کمک به افرادی که گرایش ناخواسته به همجنس خود دارند.

|صفحه اصلی سایت|   شناخت   |   بهبودی   |   حکایات    |موضوعات مهم|   مقالات   |   کتاب   منابع   | پشتیبانیدرباره ما

چطور روابط خود را توسعه دهیم

گرایش به همجنس از نقصان روابط ناشی میشود و یکی از راه‌های حل آن این است که روابط در حال حاضر را بهبود بخشیده و روابط جدید و سالم دیگری نیز ساخته شود. آنها که بیشترین پیشرفت را در حل کردن مشکلات خود دارند آنهایی هستند که روابط با کیفیتی با افراد همجنس دیگر برقرار میکنند.

موضوعات مهم درباره گرایش به همجنس

- طرح عملی

- درمان

- انتخاب ، آزادی و مسئولیت پذیری
- مطالعه شخصی
- گروه های پشتیبان
- برنامه های ورزشی
- رفتار
- ادراک خویشتن
- هویت جنسی
- احساسات
- روابط
- معنویت
- مصیبت

در این قسمت پیشنهاداتی در مورد توسعه روابط داده میشود و سپس روابط کلیدی در زندگی شما از قبیل رابطه با خداوند ، پدر ، مادر ، همسر و دیگر افراد همجنس شما مورد بحث قرار میگیرد.

باب دیویس و لوری رنتزل در کتابشان با عنوان " گرایش به همجنس خود را متوقف کن" کیفیاتی از روابط سالم را مشخص می‌کنند. آنها میگویند که روابط سالم آزاد و سخاوتمندانه هستند ؛ به مرور زمان ساخته میشوند ؛ خود محورانه نمی‌باشند ؛ به سمت بیرون هدایت شده ؛ نه به درون ؛ از جهت فکری و احساسی فرد را بیش از حد مشغول نمی‌کنند ؛ بر اساس نقاط قوت بنا شده‌اند تا نقاط ضعف.  

توسعه دادن روابط مناسب

بخشی از گرایشی که مردان آن را نسبت به دیگر مردان احساس میکنند (یا زنان نسبت به دیگر زنان احساس میکنند) ممکن است یک جهت‌گیری سالم برای این باشد که شبیه دیگران مردان (و یا دیگر زنان) شوند. وقتیکه شما دلایل پنهان این گرایش را متوجه شده و آنها را به درستی تفسیر میکنید ، شما میتوانید از این جهت‌گیری به نفع خود استفاده کنید. با توسعه دادن روابط محکم و مناسب با افراد همجنس دیگر ، این انرژی را به سمت بهبودی سوق دهید. هنگامیکه روابط سالم رشد پیدا میکند ، گرایشات جنسی نامناسب کاهش پیدا میکند. وقتیکه شما یاد می‌گیرید که همسالان شما ، شما را دوست داشته و شما را می‌پذیرند ، شدت نیاز شما به روابط نزدیک با جنس موافق کاهش پیدا خواهد کرد. این میل هرگز از بین نخواهد رفت زیرا مردان همیشه به عشق و برادری مردان دیگر نیاز دارند ( و زنان به عشق و خواهری دیگر زنان نیاز دارند.) اما هنگامیکه نیازهای شما از راههای مشروع در حال برآورده شدن هستند ، رفتار همجنسگرایی کمتر خشنود کننده خواهد بود و این یک نشانه از تغییر واقعی است.

به خودتان اجازه دهید تا مورد محبت قرار بگیرید

ما اغلب خودمان انزوای خودمان را ایجاد میکنیم زیرا ما خودمان را متقاعد میکنیم که ما دوست داشتنی نیستیم و دیگران از مصاحبت با ما لذت نمی‌برند. ممکن است به شکل ناخودآگاه شما از موقعیت‌هایی اجتناب کنید جائیکه دیگران میتوانند شما را طرد کنند. اگر شما عشق و صمیمیتی را تجربه کرده‌اید که تبدیل به رنج شده است ، دفاع شما ممکن است به این خاطر باشد که از عشق و صمیمیت حقیقی اجتناب کنید بدین منظور که شما دوباره آسیب نبینید. در پاسخ به رابطه‌ای که موفق نبوده است ، شما ممکن است اعتقاد پیدا کرده باشید که شما ارزش توجه احساسی آنها را ندارید. به علت اینکه ادراکات غلط بواسطه تعاملات غلط شکل می‌گیرد ، شما نیاز دارید تا تجربیات خوبی داشته باشید تا اینکه تجربیات بد را به چالش کشیده و اعتقادات شما را تغییر دهد. شما میتوانید روابط دوست داشتنی و سالمی داشته باشید که برای شما مفید هستند.

برای اینکه نیازهای احساسی مهم خود را برآورده کنید ، شما باید مشتاق باشید تا روابط سالم بر اساس عشق ، صداقت و صمیمیت مناسب را پرورش دهید. به جای اینکه از روابطی که بیشترین نیاز را به آنها دارید فرار کنید ، شما نیاز دارید به خودتان اجازه دهید که مورد محبت قرار بگیرید. چنانچه آلان مدینگر ، یک پیشرو در حرکت "گی-سابق" مسیحیت اینگونه شرح میدهد " اینکه به خودمان اجازه مورد محبت قرار گرفتن بدهیم ، به این معنی است که همه درها را به سوی رنج باز کنیم ، درهایی که با دقت مهر و موم شده و بسته بودند. (مدینگر ، 1995) پذیرفتن این ریسک که دیگران به ما عشق بورزند به این معنی است که شما همچنین خودتان را در معرض خطر آسیب دیدن قرار میدهید. این ممکن است ترسناک باشد. " عشق هرگز ایمن نمی‌باشد ، و نیز همینطور روبرو شدن با خود درونی حقیقی‌مان." (مدینگر ، 1995) این به شجاعت نیاز دارد. اسکات پک در کتابش با عنوان " جاده‌هایی که کمتر کسی آنها را رفته " میگوید که "شجاعت به معنی نبودن ترس نمی‌باشد ، این به معنی عمل کردن علیرغم وجود ترس است ، این به معنی حرکت کردن به سمت ناشناخته و به سمت آینده در خلاف جهت مقاومتی است که بوسیله ترس ایجاد شده است." (پک ، 1978) دست یافتن و رشد کردن در هر موقعیتی رنج و لذت هر دو را به همراه خواهد داشت. یک زندگی کامل پر از رنج خواهد بود ، اما تنها جایگزین این است که زندگی را به شکل کامل زندگی نکنیم و این حسرت آور است که روابط دوست داشتنی را از دست بدهیم به خاطر اینکه آنها میتوانند خیلی راضی کننده باشند. شما پی خواهید برد وقتیکه شما این شجاعت را پیدا میکنید تا اینکه خودتان را یک مقدار در معرض خطر قرار دهید ، افراد شما را خواهند شناخت و به شما علاقه‌مند خواهند شد.

به دیگران اجازه دهید که به شما کمک کنند

اینکه به دیگران اجازه بدهم که به من کمک کنند یک درس سختی برای من بود ، وقتیکه من تصمیم گرفتم بر روی آن کار کنم. من خیلی مستقل هستم و گاهی اوقات نیاز دارم تا اینکه غرور خودم را زیر پا گذاشته و از دیگران کمک بخواهم. ما همه برادران و خواهران از یک پروردگار مهربان هستیم و ما نیاز داریم تا بر یکدیگر متکی بوده تا اینکه از چالشهای این زندگی با موفقیت بیرون بیاییم. اسپنسر کمیبال میگوید " خداوند متوجه ما میشود و او ما را نظاره میکند. اما معمولا بوسیله شخص دیگری است که او نیازهای ما را برآورده میکند. بنابراین این حیاتی است که ما در این زندگانی به یکدیگر خدمت کنیم (کیمبال ، 1974) از ما توقع نمی‌رود که زندگی‌های خود را در خلاء داشته باشیم و هیچ شرمی در دریافت کمک مهربانانه از دیگران نباید وجود داشته باشد.

