کمک به افرادی که گرایش ناخواسته به همجنس خود دارند.

|صفحه اصلی سایت|   شناخت   |   بهبودی   |   حکایات    |موضوعات مهم|   مقالات   |   کتاب   منابع   | پشتیبانیدرباره ما

معنویت

خیلی از افرادی که گرایش به همجنس را تجربه میکنند عمیقا افراد معنوی هستند. شیطان این حساسیت معنوی را تشخیص میدهد و سعی میکند که از آن بر علیه آنها استفاده کند. متاسفانه ، نیازهای احساسی آنها مسیر اشتباهی به سمت احساسات همجنس‌خواهانه پیدا کرده که آنها را از رسیدن به سطوح بالاتر معنویت باز میدارد. به این علت که نیروهای جهنمی در حال پیکار در آخرین نبردشان هستند ما باید قوی بوده ، ایمان داشته و به نیروهای بهشتی متوسل شویم.

موضوعات مهم درباره گرایش به همجنس

- طرح عملی

- درمان

- انتخاب ، آزادی و مسئولیت پذیری
- مطالعه شخصی
- گروه های پشتیبان
- برنامه های ورزشی
- رفتار
- ادراک خویشتن
- هویت جنسی
- احساسات
- روابط
- معنویت
- مصیبت

از یکصد مردی که من در گروه‌های پشتیبانی ملاقات کرده‌ام ،چیزی که مرا در مورد آنها تحت تاثیر قرار داده است این است که بسیاری از آنها واقعاً مردان با ایمانی هستند. شیطان همچنین این حساسیت معنوی را تشخیص داده و سعی میکند از آن بر علیه آنها استفاده کند. متاسفانه ، نیازهای احساسی آنها مسیر اشتباهی به سمت احساسات همجنس‌خواهانه پیدا کرده که آنها را از رسیدن به سطوح بالاتر معنویت باز میدارد. گاهی اوقات آنها همگی از کلیسا دور میشوند و بدین ترتیب شیطان موهبت‌های جاودانه بزرگی را از آنها می‌رباید. به این علت که نیروهای جهنمی در حال پیکار در آخرین نبردشان هستند ما باید قوی بوده ، ایمان داشته و به نیروهای بهشتی متوسل شویم.

این قسمت اهمیت معنویت در تلاشهای شما برای حل مشکلات مربوط به گرایش به همجنس را مورد خطاب قرار میدهد. و با مهمترین اصول انجیل از قبیل اعتقاد ، توبه و بخشش روبرو میشود. این قسمت سپس تاثیرات خداوند و شیطان را مورد خطاب قرار داده و دیگر موضوعات انجیل را که مربوط به توانایی شما در حل چالش‌هایتان می‌باشد مورد بحث قرار میدهد.

نیاز به معنویت

معنویت میتواند یک نقش اساسی را در توانایی شما برای حل گرایش به همجنس در زندگی شما بازی کند. شما به انگیزه بالایی برای غلبه بر گرایش به همجنس نیاز خواهید داشت ، و اعتقادات مذهبی شما میتواند انگیزه‌دهنده‌های قوی باشد. فرانک وارتن که یک پیشرو در گروه‌های مسیحی با هدف خدمت به افرادی با گرایش به همجنس میباشد ، چنین شرح میدهد که " رهایی ما از همجنسگرایی از یک شخص می‌آید تا از یک روش " (دیویس ، 1993) تعهد و ایمان به خداوند کلید به کار بستن نیروی شفا بخش او در زندگی شما است. روبرو شدن با گرایش به همجنس شما را مجبور خواهد کرد که یکی از مهمترین سئوالهای زندگی را پاسخ بدهید: این نیرو از کجا می‌آید تا اینکه ما را از گناه انسانی و سرگشتگی نجات بخشد؟

