کمک به افرادی که گرایش ناخواسته به همجنس خود دارند.

|صفحه اصلی سایت|   شناخت   |   بهبودی   |   حکایات    |موضوعات مهم|   مقالات   |   کتاب   منابع   | پشتیبانیدرباره ما

هویت جنسی

خیلی از مردان و زنانی که گرایش به همجنس را تجربه میکنند احساس ناکفایتی در مورد مردانگی و زنانگی‌شان دارند. اینکه شما در مورد خودتان چگونه احساس میکنید خیلی حیاتی است زیرا این احساسات درونی از ناکامل بودن و نابسنده بودن میتواند زمینه رشد گرایش به همجنس را فراهم کند. آنهایی که گرایش به همجنس را تجربه میکنند معمولا احساسات نابسنده بودن را در مردانگی یا زنانگی خود تجربه میکنند.

موضوعات مهم درباره گرایش به همجنس

- طرح عملی

- درمان

- انتخاب ، آزادی و مسئولیت پذیری
- مطالعه شخصی
- گروه های پشتیبان
- برنامه های ورزشی
- رفتار
- ادراک خویشتن
- هویت جنسی
- احساسات
- روابط
- معنویت
- مصیبت

خیلی از مردان و زنانی که گرایش به همجنس را تجربه میکنند احساس نا‌کفایتی در مورد مردانگی و زنانگی‌شان دارند. تقلیل یافتن احساسات مردانه به این معنی نمیباشد که یک مرد خودش را به عنوان یک زن ببیند و آرزو بکند یک زن باشد. و همینطور این بدین معنی نمیباشد که یک زنی که احساسات زنانه‌اش تقلیل یافته خودش را به عنوان یک مرد ببیند و یا آرزو کند که یک مرد باشد. یک تفاوت قابل ملاحظه‌ای بین احساس ناکافی بودن به عنوان یک مرد و احساس زنانه داشتن (یا احساس ناکافی بودن به عنوان یک زن و احساس مردانه داشتن) وجود دارد. اینکه شما در مورد خودتان چگونه احساس میکنید حیاتی است زیرا این احساسات درونی از ناکامل بودن و ناکافی بودن میتواند یک زمینه رشد برای یک تعداد مشکلات شخصی را به وجود آورد که یکی از آنها گرایش به همجنس میباشد. نه اینکه همه کسانی که چنین عارضه‌ای دارند به همجنس خودشان گرایش پیدا میکنند ولی آنهایی که گرایش به همجنس را تجربه میکنند معمولا احساسات نابسنده بودن نسبت به مردانگی یا زنانگی را تجربه میکنند.

این قسمت مفاهیم هویت جنسی و نقش جنسی را مورد بحث قرار میدهد که در آن بعضی از تعارضاتی که مردم دنیا امروزه تجربه میکنند مورد توجه قرار می‌گیرد. این نشان میدهد که چطور مناسک گذر زندگی به مردان جوان کمک میکند تا به مردانگی رفته و چطور زنان جوان به زنانگی بروند. این قسمت سپس پیشنهاد میکند که شما مردانگی و زنانگی را برای خودتان تعریف کنید و سپس نمونه نقش‌های الگویی را مثال میزند. این قسمت خصوصیات مردانگی و زنانگی را مورد بحث قرار میدهد و پیشنهاداتی را میدهد در مورد اینکه چطور احساسات خود از مردانگی یا زنانگی را افزایش دهید.

فرایند رشد

جنسیت یک خصوصیت ضروری هویت و هدف شخصی است. ولیکن اینکه یک فردی از نظر فیزیکی مرد و یا زن میباشد نه به این معنی نمیباشد که اون یک هویت جنسی مردانه یا زنانه مطمئن را رشد خواهد داد و نه به این معنی که او یک نقش سنتی مرد یا زن را میپذیرد.

رشد هویت جنسی

هویت یک کودک چه مردانه چه زنانه در مراحل ابتدایی زندگی او شکل میگرید و در این زمان است که بنیاد سلامت جنسی گذاشته میشود یا اینکه اضطراب جنسی شروع میشود. روابط خانوادگی سازگار و محبت آمیز میتواند به بچه‌ها کمک کند تا هویت جنسی خودشان را بپذیرند.