آیا این برای شما سخت است که به دیگران اجازه دهید به اندازه کافی در زندگیهای شما وارد شوند تا اینکه بتوانند به شما کمک کنند؟ آیا شما می‌ترسید که اگر دیگران بیشتر درباره افکار و چالشهای شما می‌دانستند ، آنها شما را طرد میکردند؟ کیتی کوچ با استفاده از یک قیاس از یک گل رز یک اصل خوبی را یاد داد (کوچ) او شرح داد که وقتیکه شما به یک رز نگاه میکنید ، شما متوجه زیبایی آن گل میشوید. هر چند که شما آگاه هستید که اون خارهایی دارد و بنابراین با احتیاط اون را حمل میکنید ، اما شما هنوز بر گلبرگها و شکوفه قشنگ اون تمرکز می‌کنید. به همین شکل اگر شما اجازه بدهید که دیگران در مورد خارهای شما بدانند ، آنها هنوز بر روی زیبایی که شما دارید تمرکز میکنند. خارهای رز هدفی را با خود دارند تا اینکه از شکوفه محافظت بکنند. در داشتن این خارهای مشخص منافعی وجود دارد. پیامبر پاول " یکی خاری در گوشت" (کنایه از مشکلات و نارحتی‌های همیشگی با انسان) داشت که او دعا کرد تا اینکه خداوند آن را از او دور کند. خدواند به او گفت " رحمت من برای تو به اندازه کافی است: که نیروی من در ضعف تو تمام و کامل میشود " (کتاب مقدس) پاول مطیع چنین برداشت کرد: که بنابراین با شعف بیشتری من به ضعف‌هایم افتخار میکنم ، شاید که نیروی مسیح در من قرار گیرد. " بنابراین من لذت بیشتری در نقص ها ، سرزنش ها ، ضروریات ، احتیاط ها و پریشانی ها به خاطر مسیح خواهم داشت زیر وقتیکه من ضعیف هستم وقتی است که من میتوانم قوی باشم." (رساله کتاب مقدس)

افرادی که شما خارهای خود را برای آنها آشکار میکنید با دقت انتخاب کنید ، اما به آنها اعتماد کنید تا به شما کمک کنند. به آنها این جرات را بدهید که به شما کمک کنند. به آنها این اجازه را بدهید تا مواظب خارهای شما بوده و به شما کمک کنند تا متوجه شوید هنگامیکه خارها رشد میکنند. درباره افرادی که در حال حاضر بر زندگی شما تاثیر می‌گذارند تفکر کنید. اسامی آنها را نوشته و یک شرح مختصری از اینکه هر کدام از آنها چگونه بر شما اثر می‌گذارند ، بنویسید. اگر آن اثر یک اثر مثبت نمی‌باشد ، راههای پیدا کنید تا تغییراتی ایجاد کرده و آن اثر را حذف کنید. افرادی که شما با آنها زمان می‌گذارنید بر شما تاثیر خواهند گذاشت ، بنابراین مطمئن باشید که دلیل خوبی برای اینکه با آنها زمان می‌گذرانید داشته باشید.

بر جداسازی تدافعی غلبه کنید

 خیلی از ترسهای شما در توسعه روابط ممکن است از کودکی شما نشات گرفته باشد. اگر شما روابط آزار ‌دهنده و سختی را داشته‌اید ، شما ممکن است روشهایی را رشد داده باشید که خود را از نظر احساسی در یک فاصله ایمن از دیگران نگاه دارید. وقتیکه شما متوجه میشوید که شما چگونه از دیگران فاصله گرفته‌اید ، شما میتوانید بر روی خود کار کرده تا اینکه آن دیوارها را در هم شکسته و دریچه قلب خود را برای کسانی باز کنید که میتوانند دوست‌هایی برای شما باشند ، دوستانی که همیشه میخواستید. اد هارست میگوید " ما مرتبا در جستجوی مان برای دوست ایده‌ال  خود ، روابط دوستانه بالقوه باکیفیتی را رد میکنیم بدون اینکه متوجه این مطلب باشیم. ما بر بی‌کسی خود تاسف میخوریم در حالیکه یک دوست با کیفیت ، توانا و مشتاق مشاهده میکند و در شگفت است که به چه شکلی توجه ما را جلب کند." (هارست ، 1994)  

مهارتهای رفتاری را بیاموزید

افراد میتوانند از پیشرفت دادن مهارتهای ارتباطی خود منفعت ببرند. شما به همراه درمانگر خود ممکن است بخشهای خاصی را در زندگی خود شناسایی کنید که بخواهید در آنها رشد کنید. کتابهای خیلی خوبی در زمینه‌هایی از قبیل ارتباطات ، شناختن افراد و تعامل داشتن با آنها وجود دارد ، که میتوانند به شما در توسعه مهارتهای خاص کمک کنند.

صبور باشید

اد هارست شرح میدهد که "ارتباطات فقط اتفاق نمی‌افتند ، آنها رشد میکنند." (هارست ، 1994) روابط برای رشد احتیاج به زمان دارند. صبور بوده و به آنها اجازه دهید تا به شکل عادی و تدریجی رشد کنند و هنگامیکه مسائل به شکلی که شما دوست دارید به پیش نمی‌روند نومید نشوید. همه روابط لحظات غیر استادانه خودشان را دارند.

دوستانه و مثبت باشید

از این نترسید که به دیگران نشان دهید که به آنها توجه می‌کنید. چیزهای خوبی که در مورد دیگران وجود دارد را جستجو کرده و به آنها تعارفات صادقانه بدهید. اگر شما دیگران را وا دارید که درباره خودشان احساس خوبی داشته باشند ، آنها احساس خوبی در مورد شما خواهند داشت. اگر شما ببینید که دیگران در این یک اوقات خوشی دارند ، شما نیز یک اوقات خوشی خواهید داشت. شما مجبور نیستید که همیشه در مورد مشکلات خود صحبت کنید ، حتی در بین گروه پشتیبان خود. انرژی بیشتری برای صحبت کردن درباره نقاط قوت و موفقیت‌های خود قرار دهید تا صحبت کردن درباره مشکلات‌تان. وقتیکه شما با شادی عمل کرده و با محبت با دیگران روبرو میشوید ، آنها پاسخ می‌دهند.

داستان قدیمی مردی را در نظر بگیرید که در کنار دروازه‌های شهر نشسته بود. یک روز ، یک مسافر به او نزدیک شد و از او پرسید آیا این یک شهر دوست‌داشتنی است. مرد از مسافر پرسید " شهری که تو از اون آمدی چگونه شهری بود؟" مسافر پاسخ داد " اوه ، اون خیلی دوستانه نبود. افراد فقط به فکر خودشون بودند." مرد پاسخ داد " خوب ، این شهر هم دقیقا همانگونه است. شما از بودن در این شهر لذت نخواهید برد." بنابراین مسافر به شهر بعدی رفت. بعد از یک مدت یک مسافر دیگر نزدیک به مرد که در دروازه شهر ایستاده بود شد و پرسید این شهر چه جوری هست. مرد پرسید " شهری که تو از اون آمدی چگونه شهری بود؟" مسافر پاسخ داد " اوه ، اون یک شهر خیلی دوستانه بود ، مردم به همدیگه توجه داشتند و به همدیگه کمک میکردند." مرد سپس پاسخ گفت که " بنابراین تو از اقامت خود در این شهر لذت خواهی برد زیرا این شهر شبیه همان شهر است." این داستان نشان میدهد که ما میگیریم همانچکه ما میدهیم. اگر ما درونگرا بوده و خودمان را از عشق ورزیدن و کمک به دیگران باز داریم ، در اینصورت چیز زیادی نیز به ما باز نخواهد گشت. اما وقتیکه ما دست کمک به سوی دیگران دراز میکنیم و به آنها عشق و توجه خود را نشان می‌دهیم ، ما همین توجه را از طرف آنها خواهیم داشت.

موافقت همیشگی دیگران را نیاز نداشته باشید

 من سابقاً احساس میکردم که من باید عشق و موافقت همه را همیشه داشته باشم. وقتیکه اوضاع اینگونه نبود ، من احساس میکردم شکست خورده‌ام. این من را نگران میکرد اگر کسی در اتاق پریشان بود. در موقعیت‌های اجتماعی ، من احساس میکردم که این وظیفه من بود که هر کس را خوشحال نگاه دارم و من در اختلافاتی میانجیگری میکردم که مربوط به من نبود فقط با این قصد و کوشش که یک برقرار کننده صلح باشم. من حالا متوجه میشم که هیچ کس موافقت همه را همیشه ندارد. من حالا سعی میکنم تا تعادل مناسب را بین واقعی بودن با خودم و حساس بودن نسبت به دیگران برقرار کنم. اگر من توافق آنها را بگیرم ، خیلی خوب است. اما اگر نگیرم ، من احساس نمیکنم که من شکست خورده‌ام به خاطر اینکه من متوجه هستم که آنها دیدگاه‌ها و ترجیحات خودشان را دارند و من به آنها احترام می‌گذارم.

توجه داشته باشید که شما هرگز نخواهید توانست همه را همیشه خوشحال کنید. در ابتدای فعالیت شغلی‌ام ، رئیسم به من یاد داد که چگونه دوستی دیگران را بخرم و بر افراد تاثیر بگذارم. او به من گفت " سعی کن که هر کسی را یک مقدار خشنود سازی ، و هیچ کسی را خیلی نرنجانی." خوشحال باش اگر تو همخوان با ارزشهای درونی خود زندگی میکنی و نگران نباش درباره اینکه آیا این کار همه افراد در اطراف تو را خوشحال میکند یا نه. سعی کن که بهترین خودت باشی و به دیگران توجه خودت را نشان بده ، اما توجه داشته باش که بعضی افراد این را دوست دارند و برخی دیگر دوست ندارند.

