. هنگامیکه یک فردی به هرزه‌نگاری می‌پردازد ، احساسات نابسنده بودن اون و حسرت با شهوت و تحریکات جنسی ترکیب شده و بنابراین احساسات گرایش جنسی نسبت به همجنس را تقویت میکند.

اندرو کومیزکی مینویسد " هرزه نگاری میتواند برای فردی که تمایلات ناخودآگاه اختیار او را در دست گرفته‌اند به وسیله‌ای تبدیل شود تا مردانگی فرد دیگری را شهوانی ساخته بدین منظور که ویژگیهای او را به خودش منتقل کند. چنین رفتاری ممکن است یک تلاش جانشین برای کامل کردن یک حس درک شده از کمبود مردانگی‌اش شود. (کومیزکی) مردان و زنانی که ویژگیهای زیبایی عالی در هرزه نگاری دارند برای ما یک استاندارد غیر واقعی میسازند که ما خود را با آن مقایسه میکنیم ، و وقتیکه ما فوق مردانگی یا فوق زنانگی آنها را با خودمان مقایسه میکنیم ما مطلقا احساس شکست کرده و ممکن است این را سخت تر بیابیم تا اینکه بدن و جنسیت خودمان و همچنین مردان و زنانی را که در حد توهّمات غیرواقعی صنم‌های پورن نمی‌باشند را بپذیریم. بنابراین " هرزه نگاری به نظر میرسد که دیدگاهی که فرد نسبت به خودش و دیگران دارد را منحرف میکند ، که به شکل پنهانی ظرفیت فرد را برای ارتباط واقعی با دیگر مردان کاهش میدهد." (کومیزکی)

هرزه نگاری چیست ؟

علاوه بر مجله‌ها ، فیلم‌ها و کتابها ، هرزه نگاری شامل هر چیزی میشود که شما را شهوانی کند ، هر چند اگر آن از نظر تصویری کاملا واضح نباشد. اگر مجله‌های پرورش اندام یا مجله‌های لباس شما را به هیجان می‌آورد ، شما ممکن است فعلا از آنها اجتناب کنید. هنگامیکه شما بر مشکلات خود کار کرده و از نظر احساسی سالم‌تر میشوید ، شما این چیزها را از دیدگاه دیگری خواهد دید.

هرزه نگاری را حذف کنید

دکتر ویلیام کونزیگلو اینگونه میگوید که " خود را از هر چیزی که مربوط به هرزه‌نگاری میشود خلاص کنید! همه مجله‌ها ، نوشته‌ها ، فیلم‌ها ، کتابها ، تصاویر ، موسیقی ، نامه‌ها یا کاندوم‌ها دیگر نباید بخشی از زندگی شما باشند. رها کردن این چیزها ممکن است از نظر مالی و احساسی مقداری برای شما هزینه داشته باشد. جدا شدن از همه اینها به معنی یک جدایی با سبک زندگی سابق و گذشته شماست و یک نشانه‌ای برای تصمیم جدی شما برای تغییر است. هیچ چیز را نگه ندارید! از همه آنها یکبار و برای همیشه خلاص شوید! (کونزیگلو)

دوستم جیمز درباره اعتقاد و اعتمادش به خداوند و تصمیم به از بین بردن مجموعه پرونوگرافی‌اش اینچنین مینویسد. " این تصمیم خیلی سختی بود. من فکر میکردم که هرگز از دست آنها خلاص نمیشم. من احساس میکردم که مردانی که در آن تصاویر بودند دوستان من بودند ، آنها مردانی بودند که من سالها با آنها ارتباط داشتم. من آنها را خوب می‌شناختم. من بدنهای آنها را خوب می‌شناختم. اما این زمان میبرد. من میدانستم که من نمیتونم آنها را به یکدفعه بیرون بریزم بعد از اینکه با آنها به مدت ده سال رابطه داشتم. این باید به شکلی انجام میشد که من هرگز آن را فراموش نکنم و باید دائمی می‌بود و با تشریفاتی انجام میگرفت. وقتیکه من به گروه پشتیبان خود اعلام کرم که من میخواهم به ته دره رفته و اشیا پورن خودم را نابود کنم ، چندین نفر از آنها تصمیم گرفتند تا به من ملحق بشوند.