رشد نقش جنسی

نکته: این قسمت به طور خاص برای آقایان نوشته شده است ، اما خیلی از مفاهیم برای خانمها نیز مشترک است.

بعد از اینکه بچه‌های جوان جنسیت خود را می‌شناسند ، آنها سپس نیاز پیدا میکنند تا نقش جنسی خودشان را یاد بگیرند. این معمولا بین سنین چهار تا یازده سالگی است که آنها خودشان را به عنوان مرد یا زن درک میکنند و یاد میگیرند که چطور از نظر اجتماعی با دیگران ارتباط برقرار کنند. یک پسر یک نقش جنسی مردانه را به شکل موثری می‌آموزد وقتیکه او بتواند از پدر یا یک مرد معین دیگری در زندگی‌اش به عنوان یک الگو استفاده کند. به همین ترتیب یک دختر یک نقش جنسی زنانه را به شکل موثری می‌آموزد وقتیکه او بتواند از مادر یا یک زن معین دیگری در زندگی‌اش به عنوان یک الگو استفاده کند. الگوبرداری یک بخش ضروری از این فرایند است. در فرهنگ‌هایی که نقش پدر و مادر به شکل شفافی تعریف شده‌اند ، این برای دختران و پسران آسانتر است تا خودشان را شکل بدهند با ادراک شفافی از آنچه آنها باید بشوند. ولیکن هنگامیکه نقشهای مادران و پدران نامطمئن و با تردید همراه است ، الگو مبهم میشود و بچه‌ها دچار سرگشتگی میشوند. ژوزف نیکولوسی شرح میدهد که برای پسرها " نگرش مادر نسبت به پدر و عموما مردان خیلی مشخص است. اگر مادر نقش پدر را کم اهمیت جلوه دهد ، این موقعیت پدر را به عنوان یک الگوی مطلوب دچار نقصان میکند. اگر مادر او را به عنوان یک الگویی که باید سرمشق قرار بگیرد مورد خطاب قرار ندهد ، او در نشان دادن اینکه احترامی برای مرد بودن وجود دارد کوتاهی میکند. (نیکولوسی ، 1991)

پسرها میتوانند پدرانشان را تحسین کرده و دختران میتوانند مادرانشان را تحسین کرده و آنها را الگوهای زندگی خود قرار دهند. پدران میتوانند رفتار مردانه پسران را تقویت کرده و آنها را تائید کنند. مادران میتوانند رفتار زنانه دختران را تقویت کرده و آنها را تائید کنند. در اثر تعاملات بسیار ، پسران از پدرانشان یاد میگیرند که چطور کارهای مردانه انجام دهند و دختران از مادرانشان یاد میگیرند که چطور کارهای زنانه انجام دهند. پدران همچنین به پسرها درباره زنانگی یاد میدهند با نشان‌ دادن اینکه چطور مردان باید با زنان رفتار کنند. مادرها همچنین به دخترها درباره مردانگی یاد میدهند با نشان‌ دادن اینکه چطور زنان باید با مردان رفتار کنند. این مهم است که بچه‌ها به والد همجنس خود چسبیده و خود را با او همانند سازند و اینکه او را به عنوان فردی غایب یا از نظر احساسی بی‌علاقه مورد بررسی قرار ندهند. آنها نیاز دارند که احساس کنند والدین آنها به شکلی فعال و احساسی علاقه‌مند هستند تا آنها از نظر اجتماعی رشد کنند. اگر یک پسر در کیفیت‌ها و نقش‌های مردانه مورد تائید قرار بگیرد ، او آنها را می‌پذیرد. اما اگر او احساس کند که طرد شده است ، او ممکن است یک هویت جنسی سرگشته پیدا کرده و خود را از مردانگی خود جدا سازد. اگر یک دختر در کیفیت‌ها و نقش‌های زنانه مورد تائید قرار بگیرد ، او آنها را می‌پذیرد. اما اگر او احساس کند که طرد شده است ، او ممکن است یک هویت جنسی سرگشته پیدا کرده و خود را از زنانگی خود جدا سازد.