بر خشم غلبه کنید

 در تلاش تان برای بهبود بخشیدن و ساختن روابط ، شما ممکن است یک تعدادی روابط نیمه‌کاره را بیابید. اگر شما عصبانیت یا خصومت حل نشده دارید ، شما ممکن است نیاز داشته باشید که ببخشید تا اینکه در زندگی خود به سمت جلو حرکت کنید. بعضی افراد فکر میکنند که آنها با عصبانیت خود برخورد کرده‌اند وقتیکه آنها آن را با بی‌تفاوتی وظیفه‌ای خود جایگزین می‌کنند. اگر شما احساس بی‌تفاوتی میکنید شما ممکن است نیاز داشته باشید تا از این بی‌تفاوتی بیرون آمده و آن احساسات را دوباره به خاطر آورید و با آنها آشتی کنید. امتناع کردن مشکلات آنها را دور نمی‌کند. شما ممکن است به کمک درمانگر خود نیاز داشته باشید تا مطمئن شوید که شما به شکل مناسب با عصبانیت خود روبرو شده و به این موقعیت خاتمه می‌دهید.

یاد بگیرد که چطور تجربیات خود را به کار بگیرید

گاهی اوقات ما مهارتهای ارتباطی خاصی را یاد میگیریم اما در مورد درک اینکه چطور آنها را در موقعیت‌های دیگر به کار بگیریم مشکل داریم. ما ممکن است که خوب یاد بگیریم که چطور با افراد گروه پشتیبان خود ارتباط برقرار کنیم ، اما متوجه نباشیم که ما میتوانیم مهارتهای مشابه را با افراد محل کار خود به کار بگیریم. اگر شما با ارتباط برقرار کردن با افراد در محل کار خود مشکل دارید ، نگاه کنید و ببینید که چطور شما با افراد گروه پشتیبان خود ارتباط دارید و ببینید که آیا شما میتوانید مهارتهای مشابه را به محیط کاری خود انتقال دهید. شما ممکن است قادر باشید تا به افراد گروه پشتیبان خود بگویید که شما به آنها عشق می‌ورزید ، اما شما ممکن است در نشان دادن توجه خود به افراد همکار خود مشکل داشته باشید. هر چند که شما ممکن است نخواهید در محل کارتان به شکل شفاف بیان کنید که " من دوستت دارم " اما شما به جای آن میتوانید بگویید " من در مورد وضعیت سلامتی همسر شما بسیار متأسّف هستم و این حتما باید برای شما خیلی سخت بوده است."

خودتان را دوست داشته باشید و با خودتان وقت بگذرانید

اولین مرحله در برقراری ارتباط با دیگران این است که شما خودتان را دوست داشته باشید. اگر شما از وقت گذراندن با خودتان لذت نبرید ، دیگران نیز ممکن است از بودن با شما لذت نبرند. اد هارست میگوید "من در سالهای اخیر متوجه این شده‌ام که من واقعاً ترجیح میدهم تنها باشم خیلی بیشتر از هر وقت دیگری. گاهی اوقات این به خاطر این مساله است که من بالاخره یک دوست برای خودم شدم. در اوقات دیگر ، این فقط به خاطر این است که تفکری داشته باشم. برای من این هم زمانی برای تنهایی و هم زمانی برای مسیح میباشد. هر چند که این ممکن است به شکل دعای رسمی نباشد ، اما این زمانی است که من در آن افکار خودم را جستجو کرده و از مسیح می‌پرسم که او چه چیزی فکر میکند درباره چیزهای که من به آنها فکر میکنم و نقشه‌هایی که میکشم. (هارست ، 1994)

یاد بگیرید تا تسلیم روابط‌تان شوید

این مشکل است تا روابطی را حفظ کنید اگر شما همیشه گرفته ولی چیزی نمی‌دهید. روابط سالم بین بزرگسالان برای دو طرف منفعت داشته و به شکل روابط داد و ستد میباشد جائیکه شما با یکدیگر با تساوی برخورد میکنید. انتظار نداشته باشید که بدهید فقط وقتیکه شما دریافت میکنید. در مورد چیزی که میتوانید بدهید بدون اینکه توقعی در بازگشت آن داشته باشید فکر کنید. از آنجائیکه افراد با روشهای متفاوت عمل به مثل میکنند ، سعی کنید که به خاطر داشته باشید چه چیزی آنها نیاز دارند سپس سعی کنید تا این نیاز را تا آنجا که میتوانید برآورده کنید.

یک راه خوب برای رشد کردن این است که یک فرد دیگر را بالا ببرید. فرد قویتر برای کسانی باشید که ضعیف‌تر از شما هستند. به جای اینکه دنبال کسی باشید که راهنمای شما باشد ، خودتان یک راهنما برای دیگران باشید. برای آنها مردی باشید که شما آرزو میکردید ملاقات کرده‌ بودید وقتیکه شما در حال آسیب دیدن بودید.

روابط وابسته را بشناسید و از آنها اجتناب کنید

یک تصور غلط معمول این است که وابستگی عشق است. گذشته از عشق ، وابستگی هنگامی است که شما فرد دیگری را برای بقاء خود نیاز دارید. وابستگی ورای نیاز عادی برای دوستی و صمیمیت است. این یک نوع وسواس مجازی نسبت به فرد دیگری است جائیکه شما نمیتوانید بدون اون عمل کنید. شما تائید مداوم اون ، نمایش سازگار توجه اون ، و مقدار زمان زیادی از اون را برای خود نیاز دارید. (دالاس ، 1991) اسکات پک در کتابش با عنوان "جاد‌هایی که کمتر کسی آنها را رفته" شرح میدهد که افراد در روابط وابسته " آنقدر مشغول به جستجوی مورد محبت قرار گرفتن هستند که از آنها هیچ انرژی برای عشق باقی نمی‌ماند." او توضیح میدهد که " آنها بی‌کسی را متاسفانه تحمل میکنند. به خاطر کمبود در تمامیت آنها هیچ حس واقعی از هویت ندارند و آنها خودشان را فقط بر اساس روابط‌شان تعریف میکنند. " (پک ، 1978) دو نفر واقعاً عاشق همدیگر هستند " فقط وقتیکه آنها کاملا توانایی این را دارند که بدون یکدیگر زندگی کنند اما این را انتخاب میکنند که با یکدیگر زندگی کنند. " (پک ، 1978) شما ممکن است به کمک یک درمانگر نیاز داشته باشید تا بر وابستگی رابطه‌ای غلبه کنید.

روابط متعلق را شناخته و از آنها اجتناب کنید

ملودی بیتی در کتابش با عنوان " تعلق دیگر بس است: چطور کنترل کردن دیگران را متوقف کرده و یاد بگیرید که به فکر خودتان باشید." توضیح میدهد که یک شخص متعلق " فردی است که اجازه میدهد رفتار شخص دیگری بر او تاثیر بگذارد و اینکه به کنترل کردن رفتار آن فرد وسواس پیدا کرده است." (بیتل ، 1987) اگر شما خود را به گونه‌ای می‌یابید که پیوسته در حال کنترل کردن رفتار فرد دیگری هستید یا اینکه اگر فرد دیگری در کنترل کردن رفتار شما وسواس پیدا کرده است ، در این حالت شما در یک تعلق قرار گرفته‌اید. من یک دوستی دارم که او یک مادر بسیار کنترل کننده دارد به شکلی که او راضی نمیشود مگر اینکه در تمام جنبه‌های زندگی‌اش درگیر شود. برای اینکه بر برخی از مشکلات شخصیتی خودش فائق شود او مجبور بود که با مادرش در مورد تاثیر کنترلش روبرو شود. او مجبور بود که نخهای پیشبند را پاره کرده و به مادرش کمک کنند ببیند که چطور کنترل اون بر او به شکل منفی تاثیر گذاشته بوده است. این یک فرایند مشکلی بود اما منافع بسیاری برای او ایجاد کرد. 

دوستیهای وسواسی را شناخته و از آنها اجتناب کنید

وقتیکه شما نیازمند هستید ، این آسان است که شما در دوستیهای خود وسواسی بشوید. دوستیهای وسواسی بوسیله حسادت ، انحصارگری و محدودیت شناخته میشود. اگر شما متوجه شوید که شما بیش از حد با یک دوست خود مشغول شده‌اید و نمی‌توانید طرحی داشته باشید که او را در آن وارد نکرده باشید ، شما ممکن است نیاز داشته باشید تا این "گیره مرگ" خود را از او باز کرده قبل از اینکه شما اون را به عنوان یک دوست از دست بدهید. روابط دوستانه خود را در حدود اعتدال نگاه دارید.