ایمان به خداوند

آیا شما اعتقاد دارید که خداوند میتواند شما را نجات دهد؟ آیا او قدرتمند است تا شما را نجات دهد ، آیا او میتواند شما را تغییر دهد؟ با ایمان ، خداوند میتواند شما را نه فقط از جهت روحانی بلکه از جهت فیزیکی ، ذهنی و احساسی نیز شفا دهد. خدواند قدرت این را دارد که نه فقط شما را شخصا تغییر دهد بلکه همچنین زخمهای گناه را نیز شفا دهد. مهم نیست که ضعف یا نابسندگی ما در چه است ؛ نعمات و قدرت او برای غلبه بر همه آنها کافی است. وقتیکه ما متواضعانه به خداوند نزدیک میشویم ،او میتواند به ما ضعف‌مان را نشان دهد. خدواند به ما ضعف میدهد تا اینکه ما را فروتن نگاه دارد ؛ اما همچنین به ما مرحمت خودش را عطا میکند تا اینکه ما را کامل گرداند. اگر ما در درگاه خداوند فروتن باشیم و به او اعتقاد داشته باشیم ، سپس در این‌ حالت او میتواند ضعف‌های ما را به قدرت تبدیل کند. این اعجاب انگیز است! منبع مشکلات ما میتواند به نقاط قوت و منبعی از قدرت تغییر کند.  خداوند می‌فرماید که رحمت او برای همه کافی هست ، حتی آنهایی که گرایش به همجنس را تجربه میکنند.

ریچارد جی اسکات اینگونه یاد میدهد که " برای رسیدن به نتیجه ، اعتقاد شما به خدواند باید قدرتمند‌تر و بادوام‌تر از اعتماد به احساسات و تجربه‌های شخصی شما باشد. بکاربردن ایمان در این است که شما اعتماد کنید به خداوند که میداند چگونه شما را خشنود سازد و او میتواند این را برای خوبی ابدی شما حاصل سازد هرچند که شما نتوانید بفهمید که چطور او میتواند احتمالا این کار را انجام دهد. (اسکات ، 1995) چیزی وجود ندارد که دو مرد نتوانند انجام دهند اگر یکی از آن دو خداوند باشد. سطح معنویت و آرامش شخصی ما میتواند افزایش پیدا کند اگر ما بر مطالعه و تفکر درباره خداوند همه روزه تمرکز کنیم. اگر ما نسبت به نعمات خودمان سپاسگزار باشیم ، در این حالت علیرغم مشکلاتی که با آنها روبرو میشویم آرامش میتواند به قلبهای مان راه یابد.

به طور مساوی یوغ بر گردن داشته باشید

خداوند میخواهد به ما کمک کند. او به ما چنین می‌گوید" به من نزدیک شوید ، و من به شما آسایشی میدهم در انجام همه کارهایی که بیش از حد برای شما سنگینی میکند. یوغ مرا بر گردن خود بیندازید و از من یاد بگیرید زیرا من قلبا افتاده و فروتن هستم : و سپس شما آسایش را در روح تان احساس خواهید کرد. زیرا یوغ من آسان است و بار من سبک است " (کتاب مقدس) او به ما یک یوغی پیشنهاد میکند نه برای اینکه اسباب زحمت ما باشد ، بلکه برای اینکه به ما کمک کند. وقتیکه شما یوغ خداوند را بر گردن دارید ، این بدین معنی است که او همزمان با شما در حال کشیدن است. و در حقیقت ، وقتیکه شما نیرویی ندارید تا اینکه سهم خود را بکشید ، او این کمبود را برای شما جبران میکند. چه تضمین تسلی‌دهنده ای! همه کاری که شما میتوانید انجام دهید این  است که همه سعی خود را بکنید. اگر شما با همه قدرت خود تلاش کنید ، در این حالت مسیح کمبود شما را جبران میکند.

جبران حضرت عیسی مسیح

هدف جبران حضرت مسیح در این است که عواقب گناه را اصلاح کرده و بر آن غلبه شود. عیسی مسیح به این دنیا آمد تا برای گناهان بشر به صلیب کشیده شود. بواسطه او است که ما میتوانیم از بی‌عدالتی پاک و منزه شویم. بواسطه اوست که ما میتوانیم نجات پیدا کنیم. از خود گذشتگی بزرگی که او برای پرداخت گناهان ما و غلبه بر مرگ انجام داد جبران نامیده میشود. این مهمترین واقعه‌ای است که تاکنون در تاریخ بشری اتفاق افتاده است. به خاطر جبران است که همه بشر احیاء خواهند شد. جبران همچنین این را برای ما ممکن میسازد تا اینکه از گناهانمان توبه کنیم و بخشیده شویم. مسیح این از خود گذشتگی را برای ما آزادانه انجام داد زیرا او به ما عشق می‌ورزید. جبران مربوط به همه ما میشود هنگامیکه ما سعی می‌کنیم کم کم پیشرفت کرده و بر چالشهای خود غلبه کنیم. علاوه بر گناهانی که ما مرتکب میشویم، جبران همچنین میتواند چیزهایی را که بر علیه ما انجام میشود را نیز جبران کند ، مثل زخمهایی که ما از آنها رنج می‌کشیم در نتیجه گناهان یا جرائم دیگری. بنابراین جبران این قدرت را دارد که نه تنها ما را از گناهانی که بر علیه دیگران مرتکب می‌شویم التیام بخشد بلکه همچنین تاثیر گناهانی که دیگران بر علیه ما مرتکب میشوند را نیز شفا می‌بخشد. این میتواند هر نابسندگی و اندوه فانی را بدون توجه به علتش التیام بخشد. هیچ مشکلی وجود ندارد که جبران حضرت مسیح برای آن کافی نباشد.