ما ماشین را در نیمه راه متوقف کردیم. شب سردی بود اما یک روح گرم و خدایی به روح‌های ما نفوذ کرد. ما آخرین مناسک را با دستهای خودمان انجام میدادیم هنگامیکه ما به دنبال یک گودال آتش میگشتیم تا اینکه پاک سازی نهایی در آنجا اتفاق بیفتد. وقتیکه آتش گرم در حال سوختن بود ما میدانستیم که این زمانی بود که باید مراسم را آغاز میکردیم. من یافتم که من نمی‌تونستم مقاومت کنم تا به دوستانم برای آخرین بار نگاه نکنم تا اینکه قبل از نابودی کامل با آنها خداحافظی کنم. اوه ، نه ! من فراموش کردم من آن یکی را داشتم! من نمیتونم از دست اون خلاص بشم. او زیباتر از این است که بخواهد نابود بشه. اما روح من به من چنین گفت "زمانش رسیده" ، شعله آتیش تمام دوستان من را یکی پس از دیگری سوزاند. رنج بزرگی بود. غم و اندوه در من نفوذ کرد ، اما روح من همچنان میگفت ، "الان زمانش رسیده."

" همراهان من نیز عکسهای خود را در آتش انداختند. باب یک مجله‌ای را که رنج رهایی از اون براش خیلی زیاد بود را در آتش نمی‌انداخت. و اون را در بغل خودش مثل مادری که از بچه‌ش نگهداری میکنه نگاه داشته بود ، این جای امنی برای اون بود. بالاخره مجله‌ای که به سفتی بغل شده بود به طرف آتش پرتاب شد و صفحاتش از همدیگر جدا شده و همه آنها نابود شدند. قهرمان‌های ایده‌ال مردانه از هم پاشیده و هیچ شدند. حسرت و شهوت با دود به هوا رفتند. بالاخره ، یک کارت عضویت یک کلوپ گی به سمت آتیش پرتاب شد تا اینکه اوجی برای مراسم تدفین سالها شهوت و حسرت باشد. هنگامیکه ما نشستیم و آتش را در حال سوختن نگاه میکردیم ، نمادگری واقعاً برای ما معنی پیدا کرد. حالا که هرزه‌نگاری ، شهوت و حسرت همه با دود به هوا رفته بود ، ما میدانستیم که یک دوران جدید شروع شده است. این دیگر بخشی از زندگی ما نبود. ما حس میکردیم که سنگ لوح مان پاک شده است. اینکه اعتماد به نفس ما به جنبش درآمده و این تغییر بهتری را برای ما به همراه داشته است. بعضی از ما متوجه روح القدس شدیم که به خاطر این اثبات اعتقاد‌مان ما را تشویق میکرد. "

اگر شما هنوز در مرحله‌ای نیستید تا بتوانید مجموعه هرزه خود را بسوزانید ، در نظر بگیرید توافق کنید تا اینکه به آنها برای مدت یک ماه نگاه نکنید (یا یک هفته) مطالب هرزه‌نگاری خود را به یکی از دوستان مورد اعتماد خود داده و از او بخواهید که برای این مدتها آنها را نزد خودش نگه دارد. همچنین موافقت کنید که در مدت این یک ماه به کتابفروشی برای پیدا کردن چیزهای بیشتر مراجعه نکنید. تا انتهای ماه ، شما بعضی از سیکلهای اضطراری را خواهید شکست و شما میتوانید از دوست خود بخواهید تا آنها را بیرون بیاندازند.

یکی از دوستان من مینویسد " بیشتر روزها من تصمیم گرفته بودم که بهتر است بر پورن غلبه کنم ، سپس ناچارا دچار استرس شده و یک میلی به بی‌پروایی پیدا میکنم. وقتی که زندگی برای من طاقت‌فرسا میشه من به شکلی احمقانه از اون به عنوان یک عصا استفاده میکنم. تنها انگیزه‌دهنده‌ای که به شکل موثری به من کمک کرده است یاد گرفتن دوست داشتن خودم به اندازه کافی است تا اینکه اعتقاد داشته  باشم که من ارزش تلاش برای غلبه کردن بر این آشغال را دارم. شاید مضحک باشد که زن من این درس را به من داد. یک روز اون مستقیما با من روبرو شد و از من پرسید که آیا من مشکلی با هرزه‌نگاری دارم ، من اعتراف کردم که من به آرامی و به شکل افزایشی کنترل خودم را نسبت به اعتیاد هرزه نگاری و خود ارضائی از دست دادم. سپس اون با نیروی زیادی این کلمات جادویی را به من گفت: عزیزم ، ارزش تو بیشتر از کسی است که تو نسبت به اون اعتیاد هرزه‌نگاری پیدا میکنی. من بالاخره به کلمات همسرم ایمان آوردم. ارزش من از آشغال بیشتره. افزایش دادن عزت نفسم و یاد گرفتن اینکه چطوری خودم را دوست داشته باشم و به خودم احترام بگذارم ،همه این تفاوتها را ایجاد کرده است.