من سابقاً به دنبال یک دوستی بودم که بتونه همه نیازهای من را برآورده بکنه.به دلایلی من فکر میکردم که این باید یک ترتیب همه چیز یا هیچ چیز باشه من حسادت می‌ورزیدم وقتیکه بهترین دوست من با مردان دیگر رفاقت داشت. من بعدا یاد گرفتم که من نباید انتظار داشته باشم که همه نیازهای من فقط با یک مرد برآورده بشود. من نیاز داشتم که روابط با چندین مرد بسازم تا اینکه نیازهای من برآورده بشود. وقتیکه من همه تخم‌مرغ‌های خودم را در یک سبد می‌گذارم ، من خودم را آماده آسیب تخریب‌کننده ای میکنم وقتیکه اون فرد در حد انتظارات من ظاهر نمیشه. بهتر این است که به دنبال چندین نفر برای عشق و تائید باشیم. هر کسی میتواند چیزی به ما دهد که توانایی دادن آن را دارد ، و من همینطور میتوانم چیزی به آنها بدهم که توانایی انجام آن را دارم.

اگر شما بیش از حد سعی کنید تا با شخص دیگری ارتباط برقرار کنید ، شما ممکن است پی ببرید که هویت خودتان گم شده است. این برای افرادی که نومیدانه به دنبال روابطی هستند عادی است که اختلاف‌ها را نادیده گرفته  و فقط شباهت‌ها را ببینند. در گروه پشتیبان من ، شاید من نتوانم بشمارم تعداد دفعاتی را که پیامهایی مثل این را شنیدیم " ما دقیقا شبیه همدیگر هستیم." "ما مثل هم فکر میکنیم." "ما چیزهای مشابه را دوست داریم." "ما از یک روح هستیم." وقتیکه من در روابطم احساس ناامیدی میکردم ، من فهمیدم که من سلیقه‌های خودم را به گونه‌ای تغییر میدادم که با سلیقه‌های فردی که من سعی میکردم رابطه نزدیکی با او ایجاد کنم جور در بیاید. وقتیکه یکی از دوستان من کلوچه کشمشی دوست نداشت ، من از خوردن آنها دست کشیده و حتی از آنها متنفّر میشدم. این دقیقا سالها طول کشید که من متوجه شدم که من واقعاً کلوچه کشمشی دوست داشتم و دوباره شروع به خوردن آنها کردم. اگر شما فکر میکنید که در یک وابستگی ، وضعیت کنترلی ، یا روابط وسواسی گیر افتاده‌اید ، شما ممکن است به کمک یک درمانگر نیاز داشته باشید تا موقعیت را درک کرده و آن را حل کنید.

از محدوده آسایش خود بیرون بیایید

ساختن روابط همیشه آسان نیست. هر چند که شما ممکن است بارها ترسیده باشید از اینکه شجاعت آن داشته باشید تا بر روی روابط کار کنید. به خاطر داشته باشید که همه مردم یک ترس مشخصی را از روابط جدید و سختیهای خاصی در نگهداری روابط حال حاضر دارند. شما ممکن است که نیاز داشته باشید تا از همه تواناییهای خود استفاده کرده و بیشترین تلاش خود را کرده و سعی کنید که تاثیر بیشتری بر همکاران در محل کار و افراد در کلیسا و اجتماع بگذارید تا اینکه روابطی را با آنها بسازید. زمان بیشتری را برای صحبت با آنها بگذرانید و بیشتر با آنها دوستانه باشید. شما باید برای تلاش و تاثیرگذاری بیشتر یک مقدار احساس ناخوشایند داشته باشید.

یک روز یکشنبه در کلیسا یک برگه‌ای برای ثبت نام در کمک به شیرخوارگاه دست به دست میشد. من ثبت نام کردم چرا که متوجه شده بودم استیو هم ثبت نام کرده بود. من میخواستم تا استیو را بهتر بشناسم و تصور کردم که این یک موقعیت خوب برای برقراری تعامل بود. من همه تلاشم را در مورد اون کردم. من دوستانه بودم و سعی کردم که سر صحبت را با او باز کنم ، اما او زیاد صحبتی نکرد. هر چند که ما روابط دوستانه‌ای را با هم نساختیم اما این تجربه یک موفقیت برای من بود زیرا من متوجه شدم که اون هم مثل من از بودن در کنار دیگر مردان احساس ناراحتی داشت. این مساله این اعتماد به نفس را به من داد که من نیاز داشتم تا سعی میکردم بر مردان دیگر در کلیسا تاثیر بگذارم که با آنها بتونم دوستیهای خوبی را شکل بدم.

به شکل مناسب صمیمی باشید

صمیمیت روابط نزدیک و ابراز کردن خود حقیقی‌تان را شامل میشود. برای اینکه قلبها به هم نزدیک بشوند ، مهربانی باید بین آنها تقسیم شود. در ساختن روابط سالم ، این مهم است که اصول صحیح هم صمیمیت فیزیکی و هم صمیمیت احساسی را درک کنیم.

صمیمیت فیزیکی

ما همه نیازهای احساسی اساسی برای تائید شدن ، مهربانی ، توجه و موافقت دیگران نیازمندیم. اگر این نیازها در حین رشد ما برآورده نشوند ، کمبودهایی ایجاد میشوند و همانگونه که شما به شکل غریزی در جستجوی راههایی برای برآورده کردن نیازهای احساسی هستید ، در یک جایی آنها ممکن است به شکل جنسی در بیایند. راه حل حالا این است که از این احساسات جنسی بیرون آمده اما نه تا جایی که از نظر احساسی بی‌تفاوت شویم. شما نیاز دارید راههای را پیدا کنید تا بوسیله آن عواطف خود را به شکل مناسبی ابراز کنید.

این مساله میتواند برای مردان سخت باشد به خاطر اینکه عاطفه مردانه در فرهنگ حال حاضر امریکایی محدود می‌باشد. در حالیکه دوستان مونث ممکن است همدیگر را در سلام و احوالپرسی ها در آغوش بگیرند ، مردان معمولا به همدیگر دست میدهند. دو زن ممکن است در بعضی زمانهای احساسی دست در دست هم دهند در حالیکه انجام چنین کاری مشابه ای برای دو مرد کاملا ناهنجار مورد ملاحظه قرار میگیرد. برای بعضی مردان این حد از صمیمیت با رعایت فاصله یک دست برای برآورده کردن نیازهایشان کافی است در حالیکه دیگران آرزو دارند آنها میتوانستند مهربانی بیشتری را ابراز کنند اما آنها به خاطر هنجارهای فرهنگی از این کار باز می‌مانند. این جالب است ذکر کنیم که وقتیکه حریم مردان بازتر است (مثل هنگامیکه آنها مست هستند) یا وقتیکه آنها به شکل خاصی هیجان زده هستند ( از قبیل کسب ضربه با امتیاز شش در جام فوتبال امریکایی) آنها دوست دارند که همه بر روی هم ریخته ، همدیگر را بغل کرده و لمس کنند. هنجارهای فرهنگی ما را راهنمایی می‌کنند که چه کاری انجام دهیم.

وقتیکه شما به کشورهای متفاوت سفر میکنید این آسان است که تفاوت هنجارهای فرهنگی را متوجه شوید که مردم را در اظهار صمیمیت فیزیکی راهنمایی ‌میکند. در بعضی فرهنگها ، مردان عطوفت بیشتری را به یکدیگر با بوسیدن یا با نگه داشتن دستان در دست یکدیگر نشان می‌دهند. این فرهنگها به مردان اجازه میدهد تا به راحتی نیازهای مهربانی و تائید فیزیکی خود را از مردان دیگر دریافت کنند. در بعضی کشورها ، مردان زمان نسبتا زیادی را در فعالیتهای دوستانه صرف میکنند. برای آنها این ناهنجار نمیباشد که آنها مرد دیگری را لمس کرده ، در لحظات احساسی خاص دست در دست هم داده یا اینکه دست بر روی شانه دیگری در کنار خیابان راه بروند. این سطح از رفاقت مردانه میتواند خیلی سالم باشد اگر به شکل مناسب به کار گرفته شود. این ممکن است برای شما مفید باشد تا اینکه بین هنجارهای فرهنگی و استانداردهای انجیل برای پاکدامنی تمایز قائل شوید ، تمایزی که در همه فرهنگ‌های دنیا به یکدیگر شباهت دارد.

وقتیکه من واقعاً مردانی که در دفتر شرکت بودند را ملاحظه کردم متعجب شدم که من کمترین تماس فیزیکی را با مردان داشتم. من متوجه شدم که مردان همدیگر را لمس می‌کردند و من تصمیم گرفتم که مثل آنها عمل کنم.

صمیمیت احساسی

صمیمیت احساسی به معنی این است که شما خود حقیقی‌تان را با دیگران تسهیم کنید و این صمیمیت افزایش پیدا میکند هر چقدر که شما خودتان را بیشتر برای دیگران فاش میسازید. به خاطر شرمی که از گرایشات خود دارید شما ممکن است یاد گرفته باشید تا خود حقیقی‌تان را از دیگران و شاید حتی از خودتان پنهان کنید وقتیکه شما درک کرده و متوجه میشوید که شما واقعاً چه کسی هستید ، شما این را مرهون خود میدانید تا این شخص را با دیگران تسهیم کنید. وقتیکه شما این کار را انجام می‌دهید ، شما در یک موقعیتی قرار خواهید گرفت تا یکدیگر را پشتیبانی کنید. زندگی و عشق بی‌معنی هستند اگر آنها قسمت نشوند و آنهایی که راهی برای درد و دل کردن با یکدیگر پیدا میکنند از نظر احساسی سالمتر هستند.