یکی از بزرگترین تجارب بهبودی من این بود که یک درک بهتر از جبران و یک قدردانی عمیق‌تر از آن داشته باشم. برای من این تجربه با مطالعه دو کتاب کوچک از استفان رابینسون با نامهای " اعتقاد به مسیح" و " پیروی از مسیح" به دست آمد. یک چنین سرمایه‌گذاری کوچکی در زمان تولید یک سود عظیم در آینده ابدی من کرد ، این حیاتی است که شما جبران و نقش خود در آن را درک کنید.

 توبه

ایمان به شکل طبیعی به توبه منجر میشود. توبه یک لغت یونانی است که به معنی تغییر فکر و یک دیدگاه جدید نسبت به خداوند، نسبت به فرد و نسبت به جهان میباشد. اگر ما توبه کنیم ، ما قلب‌ها و اراده خود را به خداوند تسلیم کرده و از گناهی که فکر میکردیم به شکل طبیعی درست می‌بود ، اجتناب می‌کنیم. ازرا فافت بنسون چنین توصیه میکند که " توبه به تنهایی معنی بیشتری از یک اصلاح رفتار دارد. خیلی از مردان و زنان در جهان یک قدرت اراده و انضباط شخصی بالایی برای غلبه بر عادات بد و ضعف‌های نفسانی از خود نشان میدهند. با این وجود آنها همزمان هیچ تفکری در مورد خداوند نمیکنند و گاهی اوقات آشکارا او را طرد میکنند. چنین تغییر رفتاری ، هر چند که در یک جهت مثبت باشد باز یک توبه را تشکیل نمیدهد. ایمان به حضرت عیسی مسیح زیربنایی است که توبه با معنی و صادقانه باید بر اساس آن ساخته شود. اگر ما واقعاً در جستجوی این هستیم که گناه را کنار بگذاریم ، ما در ابتدا باید به کسی تکیه کنیم که بانی رستگاری ماست. (بنسون ، " یک تغییر قلب قدرتمند" ، 1989)

ما از چه چیزی باید توبه کنیم؟

جو دالاس مینویسد ، " شما هرگز گرایشات همجنسگرایی را طلب نکردید. شما هرگز نخواستید تا آنها را با ساختار جنسی خود یکپارچه کنید. اگر به شما حق انتخابی داده میشد ، شما ممکن بود که خیلی از مشکلات دیگر را به جای این مشکل انتخاب میکردید. با توجه به تعارضاتی که همجنسگرایی شما را ایجاد کردند ، ما میدانیم که شما آنها را انتخاب نکردید. شما انتخاب نکردید که در معرض پاسخ دادن به حوادث اولیه باشید و شما چیزی در مورد پاسخهایی که حالت جنسی به خود پیدا کردند نمیتوانید بگویید. شما در بسیاری حالات یک قربانی شرایط هستید. تا آنجایی که مساله مربوط به رشد گرایشات به همجنس در شما میباشد ، شما بی‌تقصیر هستید. خداوند آن را بر علیه شما به حساب نیاورده و به حساب نخواهد آورد. این یک گناه نمیباشد که از نظر جنسی به همجنس تمایل داشته باشید. آنچه شما با این تمایلات انجام می‌دهید در حقیقت چیزی است که شما را محکوم کرده یا شما را می‌ستاید. (دالاس ، 1991)

مراحل توبه

در زیر مراحل اساسی توبه آمده است:

گناهان خود را تشخیص بدهید. شما نیازی ندارید که از گرایشات به همجنس که بر آن هیچ کنترلی ندارید توبه کنید ، اما شما نیاز دارید تا از تخطی‌های آگاهانه در رابطه با گرایش به همجنس توبه کنید.