استمناء

تقریبا همه مردانی که گرایش به همجنس را تجربه میکنند یک مشکل ویژه با استمناء دارند. این یک کردار ضد اخلاقی جنسی است که مردان و زنان را در استفاده صحیح نیروهای زاد و ولد خود گمراه میکند. این کردار نه تهذیب کننده بود و نه الهام بخش میباشد ، بلکه شما را با الگوهای فکری کهنه و روشهای ناسالم پاسخگویی عقب نگاه میدارد بطوریکه شما را نسبت به احساسات خودتان و اینکه چگونه صادقانه با خود و جهان اطراف‌تان برخورد کنید بیگانه نگاه میدارد. این همچنین ناسالم است وقتیکه این اولین وسیله برای لذت جنسی میشود و با خیال‌پردازیهای شهوانی همراه میشود. این رفتار میتواند به شکل عادت دربیاید و پیشرفت کند، و به رفتارهای ضد اخلاقی دیگری بیانجامد و معمولا در ارتباط با هرزه‌نگاری و خیال‌پردازیهای جنسی است. دکتر کونزیگلو بیان میکند که این میتواند یک عادت اعتیاد آور شود "زیرا این لذت فیزیکی را با خیال‌پردازی گرایش به همجنس ترکیب میکند. در نتیجه ، این یک جایگزین و تجربه جنسی نمادین میشود ... " (کونزیگلو)

کنار گذاشتن استمناء

در زیر چندین پیشنهاد برای شکستن استمناء آورده شده است:

محرکها را تشخیص داده و چرخه را به سرعت متوقف کنید. این ممکن است کمک کند تا حوادثی که شما را به سمت استمناء سوق میدهد بشناسید تا اینکه شما بتوانید چرخه را با اولین نشانه‌های هشدار دهنده متوقف کنید. متوقف کردن چرخه در ابتدای آن بسیار ساده تر از توقف دادن به آن در میانه راه است. اگر شما در می‌یابید که استمناء همیشه با نگاه کردن به هرزه‌نگاری شروع میشود ، بنابراین به دنبال راهی باشید تا اینکه قبل از نگاه کردن به هرزه نگاری چرخه را متوقف کنید. اگر این در یک زمان و یا مکان مشخص اتفاق می‌افتد ، بنابراین اقدام کنید تا جریان عادی خود را تغییر دهید تا اینکه شما بتوانید از عادات سالم بیشتری لذت ببرید.

نیازهای واقعی که در پشت نیاز برای استمناء وجود دارد با بشناسید. احساسات و نیازهای واقعی شما چه هستند که استمناء یک نماد برای آنها شده است؟ آیا این یک نیاز برای دوستی است؟ آیا شما میخواهید که توسط فردی مورد تحسین و تمجید قرار بگیرید؟ آیا شما تنها بوده و تنها به فردی احتیاج دارید تا با او صحبت کنید؟ آیا این روش شما برای برخورد کردن با استرس ، افسردگی ، خستگی و عصبانیت است؟ اگر شما استمناء میکنید ، آیا نیازهای واقعی ارضاء شده و یا فقط شدت میگیرند؟ با درک این احساسات و نیازها شما میتوانید طرح‌هایی را پیشاپیش برنامه‌ریزی کنید تا اینکه با آنها از یک راه سالمتر برخورد کنید.

یک گزارش‌نویسی از وسوسه‌ها و اینکه شما چطور با آنها برخورد داشتید را انجام دهید. موضوعاتی که در زیر آمده است را برای مدت حداقل یک ماه در یک مکان امن نگهداری کنید:

محرک‌هایی که شما را به چرخه‌ای وارد کرد که به استمناء خاتمه پیدا کرد. (آیا این تنهایی ، گرسنگی ، خستگی ، استرس ، خیال‌پردازی یا هرزه‌نگاری بود؟)

         شما چه کاری میتوانید انجام دهید تا اینکه چرخه را متوقف کنید. (چه اعمال خاصی و در چه نقاطی؟)

         اعمالی که شما برنامه‌ریزی میکنید تا دفعه بعد که شما در این چرخه قرار گرفتید آن را متوقف کنید. (دقیق باشید.)

         شما چه کاری میتوانید انجام دهید تا اینکه از نظر معنوی ، فکری یا احساسی قویتر شده و این دیگر اتفاق نیافتد.