دوستم تاد شرح میدهد که چه حسی داشت وقتیکه اون تصمیم گرفت با دوستانش درد و دل کند: " برای اولین بار در زندگیم من دیگر احساس نمی‌کردم که من غیر قابل پذیرش هستم به خاطر اینکه من دریافتم که افراد میتوانند همه چیز را درباره من بدانند و هنوز بخواهند که دوست من باشند. در حقیقت با تسهیم احساسات عمیق من بعضی از نزدیکترین دوستانم را پیدا کردم و به جستجوی چنین روابطی ادامه دادم. به نظر میرسد که ارزش و اثر رفاقت مستقیما با سرمایه‌گذاری احساسی که انجام میدهم تناسب دارد. هر چه که من بیشتر تسهیم کرده و اعتماد میکنم ، اعتماد و تسهیم بیشتری دریافت میکنم و من فکر میکنم که ارزش این حقیقت کوچک بیشتر از همه چیزهایی است که من در دانشگاه یا تابحال یاد گرفته‌ام. "

چطور نیازهای خود را برای صمیمیت برآورده کنید

همه نیازهای شما برای صمیمیت همیشه به بهترین نحو برآورده نخواهد شد ؛ بعضی وقتها شما نومید میشوید. مایوس نشوید و سعی خود برای ساختن روابط را متوقف نکنید زیرا یاس به معنی طرد شدن نمی‌باشد. به این حقیقت اطمینان داشته باشید که دیگران زمان خودشان را به شما اختصاص میدهند هر چند که شما آرزو داشتید آنها به شما توجه بیشتری و یا مهربانی کلامی بیشتری نشان می‌دادند. یاد بگیرید تا اشکال غیر عینی از تائید آنها را بپذیرید. به خاطر داشته باشید که بیشتر مردان با انجام دادن کاری به یکدیگر نزدیک میشوند تا صحبت کردن درباره چیزی. اگر مرد دیگری برای انجام کاری با شما زمان میگذراند ، اینگونه تشخیص دهید که او دارد به شما میگوید که شما ارزش وقت گذراندن با او را دارید. لبخند او ممکن است همانند یک در آغوش گرفتن معنی بدهد.برای اینکه بهتر درک کنید که مردان چگونه خودشان را ابراز میکنند شما ممکن است بخواهید کتاب " مردان مریخی ، زنان ونوسی " نوشته جان گری را مطالعه کنید.

خداوند

هر چند که همه ما دوستان متنوعی داریم ، خیلی از ما در جستجوی دوست خاصی هستیم که با او بتوانیم رابطه‌ای با معنی و عمیق را ایجاد کنیم. ما در اشتیاق دوستی هستیم که به ما اعتقاد داشته و به ما اعتماد کند کسی که ما را فهمیده و می‌پذیرد و ما را طرد نمی‌کند حتی وقتیکه او تاریکترین رازهای ما را میداند. خیلی از ما در جستجوی دوست از بین کسانی که هر روز می‌بینیم هستیم ، اما به ندرت فکر میکنیم که ما هم اکنون چنین دوستی داریم که منتظر و در اشتیاق ماست. خداوند هم اکنون تاریک‌ترین رازهای شما را میداند و هنوز به شما عشق می‌ورزد. (هارست ، 1994)

 او از شما میخواهد تا کاری را انجام دهید که برای شما صحیح است تا اینکه شما بتوانید شاد باشید. عشق بدون قید و شرط او به شما روز به روز بسته به اینکه آیا شما اشتباهی در آن روز انجام داده‌اید یا نه ، تغییر نمیکند. او همیشه بر سر قولش است و بر خلاف دیگر روابطی که شما ممکن است داشته باشید او همیشه برای پشتیبانی و کمک به شما حاضر است. شما تنها فردی هستید که میتواند در این رابطه دچار خطا شود. هیچ نیازی به جداسازی تدافعی از او وجود ندارد زیرا او هرگز با شما ناصحیح برخورد نمیکند. این امن‌ترین رابطه‌ای است که شما میتوانید داشته باشید. حمایت و قدرت را از او طلب کنید. خداوند نیازی ندارد که شما حتی یک لحظه سختی اضافه‌ای را تجربه کنید مگر اینکه آن سختی کاملا برای نفع شخصی شما و یا کسانی که به شما عشق می‌ورزند ، لازم باشد.

شما نمی‌توانید بدون صحبت کردن تعامل کردن با کسی رابطه‌ای را بسازید . اگر شما یک رابطه احساسی و شخصی را با خداوند میخواهید ،شما باید زمان گذاشته و با او صحبت کرده و تعامل داشته باشید. شما میتوانید اینکار را با دعا کردن و گوش کردن انجام دهید. هوارد هانتر شرح میدهد که " اگر دعا فقط یک گریه بیقاعده در زمانهای بحرانی است ، در این حالت این کاملا خودخواهانه است ، و در این حالت ما نسبت به خداوند همانند یک تعمیرکار یا مامور خدماتی فکر میکنیم که به ما فقط وقتیکه اضطرار پیدا میکنیم ، کمک میکند. " (هانتر ،1997) دیوید مکی میگوید " وقتیکه ما دعا میکنیم ما باید یک آگاهی داشته باشیم که چیزی در درون ما وجود دارد که الهی است ، که بخشی از لایتناهی است ، که نشات گرفته از خداوند است و تا زمانیکه ما نتوانیم این هم آهنگی را با لایتناهی احساس کنیم ، ما قدرت دعا را احساس نکرده‌ایم." (میدلمیس ، 1962) اگر شما زمان بگذارید تا صادقانه در طلب شناخت و عشق به خدواند دعا کنید ، شما او را خواهید شناخت و خواهید دانست که او به شما عشق می‌ورزد.

پدر و مادر شما

این برای افرادی که گرایش به همجنس را تجربه میکنند معمول است که روابط ضعیفی با پدر یا مادر و یا هر دو آنها داشته باشند. حتی اگر شما و والدین شما با هم سازش داشته باشید ، احتمالا شما یکی یا هر دو آنها را به خوبی نمی‌شناسید یا خصوصا از گذراندن وقت با آنها لذت نمی‌برید. این مهم است که بچه‌ها روابط احساسی سالمی را با والدین خود داشته باشند. هر چند که شما حالا ممکن است یک بزرگسال باشید ، اما آن نیازهای کودکی ممکن است هنوز وجود داشته باشند و یک رابطه بهبود یافته با پدر یا مادرتان ممکن است کمک کند تا برخی از آن نیازها را برآورده سازید. حتی اگر شما بعد از آن راهی را یافته‌اید که آن نیازها را توسط افراد دیگری تامین کنید ، شما ممکن است بخواهید تا بر روی مسائلی با والدین خود کار کنید تا اینکه آن مسائل حل نشده را خاتمه دهید. اگر شما و والدین شما یک جداسازی تدافعی از یکدیگر داشته‌اید ، شما ممکن است این مکانیزم‌های دفاعی را درک کنید قبل از اینکه شما رابطه بهتری بسازید. اگر مشکلات ارتباطی وجود دارد بر روی آنها کار کنید تا آنها را حل کنید ، اگر مادر شما کنترل کننده است شما ممکن است نیاز داشته باشید تا با او در مورد تاثیر کنترلش بر شما روبرو شده و به او کمک کنید تا ببیند که چطور این مساله به شکل منفی بر شما اثر میگذارد. آشتی دادن روابطتان ممکن است به مقداری بخشش از هر دو طرف و پذیرش همدیگر برای آنچه شما هستید ، نیاز داشته باشد. دقیقا همانطور که شما از والدینتان میخواهید که ارزش شما را بشناسند ، شما نیز نیاز دارید تا به آنها احترام گذاشته و به آنها افتخار کنید.

اگر رابطه شما با پدر و مادرتان ضعیف است ساعیانه ولی به شکل تدریجی بر روی آن کار کنید تا آنها را دوباره بسازید. اگر شما عادت ندارید که آنها را بغل کنید، اینکار را به شکل تدریجی انجام دهید و گرنه شما آنها را خواهید ترساند.  هنگامیکه من سعی خودم را برای نزدیک شدن به پدرم شروع کردم من واقعه‌ای را به خاطر میارم وقتیکه من داشتم خانه اون را بعد از یک شام در روز یکشنبه ترک میکردم. بعد از اینکه خواهرهام را در آغوش کشیدم من به سمت پدرم حرکت کردم و اون را در آغوش گرفتم. تا وقتیکه همدیگر را بغل نکرده بودیم من هرگز متوجه نشده بودم که ما فقط همیشه به هم دست میدادیم. در حقیقت من نمیتونستم آخرین باری که ما همدیگر را در آغوش کشیدیم به خاطر بیارم. اون خشک بود و دستش را بر پشت من نگذاشت. این برای هر دو ما ناراحت کننده بود اما من خوشحال بودم از اینکه اون کار را انجام دادم ، به خاطر اینکه این شروع بهبودی رابطه بین ما بود. امروزه ما بیشتر از هر وقت دیگر به هم نزدیک هستیم و بغل کردنها طبیعی و کافی هستند.