از گناهان خود احساس پشیمانی کنید. ازرا تفت بنسون توصیه میکند که " حزن خداوندی یک موهبتی از روح القدس است. این عمیقا قابل درک است که اعمال ما پدر ما و خداوند ما را آزار داده است. با آگاهی هوشیار و مشتاق ما متوجه میشویم که رفتار ما باعث ظهور منجی گردید ، کسی که هیچ گناهی را نمی‌شناخت ، از همه بالاتر او درد و رنج را تحمل کرد. گناهان ما باعث شد که او از هر منفذش خون جاری شود. این یک غم روانی و روحانی واقعی است که نوشته‌های کتاب مقدس از آن به عنوان داشتن یک قلب شکسته و یک روح پشیمان یاد میکنند." (بیسون " یک تغییر قلب قوی در قلب" ، 1989)

گناهان خود را ترک کنید. گناهان خود و امیال دنیوی را کنار بگذارید. آنها شما را عقب نگاه داشته و شما را به نابودی می‌کشانند. به خداوند نشان دهید که شما مشتاق هستید تا از گناهان خود توبه کرده و فرامین او را اجرا کنید.

گناهان خود را اعتراف کنید. این مطلب بعدا در این قسمت مورد بحث قرار میگیرد.

جبران کنید. تا آنجا که امکان دارد شما باید در مقام جبران هر آنچه بد کرده‌اید بر بیایید.

دیگران را ببخشید. این مطلب بعدا در این قسمت مورد بحث قرار میگیرد.

فرامین خداوند را اجرا کنید.در توبه واقعی نه فقط شما برای گناهانی که در گذشته انجام داده‌اید طلب بخشش میکنید ، بلکه شما مشتاق هستید تا آنها را هم اکنون و هم در آینده رها کنید. شما ممکن است گناهان خوشایندی را مرتکب شوید که شما به آن عادت کرده تا از موقعیتهای رنج‌آور فرار کرده یا اینکه یک مقدار معین رضایت موقتی به دست آورید. شما باید این " گناهان آسایش‌دهنده" (گناهان آسایش دهنده یک ترکیب ضد و نقیض است) را تشخیص داده و مایل باشید تا آنها را ترک کنید. وقتیکه شما صادقانه توبه میکنید ، شما به خداوند متوسل شده و روی بر نمی‌گردانید. رفتار همجنسگرایی دیگر یک انتخاب برای شما نمی‌باشد.

بخشش

بخواهید تا بخشیده شوید

وقتیکه ما از گناهان‌مان توبه می‌کنیم ، خداوند ما را خواهد بخشید و حتی گناهانی که ما مرتکب شده‌ایم را فراموش خواهد کرد. وقتیکه شما هر کاری که میتوانید برای انجام توبه از گناهان خود انجام داده‌اید ، در این هنگام شما به آرامش می‌رسید. در بررسی دقیق احساسات و انگیزه‌های خود اگر شما آرامش وجدان را حس کنید ، شما میتوانید بدانید که خداوند توبه شما را قبول کرده است.

دیگران را ببخشید

مهمترین بخش بخشیده شدن این است که شما نیز همچنین کسانی را که در حق شما بی‌عدالتی روا داشته‌اند ، ببخشید. بعضی از شما ممکن است بی‌عدالتی‌هایی دریافت کرده باشید از قبیل اینکه اگر شما احساس کرده باشید که والدین شما باید کمتر استبدادی می‌بوده‌اند یا اگر شما احساس میکنید که شخص دیگری باید شما را بیشتر مورد پذیرش قرار می‌داده است. بی‌عدالتی‌های دیگر ممکن است واقعی بوده و آزار زیادی را برای شما به وجود آورده باشد ، مانند نمونه‌هایی از تجاوز جنسی و سوء استفاده جنسی. اما صرفنظر از حقیقت یا جدیت بی‌عدالتی ، شما نیاز دارید تا ببخشید به خاطر اینکه مضایقه کردن از بخشیدن میتواند یک مانع بزرگی در راه بهبودی شما باشد. صرفنظر از رنجشی که شما احساس میکنید ، آنها را از مجازاتی که میخواهید بر آنها اعمال کنید رها سازید و آنها را به دست خدا بسپارید. او تصمیم خواهد گرفت که چه کسی سزاوار بخشش است ، اما به ما فرمان داده است که ببخشیم. و او اینگونه اخدار میدهد که " اگر شما خطاهای افراد را نبخشید ، پدر شما نیز خطاهای شما را نیز نخواهد بخشید." (کتاب مقدس) کدورت قلبی یک مشکل جدی است. اگر ما دیگران را نبخشیم ، ما واقعاً گناه بزرگتری را مرتکب می‌شویم.