در زمانهای اولیه ، پسرها در کنار پدرانشان در مزرعه و یا در کارگاه آهنگری کار میکردند. آنها روابط نزدیکی داشتند و پسرها از پدرانشان یاد میگرفتند که مرد بودن به چه معناست. انقلاب صنعتی پدرها را از خانه جدا کرد و آنها را در کارخانه‌ها قرار داد ، و بعدا انقلاب اطلاعات پدرها را در دفترها قرار داد تا کارهای انجام دهند که پسرها آن را متوجه نمیشوند. امروزه پدرها زمان معنی‌دار کوتاهی را با پسرانشان میگذرانند که در این حالت آنها فرصت‌های زیادی برای آموختن مفاهیم مردانگی از پدرانشان ندارند. این مساله در حد پایین‌تری برای دختران نیز مصداق پیدا میکند.

رشد جنسی

بلوغ میتواند یک دوره بسیار مغشوش کننده باشد. دقیقا هنگامیکه آنها سعی در این دارند تا اینکه یاد بگیرند آنها که هستند و چطور با دنیا جور در‌می‌آیند ، بدنهای آنها شروع به تغییرات فیزیکی و احساسی مهم دوران بلوغ میکند. هر چند که آنها از نظر فیزیکی در حال بالغ شدن هستند ، اما آنها ممکن است که کم تجربه بوده و پختگی این را نداشته باشند که چطور به شکل موثری با تغییرات اجتماعی ، احساسی و فیزیکی که در حال اتفاق‌ افتادن است روبرو شوند.

تعارض مردانگی

در دنیای امروزه مشکل است که یک مرد باشید. هرب گولدبرگ در کتابش با عنوان "خطرات مرد بودن" توضیح میدهد که مردان حتی از دوران کودکی در تعارضات پیوسته هستند. او می‌نویسد " ساختار مدرسه ابتدایی او را محدودیت‌های دردناکی بیشتر از آنچه او میتواند تحمل کند قرار میدهد. در حالیکه فشار همسالان وجود دارد تا اینکه او به عنوان یک پسر عمل کند ، اما ارزشهای کلاس درس معمولا به شکل سنتی به ارزشهای زنانه تمایل دارد. در کلاس درس تاکید بر مودب بودن ، تمیز بودن ، مطیع بودن و پاکیزه‌بودن است و جایی برای نمایش دادن عضلات یک پسربچه باقی نمی‌ماند. بیشترین سعی آموزگاران این است که بچه‌ها را ساکت در سر جایشان نگه دارند." (گولدبرگ ، 1976) دکتر گولدبرگ در اینباره توضیح میدهد که " یک پسر در فرهنگ ما در دودلی‌های متعددی قرار میگرید. به او گفته شده که او باید یک پسر شود اما او این کار را باید با مدلهای مردانه محدودی که در اختیار دارد انجام دهد. به او یاد داده شده که پسرهای واقعی فعال و قوی بوده اما با عمل کردن به عنوان یک پسر واقعی در مدرسه به دردسر می‌افتد. او در یک تعارض مداوم بین خستگی ناپذیر بودن و آرزویش برای فعال بودن و از طرف دیگر درخواست معلمش برای ساکت ، مطیع و منفعل بودن قرار میگیرد. (گولدبرگ ، 1976)

احساسات سرکوب شده

به پسرهای جوان یاد داده میشود تا احساسات خود را سرکوب کنند. " از اوایل کودکی ، احساسات او بوسیله دیگران بازداشت شده و بنابراین بوسیله خودش سرکوب میشوند. با روشهای بیشماری او به شکل مداوم تحت شرایطی قرار میگیرد تا احساسات و نیازهایش را به شکل باز بروز ندهد. هرچند که او نیاز به وابستگی دارد ، اما او یاد میگیرد که این غیر مردانه است اگر او از یک طریق وابسته عمل کند. این همچنین غیر مردانه است اگر او بترسد ، دوست داشته باشد که نگاه داشته شده ، نوازش شده و یا بوسیده شود. در حالیکه همه این تجربیات شخصی برای یک دختر قابل قبول هستند اما آنها برای یک پسر که در جستجوی چهره‌ای محکم و خودمدار است ، ناسازگار میباشند.