آشتی با والدین‌تان

اگر شما یک جداسازی تدافعی را با والدین خود رشد داده‌اید شما ممکن است نیاز داشته باشید تا مکانیزم‌های تدافعی را درک کرده قبل از اینکه بتوانید یک ارتباطی را با آنها ایجاد کنید. درمانگر شما همچنین میتواند شما را در این فرایند پرخطر احساسی راهنمایی کند. برای اینکه با والدین خود آشتی کنید ، آنها را ببخشید و آنها را برای هر کسی که هستند بپذیرید. به احتمال زیاد آنها به سهم خودشان هیچ انتخاب آگاهانه‌ای نداشته‌اند در مورد کمبودهایی که شما در دوران کودکی تجربه کرده‌اید. اگر شما کینه‌ای در خود نگاه داشته‌اند ، آنرا رها کنید. آنها فایده‌ای نداشته و فقط شما را عقب نگاه میدارند. ارزش والدین خود را بشناسید. اگر شما از آنها میخواهید که به شما علاقمند شوند ، شما نیز به آنها علاقه نشان دهید. این میتواند راههای ارتباطی جدید را باز کرده تا اینکه احساسات بتوانند در عمیق‌ترین سطح‌شان به اشتراک گذاشته شوند. سعی نکنید که والدین خود را تغییر دهید. آنها را پذیرفته و به آنها برای هر کسی که هستند افتخار کنید. به خاطر رنجی که آنها تجربه کرده‌اند با آنها مهربانی کنید. یاد بگیرید که با آنها به عنوان یک بزرگسال رابطه برقرار کنید و نه یک بچه .

همسر شما

اگر شما ازدواج کرده‌اید این هم میتواند یک نعمت و هم یک چالش باشد. این یک نعمت است زیرا شما یک همدمی را دارید که به شما عشق می‌ورزد و میتواند پشتیبانی برای شما باشد. اما این چالش نیز میتواند باشد به خاطر اینکه شما مجبور هستید که به همسر و یا شاید بچه‌های خود توجه کرده در حالیکه برای کار کردن بر مسائل خودتان باید زمان و انرژی زیادی را برای درمان شخصی ، درمان گروهی ، ملاقات‌های گروه پشتیبان و مطالعه کتابها صرف کنید. بارها ممکن است این الزامات طاقت‌فرسا به نظر برسند اما به جای اینکه خانواده خود را یک سربار برای خود فرض کنید آنها را تکیه‌گاهی برای خود بپندارید. حقیقت این است که به همان میزانی که شما به تعامل با مردان دیگر نیاز دارید به همان میزان شما به خانواده خود نیز نیاز دارید. شما نیاز دارید تا زندگی خود را متعادل نگاه دارید. هنگامیکه شما بر روی روابط تازه کار میکنید شما هنوز نیاز دارید تا به همسر و خانواده خود توجه کنید. عقیده‌های زیرین ممکن است به شما کمک کند تا به آنها اولویت اختصاص دهید. (اگر شما ازدواج نکرده‌اید در نظر بگیرید که چطور این عقیده‌های زیرین ممکن است برای والدین یا دیگر اعضا خانواده شما کاربردی باشد.)

همسر خود را درباره آنچه شما انجام میدهید مطلع نگاه دارید. به او کمک کنید متوجه بشود که چرا شما نیاز دارید تا در ملاقاتهای بسیاری شرکت کنید و چرا شما زمان زیادی را برای تعاملات با دیگر مردان (یا دیگر زنان) نیاز دارید. به اون کمک کنید درک کند که چطور امکان کمک وجود دارد تا اینکه شما یک پدر یا شوهر (یا یک مادر یا زن) بهتری بشوید. هرچند که شما نمی‌توانید جزئیات محرمانه‌ای را که در ملاقاتهای گروهی بحث میشوند فاش سازید ، اما به همسرتان اجازه دهید که به شکل کلی مطلع باشد که چه اتفاقاتی در آن جلسه‌ها می‌افتد. به او کمک کنید تا بخشی از کاری را که شما در حال انجام دادن هستید را احساس کند. همسر شما نیاز به سطحی از درک و اعتماد دارد و آنها بوسیله اطلاعات فراهم میشوند. اگر همسر شما هیچ عقیده‌ای ندارد در مورد اینکه شما در مورد چه چیزی صحبت میکنید یا اینکه چه کاری انجام میدهید ، این مساله میتواند ترسهای او را چندین برابر کند. اما وقتیکه همسر شما درک میکند که شما چه کاری را دارید انجام میدهید و برای چه ، در اینحالت او میتواند یک پشتیبان برای شما باشد و شما را تشویق کند تا به جلسه‌ها بروید. همچنین ، اگر همسر شما میداند که شما بر روی چه چیزهای به شکل شخصی کار میکنید ، در اینحالت او میتواند پشتیبانی و دلگرمی بیشتری را برای شما فراهم کند.

در نظر بگیرید که چطور همسر شما بوسیله مشکلات شما تحت تاثیر قرار گرفته است؟ شما تنها کسی نیستید که به خاطر گرایشهای خود با مشکلاتی چالش دارید. نیازهای همسر خود را در نظر بگیرید و سعی کنید به گونه‌ای با ملاحظه با او برخورد کنید که دوست داشتید او با نیازهای شما برخورد میکرد. شوهر و یا زن شما ممکن است به خاطر گرایش شما به افراد همجنس خودتان احساس رنجش و یا طرد داشته باشد و یا حتی احساس کند که باید خودش را سرزنش کند. حتی اگر او این مسائل را از نظر عقلی درک کند اما از نظر درونی او ممکن است احساس کند که کاری وجود داشته که او میبایستی انجام میداده است. همسر شما ممکن است احساس کند که او میتوانسته از نظر فیزیکی یا احساسی جذاب تر باشد که در این زمینه همسر شما به تائید شما نیاز دارد که او مردانه (یا زنانه) است و ارزش بالایی دارد. اون ممکن است احساس کند که به او در ازدواج خیانت شده است خصوصا اگر شما درگیر رفتار جنسی شده باشید. آیا شما دقیقا به همسر خود گفته‌اید که شما به خاطر رنجش او متاسف هستید؟ شما ممکن است مجبور باشید تا تلاشهای مشخصی را انجام دهید تا اینکه اعتماد اون به خودتان را مجددا بازسازی کنید و این ممکن است مشکل باشد وقتیکه شما جلسات بسیاری را دور از خانه می‌گذرانید. شما ممکن است نیاز داشته باشید تا داوطلبانه یک مقدار زیادی از اطلاعات درباره فعالیتهای خود جمع آوری کرده تا اینکه دیگر سئوالی بدین شکل نباشد که الان شما کجا هستید. همینکه شما در جلسات شرکت میکنید و درمان را دریافت میکنید ، شما خودتان را درک کرده و راههایی برای روبرو شدن با مشکلات خود پیدا میکنید. همسر شما نیز ممکن است به کمک مشابهی نیاز داشته باشد تا اینکه با ترس‌ها ، رنجش‌ها و شک‌هایش روبرو شود. همسر شما نیز ممکن است نیاز به مشاوره داشته باشد یا اینکه ممکن است نیاز داشته باشد همانند شما عضو یک گروه پشتیبان برای همسران شود.

 هنگامیکه شما یاد میگیرد که چطور با دیگران در گروه خود درد و دل کنید ، این کار را با همسر و خانواده خود نیز انجام دهید. برای آنها از نظر احساسی باز و قابل دسترس باشید. وقتیکه شما با همسر و خانواده هستید ، توجه کاملی را که آنها استحقاق دارند ، به آنها بدهید. نه فقط از جهت فیزیکی بلکه از جهت احساسی حاضر باشید و کاری کنید که زمان به سرعت سپری شود.

یک پدر خوب (یا یک مادر خوب) برای بچه‌ها باشید. من دریافتم هنگامیکه من با پسرم به عنوان یک پدر تعامل دارم ، نه تنها این نیازهای اون را برآورده میکنه ، بلکه این مساله همچنین به من از دو راه کمک میکنه. اول اینکه من نقش خودم را به عنوان یک پدر تائید میکنیم از اینکه من پدری برای او بوده‌ام که همیشه خودم میخواستم. دوم اینکه ، هنگامیکه من با او بازی میکنم من قادر هستم تا کودکی‌ام را با جانشینی اون دوباره زندگی کنم و بدین وسیله ارتباطی را احساس کنم که من با پدرم میخواستم داشته باشم اما وقتیکه کودک بودم آنرا تجربه نکردم.