این گزارش را به صورت دوره‌ای مرور کرده تا ببینید آیا شما میتوانید الگوها را شناسایی کنید سپس با رهبر کلیسای خود و درمانگر خود در اینباره صحبت کنید تا اینکه بتوانید دیدگاه‌ها و پیشنهادات آنها را جویا شوید. اگر استمناء شما زیاده از حد و اعتیادی است ، این ممکن است که به تلاش وسیعی از طرف شما و کمکهای روان درمانی احتیاج داشته باشد تا بتوانید بر آن غلبه کنید.

در دعای خود به خداوند پاسخگو باشید. ضعفهای خود را به خدایتان اعتراف کرده و از او مدد بطلبید. پذیرفتن یک مشکل اولین قدم در حل کردن آن است.

به پیشوای روحانی خود جوابگو باشید.  هر چقدر که این مساله خجالت آور و شخصی باشد شما باید با رهبر کلیسای خود درباره این مشکل صحبت کنید. به من باور داشته باشید ، شما اولین فردی نیستید که با روحانی کلیسا درباره استمناء صحبت کرده است. پاسخگویی به رهبر کلیسا نه تنها یک قدم مهم در فرایند توبه میباشد بلکه مهربانی و پشتیبانی او در چنین مسائل شخصی میتواند التیام بخش باشد. او میتواند به شما یک عقیده و یا دیدگاهی بدهد که بتواند مفید باشد برای اینکه شما بر عادتهای خود غلبه کنید. 

به یک دوست مورد اعتماد پاسخگو باشید. شما ممکن است یک پیمان پاسخگویی با یک دوست نزدیک یا یکی از اعضای گروه پشتیبان خود تعریف کنید. توافق کنید که با او در مورد وسوسه‌های خود صحبت کنید(از مطرح کردن جزئیات بپرهیزید) و اینکه چطور شما برنامه‌ریزی کرده تا چرخه‌های بعدی را متوقف سازید. دیدگاه و حمایت اون میتواند دلگرم کننده باشد. یکی از دوستان متعهد شد تا هر بار که استمناء کرد به همسرش بگوید. شاید احتیاج به گفتن نداشته باشه که این مساله یک مانع اساسی برای اون شد!

رفتار همجنسگرایی

پرسه زنی برای پیدا کردن شریک جنسی

زمانی بود که من نمیتونستم از یک منطقه خاصی رد بشم و به دنبال شریک جنسی نباشم. حالا امروزه من هر روز از اون منطقه در راه رسیدن به خونه رد میشم و به ندرت متوجه این مساله میشم. به ندرت من دنبال شخص خاصی میگردم وقتیکه از آنجا رد میشم و شکر خدا که من هیچ اضطراری را احساس نمیکنم که به دنبال این کارها باشم.

چندین سال پیش در یک بعدازظهر چندین روز مونده به کریسمس بود که من برای خرید از خانه خارج شده بودم و خریدم را زودتر از آنچه توقع داشتم تمام کردم و بعد این فکر به سرم زد که به دنبال شریک جنسی باشم. پاسخ سریع من این بود که " نه ، تو نباید این کار را انجام دهی." و بنابراین من مستقیم به خونه رفتم و خانواده را به دیدن فیلم بردم. آخر اون شب بود که من با بچه‌ها روی تخت نشستم و داستان کوچکترین فرشته (تازول) را برای آنها خوندم ، یک داستان زیبایی درباره هدیه کوچکترین فرشته به مسیح. در حالیکه فرشته‌های دیگر هدیه‌های درخشان و مجلل میدادند ، اما همه آنچه او میداد یک جعبه چوبی کوچک بود که برای اون خیلی ارزش داشت چون اون جعبه کوچک خاطراتی را از زمین برای اون به‌ همراه داشت. پدر مقدس این هدیه را با گرمی پذیرفت و آن را به ستاره‌ای تبدیل کرد که به روشنی بر فراز "بتلهم" می‌درخشید. هدیه فرشته کوچک پذیرفته شد چون این یک هدیه از ته قلبش بود. من آن لحظه فکر کردم که هیچ مهم نیست که امیال من برای پیدا کردن شریک جنسی چقدر شدید باشند ، من آنها را ترک خواهم کرد. من میتونم آنها را به عنوان یک هدیه برای خدا ترک کنم تا اینکه نیتم را برای خدمت کردن به اون نشون بدم.