عملکرد

پسرها از یک سن خیلی پایین بهشون یاد داده میشود که باید عمل کنند. در حالیکه این برای زنان موردی ندارد که بر روی روابط متمرکز شده و از نظر احساسی باز باشند ، اما مردان یاد میگیرند تا بیشتر بسته و رقابتی باشند. به عنوان پسران ، آنها باید سریعتر دویده و بلندتر بپرند. به عنوان نوجوانان ، آنها باید بهترین ماشین‌ها را داشته و با زیباترین دخترها قرار بگذارند. به عنوان بزرگسالان آنها باید بیشترین درآمدها و گرانقیمت‌ترین خانه‌ها را داشته باشند. بنابراین ، مردان یاد میگیرند تا موفقیت خودشان را نه بر اساس شادی یا رضایت بلکه بر اساس عملکرد بسنجند. آنها خودشان را به شکل بیرونی تعریف میکنند تا به شکلی درونی. این دیدگاه عملکرد گرایانه از مردانگی آنقدر بر اهداف تمرکز میکند که روابط دوستانه نزدیک را مشکل میگرداند. در حالیکه این تمرکز ممکن است یک مرد را قادر سازد تا یک پیشه‌ای را ایجاد کند ، اما به ناچار موانع احساسی برای رضایتمندی یک زندگی شخصی را ایجاد میکند. 

پذیرش کمک

مردان معمولا می‌پذیرند تا اینکه مشکلات خود را انکار کنند. آنها یاد میگیرند تا اینکه خودکفا باشند و از اینکه درخواست کمک کنند احساس نابسنده بودن میکنند. بنابراین آنها معمولا صبر کرده تا اینکه زندگی‌های آنها متلاشی شود قبل از اینکه کمک بخواهند. وقتیکه آنها کمک میجویند ، آنها راه‌حل‌هایی سریع برای مشکلات پیچیده می‌خواهند. خبر خوب این است که یک تحولی امروزه در امریکا برای مردان در حال شکل‌گیری است که متوجه باشند که آنها نباید فقط خودشان را بر اساس استانداردهای عملکردی مورد سنجش قرار دهند بلکه باید رضایت شخصی را بیشتر مورد توجه قرار دهند که میتواند در نشان دادن احساسات و میتواند در کمک خواستن از دیگران باشد. مردان کتابهایی مثل "آتش در دل" نوشته سم کین یا " جان آهنی" نوشته رابرت بلی را میخوانند و به دوره‌های خودیابی در آخر هفته میروند تا اینکه عقب نشسته و احساسات و ارتباطات خودشان را با مردان دیگر درک کنند.

مناسک گذر

مناسک گذر رویدادی است که به افراد جوان کمک میکند تا تحولاتی در زندگیشان انجام دهند. این مناسک مردانگی میتواند قدرتمند و پر از لحظات تغییر دهنده زندگی باشند جائیکه در حضور پدر و دیگر مردان ، یک پسر میتواند پیشرفت و یا گذر خود از مرحله مردانگی را متوجه بشود. فرهنگهای مذهبی تعداد زیادی مناسک گذر از قبیل بچه دار شدن ، غسل تعمید ، ماموریت‌ها و ازدواج  دارند.