روابط بین خود با افراد جنس موافق را با روابط بین خود و همسرتان مقایسه نکنید. نیازهایی که آنها شامل میشوند و تائید‌هایی که شما دریافت میکنید متفاوت هستند. به خاطر اینکه این روابط با افراد جنس موافق مدتها برآورده نشده بودند ، آنها ممکن است خیلی ارضاء کننده به نظر برسند و برخی افراد به اشتباه تصور کنند که این روابط مهمتر از رابطه ازدواج آنها هستند. افرادی که در گروه پشتیبان شما هستند بهتر از همسر شما میتوانند با احساسات شما ارتباط برقرار کنند ، به خاطر اینکه آنها همجنس شما هستند ، به خاطر اینکه آنها تجربیات مشابه تجربیات شما را دارند ، و به خاطر اینکه شما اطلاعات بیشتری را با آنها تسهیم می‌کنید. قدر دوستان همجنس خود را بدانید اما اجازه ندهید که آنها بر همسر شما پیشی بگیرند. به خاطر داشته باشید که همسر شما تنها کسی است که همیشه برای شما خواهد بود و شما در یک رابطه زناشویی هستید که به سادگی نمیتواند آن را کنار بگذارید. بعضی افراد سعی میکنند تا رابطه جنسی با افراد همجنس خود را با تجربه جنسی که آنها با همسرانشان داشته بودند مقایسه کنند. این یک مقایسه نامنصفانه و غیر ضروری است. به خاطر اینکه رابطه جنسی نامشروع با همجنس شما یک عشق جعلی است ، شیطان برای این نگران است که این رابطه قوی و راضی‌کننده به نظر برسد. اما همانند داروهای غیرقانونی ، این یک نشئگی غیر معمولی ایجاد میکند که دوام چندانی ندارد.

اگر شما همسر ندارید

اگر شما هنوز ازدواج نکرده‌اید شما ممکن است در شگفت باشید که آیا هرگز شما میتوانید ازدواج کنید. هر چند که ازدواج یک هدف مهم است ، اما آن را یک هدف کوتاه مدت و سریع خود قرار ندهید. گوردن بی. هینکلی چنین توصیه میکند " ازدواج نباید به عنوان یک گام درمانی برای حل مشکلاتی از قبیل گرایشات و یا رفتار همجنسگرایی در نظر گرفته شود. چرا که اینگونه رفتارها باید با یک تصمیم ثابت و محکم کنار گذاشته شود به شکلی فرد هرگز دوباره به چنین رفتارهایی لغزش نداشته باشد." (هینکلی ، 1987) ازدواج کردن مشکل حال حاضر شما درباره گرایشات به همجنس را حل نمیکند و در خیلی موارد ممکن است به آن شدت نیز ببخشد. اول بر روی مشکلات مقدم‌تر خود و یک حس مطمئن از خود و هویت مردانگی (یا زنانگی) کار کنید.

حتی اگر ازدواج در حال حاضر همانند یک انتخاب به نظر شما نمی‌آید اما یک ذهن باز درباره آن داشته باشید. من شخصا چندین مرد را می‌شناسم که آنها فکر میکردند که هرگز در این دنیا ازدواج نخواهند کرد. ولیکن بعد از سالها ، آنها مشکلات همجنسی خودشان را حل کرده و خودشان را بیشتر جذب خانمها احساس کردند و بالاخره روزی رسید که آنها ازدواج کردند و حالا با شادمانی در حال نگهداری از خانواده خود هستند. "برد" مینویسد " در حالیکه اعتماد به نفس من افزایش پیدا میکرد و روابط من با پدر و دیگر مردان بهبود می‌یافت ، شدت گرایش به همجنس در حال تقلیل یافتن بود. من حالا خودم را کمتر و کمتر جذب مردان پیدا میکنم ، آنها حالا برای من آشنا هستند. یک علاقه کنجکاوانه به زنان در حال شکل‌گیری است. این یک پدیده جدید در زندگی من است و عجیب و جالب است تا آن را تجربه کنم در حالیکه من ادامه میدهم که با اعتقاد که همان راهنمای من است قدم جلو بگذارم. زنان حالا برای من ناشناخته هستند و  ما گرایش به چیزی پیدا میکنیم که برای ما ناشناخته است. (اندرسون ، 1995) ازدواج نکنید تا هنگامیکه شما احساس کنید آماده هستید ، و اگر شما به روح القدس گوش کنید ، شما خواهید دانست که چه زمانی مناسب است.

مردان دیگر

هر مردی نیازهای احساسی و اجتماعی مشروعی دارد که باید بوسیله روابط دوست داشتنی و تائید کننده با مردان دیگر برآورده شود. " همجنسگرایی یک مشکلی است که نیاز دارد با روابط حل شود. راه حل کمبودهای همجنس‌خواهانه باید در یک یا چند رابطه غیرجنسی متعادل با افراد جنس موافق جستجو شود. ... این حاصل روابط خوب با جنس موافق است که کمک میکند تا نیاز به جنس موافق برآورده نشده ارضاء شده ، نقص‌ها با توانایی رابطه‌ها بهبودی یافته و به این شکل فرایند بهبودی به سمت جلو حرکت کند." (موبرلی ، 1983) روابط و تماسهای اجتماعی با زنان راه حل مشکلات شما نیستند ، به این علت که ارتباط با زنان هیچ کاری برای برآورده کردن نیازهای شما به همجنس خودتان انجام نمیدهد.ولیکن روابط سالم با زنان ممکن است هویت جنسی شما را تقویت کرده و شما را تشویق به دانستن ارزش جنس مخالف کند.

جو دالاس در کتابش با عنوان "آرزوها در تعارض" مینویسد "روابط با ارزشترین سرمایه شما هستند. شما باید بدانید که شما برای شخص دیگری مهم هستید و اینکه استعدادها و بی‌نظیر بودن شما مورد قدردانی قرار میگیرد. و شما مجبور هستید که بدانید شما افرادی دارید که میتوانید به آنها تکیه کنید ، افرادی که به زندگی شما علاقه‌مند هستند و هنگامیکه شما رشد میکنید از شما با شور و ذوق حمایت میکنند." (دالاس ، 1991) یک نفع مهم رابطه دوستانه تاثیری است که آنها بر ادراک شخصی شما دارند. آنها میتوانند ادراکات اشتباهی را که شما با آنها رشد کرده‌اید را اصلاح کنند.

هر کسی به یک دوست احتیاج دارد. هرب گولدبرگ در کتابش با عنوان "خطرات مرد بودن" توضیح میدهد که هر چند مردان به روابط نزدیک با مردان دیگر نیاز دارند "اما خیلی مردان نیاز به یک دوست را به عنوان یک اثری از نابالغی یا نیاز دوران بلوغ می‌بینند." (گولدبرگ ، 1976) اما به توسط باز بودن و رفاقت شما میتوانید به مرد دیگری کمک کنید تا از لایه احساسی‌اش بیرون آمده و دوست شما شود. دکتر گولدبرگ توضیح میدهد که " ظرفیت آنچه من آن را رفاقت اسم میگذارم یک مهارت اجتماعی واقعی است ، یک محدوده از شایستگی است که نیاز دارد آموخته شود. من لغت رفاقت را انتخاب کرده‌ام به دلیل معنای ضمنی که با جوانی و با خود به خود بودن دارد. وقتیکه این با پختگی بزرگسال ترکیب میشود شامل توانی برای نهایت دوستی مردانه میشود. (گولدبرگ ، 1976)

نکات زیر را هنگامی که در حال توسعه روابط خود با دیگر مردان هستید در نظر بگیرید:

درباره مردان دیگر قضاوت نکنید. دیگران را به گونه‌ای مورد ملاحظه قرار دهید که شما میخواهید آنها شما را مورد ملاحظه قرار دهند. من سابقاً درباره مردان با معیارهای بیرونی قضاوت میکردم (چطور آنها به نظر می‌رسیدند ، چطور لباس پوشیده بودند ، چطور راه می‌رفتند) و فکر میکردم که آنها نیز درباره من با چنین استانداردهای سطحی قضاوت میکنند. اگر من به شکل مناسبی لباس نمی‌پوشیدم یا اگر من خوش قیافه نبودم ، من توقع داشتم که توسط مردان دیگر طرد شوم. اما من متوجه شده‌ام که بیشتر مردان به این توجهی ندارند که من چقدر جذاب هستم. هر چند که این معیارها در دنیای گی مهم هستند اما آنها در کل جامعه اهمیتی ندارند.

مردان دیگر را به شکل عمومی مورد قضاوت قرار ندهید. هرچند که شما چندین مرد را به عنوان افرادی بی احساس یا بی‌توجه تجربه کرده‌اید اما همه مردان اینگونه نیستند. از طرف دیگر ، انتظار نداشته باشید که همه مردان شوق و ذوقی برای دوستی با جنس مذکر داشته باشند. محدودیتهای هر فردی را بشناسید و بپذیرید هر کسی را همانگونه که هست.