اگر شما یاد گرفته اید تا با دنیای پرسه‌زنی ارتباط برقرار کرده و با اشاره و حرکات چشم رابطه رمانتیک برقرار کنید ، شما میتوانید این روش خود را با امتناع کردن آگاهانه آن اشارات و با اشاره نکردن اینچنینی تغییر دهید. از خیره شدن به دیگر مردان اجتناب کرده و اگر شما متوجه شدید که کسی به شما خیره شده است ، به او نگاه نکنید. چشمها پنجره‌ای به روح هستند و یک تماس چشمی کوچک با فردی میتواند بیشتر از آنچه شما در نظر دارید بیان کند. اگر شما علاقه نشان ندهید ، موقعیت وخیم تر نخواهد شد. در نهایت ، شما متوجه میشوید که شما دیگر این اشارات را متوجه نمی‌شوید و شما از وسوسه‌ها و رویارویی‌ها اجتناب میکنید.

رابطه جنسی تصادفی

برای بسیاری مردان بیشترین رویارویی جنسی آنها با غریبه‌ها یا آشنایان تصادفی است. به خاطر میل فوری آنها به ارتباط جنسی ، آنها با مردان دیگر فقط برای یک بعدازظهر و گاهی اوقات فقط برای چندین دقیقه لذت ارتباط برقرار میکنند. سکس گمنام موثر است ، این ممکن است فقط چندین دقیقه یا ثانیه از اولین دیدار تا برقراری ارتباط جنسی فاصله داشته باشد. اما این رابطه جنسی بدون احساسات است.  

اعمال به ظاهر صمیمی داشتن با کسی که شما هرگز نمی‌شناسید یک جایگزین اشتباه برای روابط ارضاء کننده و حقیقی هستند. این صمیمیت جعلی که یک بعدی بوده جایگزین صمیمیت عاشقانه ، فیزیکی و حقیقی میشوند که شما میتوانید در روابط خود با همسرتان داشته باشید که دربرگیرنده علایق احساسی عمیق و عشق است. در حقیقت این صمیمیت جایگزین امکان صمیمیت حقیقی را کاهش میدهد زیرا اون فرد را دچار احساس گناه کرده ، احساسات کوچک بودن او را تقویت کرده و تولید نگرانی میکند.

با وجود اینکه رابطه جنسی تصادفی میتواند لذت فیزیکی و رضایت موقت به بار بیاورد ، بعد از اون شما با حتی یک احساس عمیقتری از تنهایی ، طرد شدن و نومیدی باقی می‌مانید. به جای اینکه نیاز خود برای عشق یک دوست را ارضاء کنید ، سکس تصادفی فقط نیاز شما را شدت میدهد. این منجر به یک چرخه اعتیادی میشود که خودش را رشد میدهد. تجربه جنسی خود تولید احساسات بیشتری میکند تا اینکه رابطه‌های جنسی بیشتری را فرا بخواند. بعد از هر رویارویی جنسی شما احساس میکنید که مورد سوء استفاده قرار گرفته و ارزش کمتری دارید.

شما میتوانید رفتار خود را مطابق با استانداردهای جدید خود نگاه دارید. پیامبر پاول با ما امید میدهد که " هیچ وسوسه‌ای به غیر از آنچه برای انسان معمول است برای شما وجود ندارد ، اما خداوند عادل است چرا که او شما را رها نکرده تا به چیزی که بیشتر از آنچه در توان دارید وسوسه شوید بلکه اراده شما در هنگام وسوسه راهی برای فرار پیدا میکند که شما به این ترتیب ممکن است قادر باشید در برابر وسوسه مقاومت کنید." (کتاب مقدس) این متن از کتاب مقدس اینچنین بیان میکند که هیچ چالشی مافوق توانایی شما وجود ندارد که بخواهید با آن روبرو شوید. و همچنین هنگامیکه شما رو به درگاه خداوند میکنید ، او برای شما راهی فراهم میکند که شما را در این آزمایش سرافراز میسازد. هر زمان که شما کار درستی انجام میدهید ، نور درون شما افزایش پیدا کرده و تاریکی‌ها کاهش پیدا میکنند. این نور به شما این حق را میدهد که وقتی نیاز به کمک دارید به نیروهای بهشتی متوسل شوید.  

دانلود کتاب

 صفحه اصلی سایت

    عناوین توصیه شده :  

رشد مردانگی

به دنیای مردان دوباره وارد شوید!

 

درمان جبرانی همجنسگرایی مردانه  

ژوزف نیکولوسی

 

 

 

نهضت حقوق گی و طرفداری افراطی از گی

علتهای ریشه ای ، پیامدهای همجنسگرایی

راه حل ما: یک سفر چهار وجهی

چگونه بر رفتار همجنسگرایی غلبه کنید