امروزه افراد دارند اهمیت این مناسک مردانگی را بیشتر متوجه میشوند و به آنها تاکید بیشتری میکنند. یک تعداد سازمان مسیحی و یهودی در ایالات متحده در حال سازماندهی مناسک گذر جدیدی هستند تا اینکه به افراد جوان برای انتقال از مرحله جوانی به مرحله بزرگسالی کمک کنند. این مناسک شامل برنامه‌هایی هستند از قبیل نجات در حیات وحش ، مراسم افریقایی نوسازی در کلیساها ، تاکیدات زنده کننده در کلیسا‌های پروتستان ، بار و بات میتزاوا در پرستشگاه یهودیان و مناسک جدید که در آن از اساطیر ، هنر ، موسیقی و بازیها به اشکال گوناگون استفاده میشود (مراقبت مذهبی ، 1996)

هنگامیکه یک پسر از این مراحل زندگی میگذرد ، پدر باید به او کمک کند تا مسئولیتها و نقش‌های وابسته را بشناسد. یک عملکرد مرکزی نقش پدری این است که به پسر کمک کند تا نقش خود را در زندگی شناخته و خود را با آن وفق دهد که این میتواند نقش به عنوان یک فرزند ، یک پسر ، یک مرد و یک پدر باشد. اگر شما هر کدامیک از این مناسک گذر را جا انداخته‌اید ، به عنوان یک بزرگسال شما ممکن است بتوانید از مناسب گذری که توسط برنامه‌های تجربه‌ای تشکیل میگردد ، استفاده کنید.

درک مردانگی و زنانگی

این به چه معنی است که مردانه یا زنانه باشید؟ خیلی از چیزهایی که ما مردانه یا زنانه می‌پنداریم را جامعه دیکته میکند. فرهنگ امریکایی میگوید که یک مرد باید محکم بوده و گریه نکند. آیا مفهوم شما از "مرد مردانه" کسی است که آلونک ساخته ، ماشین‌ها را تعمیر میکند ، کامیونها را میراند ، آبجو مینوشد ، ورزشها را با پخش زنده تماشا میکند و نسبت به احساسات دیگران بی‌تفاوت است؟ فرهنگ امریکایی همچنین میگوید که یک زن باید مطیع شوهرش بوده و توسط او محافظت شود. ما از تفسیر کردن دنیای اطراف‌مان دیدگاه خود را نسبت به مردانگی یا زنانگی بدست می‌آوریم.

این مهم است که شما برای خود تعریف کنید که چه چیزی مردانه و چه چیزی زنانه است.

مردان اغلب جذب مردانی میشوند که ظاهرا ویژگیهای مردانگی را دارند که آنها آرزویش را دارند؛ آنها یکجوری احساس میکنند که آنها میتوانند این کمبود را با ارتباط جنسی با "مرد ایده‌ال" خود جبران کنند. یک مرد قبطه‌ای که او نسبت به ورزشکاران مدرسه داشت را اینگونه شرح میدهد. " من می‌خواستم از استعدادها و شخصیت‌ها ورزشی استفاده کنم ، من طمع نسبت به ویژگیهای فیزیکی آنها پیدا کردم که به نظر میرسید منشاء عزت نفس آنها و معروفیت بیرونی آنها باشد. تمرکز کردن بر توانائیهای فیزیکی آنها به سرعت به خیال‌پردازیهای جنسی تبدیل شد."

کیفیت‌های مردانه و زنانه

این برای هر فردی ضروری است که ویژگیهای مردانه و زنانه را داشته باشد. یک مرد بیشتر خصوصیات مردانه و یک زن بیشتر خصوصیات زنانه دارد. اما یک زن یک مقدار خصوصیات مردانه احتیاج دارد تا اینکه بعد زنانه‌اش را متعادل کند و یک مرد برخی خصوصیات زنانه احتیاج دارد تا اینکه مردانگی خشن خود را آرامتر کند. یک مرد خیلی خشن و پرخاشگر نیاز به یک مقدار فرهنگ ، احساس و حساسیت دارد. این مهم است که هر دو را در خود رشد دهیم به خاطر اینکه در خارج از تعادل قرار گرفتن میتواند به مشکلات شخصی منجر شود. مشکل مردان بسیاری که گرایش به همجنس را تجربه میکنند این نیست که آنها کیفیات زنانه بسیاری دارند بلکه این است که کیفیات مردانه آنها رشد نکرده است. اگر مردانگی را به عنوان خود محور بودن و خشن بودن ببینند ، آنها ممکن است بعد مردانه خود را سرکوب کرده و فقط بعد زنانه خود را رشد دهند (شاید از خصوصیات خوبی که در مادرشان می‌بینند تقلید کنند.) این برای من مفید بود که بیشتر درباره خصوصیات مردانه و زنانه یاد بگیرم تا اینکه بتوانم هر دو آنها را بهتر در خودم رشد دهم. من دو کتاب را که توسط رابرت جانسون نوشته شده بود در این زمینه مفید یافتم. " آن مرد ، درک روانشناسی مردانه " و " آن زن، درک روانشناسی زنانه ".کتاب " مردان مربخی و زنان ونوسی " نوشته ونوس و جان گری همچنین به من کمک کرد تا تفاوتهای احساسی و فیزیکی بین مرد و زن را بشناسم. این به من کمک کرد تا درک کنم که همسرم مسائل را به شکل متفاوتی نسبت به من می‌بیند و نیازهای خود را به شکل متفاوتی ابراز میکند.