احساس نکنید که طرد شده‌اید اگر دیگران نیازهای شما را تشخیص نمی‌دهند. حقیقت این است که بیشتر مردان نیازهای رشد را در دیگران تشخیص نمی‌دهند. شما همچنین ممکن است چنین رفتاری داشته‌اید که آنها احساس میکنند شما به آنها نیاز نداشته یا حتی آنها را نمی‌خواهید. (این باز یک نوع از جداسازی تدافعی است.)

شفاهی باشید. توضیحاتی مثل " ضربه خوب" ، "لباس زیبا" یا اینکه "جای شما در بازی هفته پیش خالی بود" علاقه واقعی شما را نشان میدهد.

تنوع. یک روش سالم برای سرمایه گذاری اقتصادی این است که متنوع عمل کنید. بدین طریق اگر مقداری از سرمایه‌گذاری‌های شما خراب شود ، دیگر سرمایه‌گذرایهایی که موفق شوند شما را پابرجا نگاه خواهند داشت. این قضیه در مورد روابط نیز صادق است. همه روابطی که شما قصد توسعه آنها را دارید به ثمر نخواهند نشست ، بنابراین مایوس نشوید وقتیکه یکی از آنها نتیجه‌ای که شما انتظار داشتید را نمیدهد. خودتان را بسط داده و بر روی چندین رابطه همزمان کار کنید.

روابط گروهی

یک راه برای اینکه به راحتی روابطی را با دیگران ایجاد کنیم این است که به گروه‌هایی بپیوندیم. اولین و شاید ساده‌ترین گروه برای شما ممکن است گروه پشتیبان و یا گروه درمانی شما باشد. هنگامیکه شما روابطی را با اعضای گروه برقرار میکنید ، شما در توانایی خودتان برای توسعه و نگهداری روابط اعتماد پیدا میکنید و سپس آماده میشوید تا به گروههای دیگر در بیرون که با گرایش به همجنس چالش ندارند نیز ملحق شوید. شما ممکن است نیاز به یک مقدار ابتکار داشته باشید تا اینکه بیابید گروه‌هایی از افراد را که برای بعضی اهدافی که شما به آنها علاقه‌مند هستید گرد هم جمع میشوند. این ممکن است یک تیم سافتبال اجتماعی ، یک کلوپ مطالعه ، یک گروه از افراد با سرگرمیهای مشترک یا یک کلوپ کامپیوتر باشد. برای اینکار یک نگاهی به دفترچه تلفن یا لیست سازمانهای مردمی بیندازید. شما ممکن است بخواهید به یک سازمانی بپیوندید که خدماتی برای فقیران و محرومین فراهم میکند.

اگر شما احساس میکنید که در محل کار یا کلیسا از مردان (یا از زنان) دور افتاده‌اید ، این ممکن است به خاطر مکانیزم جداسازی تدافعی شما باشد. اگر شما احساس میکنید که آنها به شما علاقه‌مند نیستند ، این ممکن است به خاطر این باشد که شما علاقه زیادی به آنها نشان نمی‌دهید. محیط کلیسا یک محیط ایده‌ال برای برادری (یا خواهری) و پیوستن به یکدیگر است ، و این مهم است که شما به گروه‌های کلیسا وارد شوید. هیچ گروه دیگری حتی گروه پشتیبان شما نباید بر گروه کلیسای شما پیشی بگیرد. اگر کلیسای شما به نحوی که باید عمل نمی‌کند ، ابتکار عمل به خرج دهید و فعالیتهایی را پیشنهاد کنید که پروژه‌هایی را به راه می‌اندازد که در آن مردان (یا زنان) گرد هم آمده و روابط خوبی را به وجود می‌آورند. به عنوان یک تشکل از برادران یا خواهران ، ما باید مشتاق باشیم تا از همدیگر حمایت کنیم ، بارهای شخص دیگری را تحمل کنید برای اینکه آنها سبک تر شوند ، در لحظات اندوه با یکدیگر همدردی کنید کسانی که نیازمند دلداری هستند را تسلی دهید.

اگر روابطی که شما انتظار دارید فورا شکل نمی‌گیرند ، تلاش خود را متوقف نکنید. حضور فعال شما در گروه پیامی دارد. بعضی مردان و زنان ممکن است فورا به آن پاسخ ندهند ، اما اگر شما به سعی خود ادامه دهید ، بالاخره سرمایه‌گذاری زمانی و احساسی شما به نتیجه خواهد رسید.

روابط شخصی

توسعه دادن روابط در گروه میتواند به شما کمک کند تا این شجاعت را داشته باشید تا روابط فردی خود را توسعه دهید. این ممکن است در سطحی بیرون از محدوده گروه رشد پیدا کند وقتیکه شما با برخی مردان و زنان به شکل شخصی ارتباط برقرار میکنید یا شما ممکن است روابط پرورش‌دهنده‌ای را با افراد کلیدی زندگیتان برقرار کنید. همانند رابطه با افراد خانواده ، رهبر کلیسای تان ، یک فردی در کلیسا یا محل کار که خونگرم بوده و در دسترس شماست. داشتن یک رابطه با اعتماد و صمیمی با شخص دیگری که گرایش به همجنس را تجربه نمی‌کند شاید بهترین کاری باشد که شما برای بهبودی خودتان بتوانید انجام دهید.

برای من چالش نهایی توسعه دادن روابط با مردان دگرجنسگرایی بود که من در ابتدا جذب آنها شده بودم. مطمئنا این شجاعتی می‌طلبد که به آنها نزدیک شده تا اینکه آنها را بشناسیم ، اما پاداش‌های اینکار ارزش آن را دارد که این ریسک را بپذیریم. هنگامیکه من عجایب این مردان بیگانه سابق را شناختم ، گرایشاتم نسبت به آنها ناپدید شد. همانطور که ژوزف نیکولوسی توضیح میدهد که " در حالیکه ارزش گذاری به زیبائی ها در ظاهر خوب مردان و کیفیت ماهیچه‌های آنها ممکن است همیشه حاضر باشد ، اما این کاملا آشکار است که خیال‌پردازیهای جنسی با یک رابطه دوستانه دوطرفه و محترمانه جور در نمی‌آید. هنگامیکه شخص پذیرش و آشنایی بیشتری را تجربه میکند ، به مرور زمان این به هویت تبدیل میشود ، و احساسات جنسی اصلی به شکل طبیعی کاهش پیدا میکنند. این یک تغییر شکل از حالت جنسی به حالت برادرانه است ... که قسمت ضروری تجربه بهبودی گرایش به همجنس میباشد. (نیکولوسی ، 1991) من سابقاً هنگامیکه یک مرد جذابی را نگاه میکردم نگاهم را بر می‌گرداندم تا اینکه از احساسات وسوسه انگیز اجتناب کنم و من فکر میکنم که این در ابتدا برای شکستن سیکل اضطرار های قدیمی لازم بود. اما حالا من میتوانم به یک مرد جذاب نگاه کنم و معنی آن چیزی را که من میبینم بازسازی مجدد کنم. من او را (و خودم را) به عنوان یک فرزند خداوند میبینم و متوجه میشوم که او میتواند دوست من باشد.

من سابقاً همه دنیای مردان را به دو گروه تقسیم می‌کردم : آنهایی که گرایش به همجنس داشتند و آنهایی که نداشتند. هر وقت که من شخصی را ملاقات میکردم ، من سابقاً سعی میکردم پی ببرم که اون به کدام دسته تعلق دارد. یکجوری من فکر میکردم که من نیاز دارم این را بدانم به این منظور که من بتوانم بدانم آیا من میتوانم به او اعتماد کنم و با او ارتباط برقرار کنم. حالا این دیگر برای من اهمیتی ندارد زیرا من میتوانم با همه مردان رابطه ایجاد کنم.

مثال‌هایی از کتاب مقدس درباره روابط خوب

شاید متواضعانه ترین روابط دوستانه‌ای که در کتاب مقدس ما میخوانیم مربوط به جاناتان و دیوید باشد. جاناتان فرزند پادشاه سائل بود و ظاهرا وارث تاج او میشد ، اما این تاج به دیوید داده شد. هر چند که جاناتان میتوانست با دیوید به عنوان یک رقیب روبرو شود ، اما آنها یک رابطه دوستانه تاثیرگذاری را به وجود آوردند. نوشته‌های کتاب مقدس میگوید که " روح جاناتان با روح دیوید پیوند خورده بود و جاناتان او را همانند روح خودش دوست میداشت." (کتاب مقدس) مرثیه و عزاداری دیوید برای جاناتان و پادشاه سائل بعد از اینکه آنها کشته شدند ، یکی از زیباترین شعرهای کتاب مقدس است.

دانلود کتاب

 صفحه اصلی سایت

    عناوین توصیه شده :  

رشد مردانگی

به دنیای مردان دوباره وارد شوید!

 

درمان جبرانی همجنسگرایی مردانه  

ژوزف نیکولوسی

 

 

 

نهضت حقوق گی و طرفداری افراطی از گی

علتهای ریشه ای ، پیامدهای همجنسگرایی

راه حل ما: یک سفر چهار وجهی

چگونه بر رفتار همجنسگرایی غلبه کنید