احساسات خود را از مردانگی افزایش دهید

یک عده از مردان به این نتیجه می‌رسند که آنچه آنها به عنوان گرایش به همجنس تجربه می‌کنند در حقیقت یک گرایش به کیفیات مردانه‌ای است که آنها در خود کم دارند. در پایین پیشنهاداتی برای افزایش دادن احساسات مردانگی آمده است:

کیفیات مردانگی خوب را تعریف کرده و در خود به وجود آورید. بعد از اینکه شما تعریف میکنید که چه چیزی به شکل مناسبی برای شما مردانه است ، یک طرح عملی ایجاد کنید تا اینکه چیزهایی را که شما احساس میکنید در خود نقصان دارید در خود به وجود آورید. به خاطر داشته باشید که کیفیات مردانه و زنانه خود را در یک سطح متعادل نگاه دارید. اگر شما یک سری رفتار یا طرز پوششی دارید که شما را از دیگر مردان بیگانه میکند ، شما ممکن است تصمیم بگیرید تا آنها را تغییر دهید بدون اینکه از فردیت خود دور شوید. یک تنوّعی برای سبک‌های مردانه وجود دارد. اگر شما با صدای خود راحت نیستید ، تمرین کنید تا اینکه یک صدایی با زیر و بم کم و گام و قدرت میانه داشته باشید. اگر شما شخصا از هر ویژگی خود ناراضی هستید ، تصمیم بگیرید که آیا آنها واقعاً ارزش نگران بودن را دارند. اگر بدین شکل است، بر روی آنها کار کنید تا آنها را تغییر دهید اما بیش از حد بر آنها متمرکز نشوید چرا که آنها شما را از پیگیریهای مهمتر دیگر منحرف میسازد. 

با توسعه دادن خودتان دست به خطر بزنید. اگر شما از موقعیت حال حاضر خود ناراضی هستید ، تسلیم این نشوید که شما حالا که هستید و عقیده خود را رها نسازید که شما چه میتوانید بشوید. خطر را بپذیرید تا اینکه خودتان را توسعه دهید و کارهایی را انجام دهید که شما قبلا انجام نداده‌اید.

با مردان دیگر تعامل داشته باشید. راههایی را پیدا کنید تا توسط آنها به گروه مردان در سر کار و یا در تشکل‌های مختلف بپیوندید. به تیم‌های ورزشی یا به گروههایی که از فعالیت تفریحی خاصی لذت میبرند ، بپیوندید. به گفتگو با مردان دیگر بنشینید. در مورد ورزش مطالعه داشته باشید تا اینکه شما بتوانید هر از گاهی صحبت " در مورد تیم ورزشی ... چه خبر؟" را به میان بیاورید.

از نظر فیزیکی متناسب بمانید. وزن شما ، مواد غذایی و ورزش همه میتواند به تصویر شخصی شما از خود منجر شود. ورزش منظم میتواند کمک کند تا اضطراب ، فشار ، خستگی ذهنی و افسردگی را کاهش دهید. اما مهم‌تر از همه ، من دریافتم که وقتیکه من از نظر فیزیکی خارج از تناسب هستم من دوست ندارم که در تشکل تیم بسکتبال شرکت کنم یا کارهایی را انجام دهم که در آن دوست داشته باشم با دیگر مردان سازگار باشم. وقتیکه من قوی بوده و از نظر فیزیکی متناسب هستم ، من احساس میکنم که کنترل زندگی‌ام را به دست گرفته‌ام. من از ورزش کردن در باشگاه ورزشی لذت میبرم به خاطر اینکه من کار مردانه‌ای را دارم انجام میدهم و این به من این شانس را میده که با مردان دیگر در یک محیط مردانه بتونم ارتباط برقرار کنم. ولیکن باشگاه میتواند شمشیر دو لبه باشد ، به شکلی که هم امید و هم ترس را پیشنهاد دهد. همانطور که ژوزف نیکولوسی شرح میدهد که " این یکی از محیط‌های معدود مردانه‌ای است که هم وسوسه و هم حس بهبودی در اثر ارتباط با مردانگی را به وجود می‌آورد."(نیکولوسی ، 1991) آیا شما به ورزشگاه میروید تا اینکه یک تمرین مشروع داشته باشید یا اینکه شما اهداف دیگری دارید؟ یکی از دوستان من سابقا به این به عنوان " تمرین ورزشی اجرایی " اشاره میکرد ، یک ورزش سه‌گانه که شامل سونای خشک ، سونای بخار و جکوزی میباشد. اگر شما به باشگاه میروید تا صحنه‌ای ببینید و خود را به سختیهای فیزیکی یک تمرین ورزشی مشروع نمی‌اندازید ، در این حالت شما اصلا نباید آنجا بروید. اگر این برای شما یک مکان وسوسه کننده است ، راههای دیگری پیدا کنید تا اینکه یک تمرین ورزشی خوب بدون رفتن به ورزشگاه را داشته باشید. وقتیکه ورزشگاه قدیمی من تبدیل به یک محل برای پیدا کردن شریک جنسی شد من ورزشگاه خود را تغییر دادم. اگر شما میدانید که اینجور قرار ملاقات‌ها در ساعات مشخصی اتفاق می‌افتد ، پس از رفتن به ورزشگاه در آن زمان‌ها خودداری کنید. برای اجتناب از وقوع هر نوع وسوسه‌ای من با چندین دوست خودم میروم و همراهی آنها حتی تمرین کردن را برای من لذت‌بخش تر کرده است.  

ورزش‌ها

جامعه بر برنده‌ها تمرکز میکند. برنده‌ها بیشترین توجه مردم را به خودشون جلب میکنند و کمتر کسی حتی بیاد میاره که چه افراد دیگری در بازی بودند. در این محیط رقابتی ، یک پسری که هماهنگی حرکتی پایینی دارد یا ضعیف است در معرض لقب گرفتن به عنوان یک بازنده است و اعتماد به نفس اون شدیدا در اینجا در معرض خطر قرار میگرید. هر چند که رقابت میتواند سالم نیز باشد ، اما تاکید بر بردن به هر قیمتی که شده ممکن است که تنها دلیلی باشد که به خاطر آن بعضی افراد جوان از ورزش و تناسب اندام دست بکشند. سالها بعد ممکن است هیچ کس به خاطر نیاورد چه کسی برد و چه کسی باخت ،اما کسی که باخته باشه این را همیشه به یاد میاره. اگر یک پسر درباره فعالیتهای ورزشی یا ورزش تجربه‌های منفی داشته باشه ، این ممکن است که به یک عمر نفرت از ورزش تبدیل بشه ، هم به عنوان شرکت کننده و هم به عنوان طرفدار.

روانپزشک جرارد ون دن اردوگ میگوید " مطالعات میگویند که بیشتر مردان با (گرایشات به همجنس) یک بیزاری مشهود از دوران کودکی نسبت به فوتبال یا دیگر ورزشهای گروهی دارند. چنین ورزش‌هایی به شکل کم و بیش متضمن فعالیتهای پسرانه در فرهنگ ماست ؛ آنها احتیاج دارند تا از رقابت با دیگر پسرها لذت ببرند و مقداری روحیه جنگجویی نشان‌دهنده سازگاری با گروه همسالان است. (اردوگ ، 1985) جف کنراد مینویسد " من میخواستم تا بر موانع خاصی غلبه کنم و خودم را از غبطه خوردن به حال دیگران رها کنم ... و همینطور میخواستم تناسب اندام پیدا کنم ، بنابراین من به یک کلوپ ورزشی پیوستم. از یک عمر مورد استهزاء قرار گرفتن و نا لایق بودن در ورزش خسته شده بودم در حالیکه دیگر مردان به نظر می‌رسیدند که در زمین‌های ورزشی به دنیا آمده بودند ، من یاد گرفتم که چطور سافتبال بازی کنم و سپس والیبال را با شرکت کردن در کلاسهای صبح "ساحل نارنجی" یاد گرفتم. هر آنچه که من قبلا اجازه داده بودم من را محدود بکنه ، حالا من مصمم بودم تا بر اون غلبه بکنم. همه ریشه‌های منفی تصویر شخصی از خودم و رفتار همجنسگرایی را به عنوان یک چالش مورد ملاحظه قرار دادم. (کنارد)

هنگامی که در حال رشد بودم ، پدرم بیشتر اوقات خونه نبود ، و من هرگز تشویق نشدم تا در فعالیتهای ورزشی شرکت کنم. من هرگز نه در یک تیم کوچک بودم و نه حتی به خاطر میارم با دوستان همسایه‌ام بیرون از خانه بازی کرده باشیم. تنها بازی گروهی که من انجام داده بودم قایم موشک بود. در دانشگاه به نظر می‌رسید چیزی که همه هم‌اتاقی‌های من به اون توجه میکردند ورزش بود. بنابراین شنبه‌ها در حالیکه آنها روی مبل دراز میکشیدند و یکی بعد از دیگری بازیها را تماشا میکردند ، من به سر کار و یا به کتابخانه می‌رفتم. هر چقدر که آنها بیشتر نسبت به ورزش توجه میکردند ، من کمتر نسبت به ورزش توجه میکردم و این فاصله بین ما را بیشتر می‌کرد. وقتیکه آنها من را کشان کشان به یک بازی فوتبال در دانشگاه بردند ، من به درستی احساسات خودم را نشون نمی‌دادم بنابراین خیلی زود من "بله" و "بوووو" را با "اوووو" عوض کردم که میتونست تفسیر کننده خوب یا بد باشه بسته به اینکه بازی چگونه پیش ‌می‌رفت.

ورزش یک نقش مهمی در مردانگی دارد به خاطر اینکه مردان در بیشتر دنیا زمان زیادی را صرف دیدن و انجام فعالیتهای ورزشی میکنند. اگر شما حتی تا حدی درگیر مسائل ورزشی نیستید ، شما از بیشتر زندگی مردان در جامعه مستثنی میشوید و احساس جدایی بیشتری نسبت به آنها پیدا می‌کنید. اگر شما هرگز هیچ مهارت ورزشی پیدا نکرده‌اید ، حالا این دیر نشده تا اینکه یاد بگیرید. گروه‌های ورزشی وجود دارند که به بزرگسالان آموزش میدهند تا اینکه قواعد اساسی ورزش را یاد گرفته و فرصت‌هایی برای رشد مهارتهای اساسی داشته باشند. (برای اطلاعات بیشتر قسمت فعالیت‌های ورزشی را ببینید.)

دانلود کتاب

 صفحه اصلی سایت

    عناوین توصیه شده :  

رشد مردانگی

به دنیای مردان دوباره وارد شوید!

 

درمان جبرانی همجنسگرایی مردانه  

ژوزف نیکولوسی

 

 

 

نهضت حقوق گی و طرفداری افراطی از گی

علتهای ریشه ای ، پیامدهای همجنسگرایی

راه حل ما: یک سفر چهار وجهی

چگونه بر رفتار همجنسگرایی غلبه کنید