رودریک لوتین می‌نویسد " برای اینکه یک قلب بخشنده داشته باشید باید دنیا را از نگاه دیگری ببینید. که این همانا ترک کردن تمایل به قضاوت کردن ، محکوم کردن ، مستثنی کردن یا بیزار شدن از هر انسانی است. یک قلب بخشنده در جستجوی عشق است و با نقص صبور است. یک قلب بخشنده درک میکند که همه ما به جبران حضرت عیسی مسیح نیازمندیم. (لینتون ، 1993)

بخشیدن دیگران ما را از عصبانیت و ناامیدی رها میکند. این همچنین راهی را برای خداوند باز میکند تا ما را ببخشد. به جای اینکه دیگران را سرزنش کنید ، از خودتان بپرسید چه چیزی شما از این تجربه یاد گرفتید. در نهایت ، این سئوال جاودانه مهمتری است.

بخشش و اعتماد

اگر شما به خاطر خطایی مقصر هستید ، این ممکن است زمان بر باشد تا اعتماد مجدد با همسر ، والدین و دوستان خود برقرار کنید. اعتماد شبیه به یک حساب بانکی است که بعد از سالیان سال رابطه صادقانه به دست می‌آید. وقتیکه تجارب سئوال برانگیز اتفاق می‌افتد شما میتوانید به صورت وضعیت بالای حساب خود تکیه کنید. اما وقتیکه اعتماد از بین می‌رود ، این صورت وضعیت ممکن است افت شدید پیدا کند و در بعضی موارد حتی به صفر برسد. بخشش بدین معنی است که آنها حساب را نمی‌بندند ، بلکه به شما اجازه میدهند تا اینکه صورت وضعیت را دوباره بهبود داده که با نشان دادن دفعات مکرر این مطلب است که شما ارزش اعتماد آنها را به دست می‌آورید. برای اینکه این کار را انجام دهید ، شما ممکن است توضیح زیادی برای اعمال خودتان نیاز داشته باشید و اینکه در چه حدودی شما کار میکنید تا سطوح بالاتری از اعتماد را دوباره بسازید. اعتماد کردن و بخشیدن چیز مشابه‌ای نیستند. این همیشه مناسب است که ببخشید ، اما این ممکن است همیشه برای دیگران مناسب نباشد که دوباره فورا به شما اعتماد کنند.

اعتراف

 هر چند که خداوند هم اکنون گناهان ما را می‌داند ، اما ما نیاز داریم تا آنها را تقصیر خود دانسته و بپذیریم که ما مشکلاتی داریم. پذیرفتن مشکلات و پذیرفتن مسئولیت برای آنها اولین قدم در حل کردن آنها میباشد. بخشی از توبه در اعتراف کردن گناهان ما و ترک کردن آنهاست. گناهان جنسی به ویژه در تاریکی محرمانه بودن و با انکار کردن پیشرفت میکنند.اولین مرحله برای رهایی این است که گناهان را آشکار کنیم. اعتراف ، تواضع را نسبت به خداوند نشان می‌دهد. این نشان میدهد که شما می‌دانید که اعمال شما اشتباه بوده و شما حاضر هستید هر کاری انجام دهید تا آنها را جبران کنید.

اعتراف یک مرحله لازم در فرایند توبه است. همه گناهان باید به درگاه خداوند اعتراف شود ، و گناهان خطرناک باید در حضور رهبر مذهبی شما نیز اعتراف شود. اعتراف گامهای شما را در مسیر توبه صحیح قرار میدهد. به خاطر شرم و غرور ، خیلی افراد وجدان‌های خود را حداقل به شکل موقتی با چندین دعای آرام ارضاء میکنند و توجیه عقلی میکنند که این اعتراف برای گناهان آنها کافی است. اما وقتیکه یک گناه اصلی از قبیل رفتار همجنسگرایی مورد بحث قرار میگیرد ، اعتراف در این‌ حالت هم در درگاه خداوند و هم در حضور اولیای شایسته کلیسا مورد نیاز میباشد.

شما ممکن است خجالت بکشید از اینکه با رهبر کلیسای خود درباره رفتار همجنسگرایی صحبت کنید. اما به خاطر داشته باشید که شما تنها گناه‌کار در این جماعت نیستید ، و رهبر شما احتمالا داستانهای بدتری از آنچه شما به او میگویید ، تابحال شنیده است. اگر شما در یک گروه پشتیبان شرکت کرده و یک گناه را برای گروه فاش سازید ، این اعتراف ، جای اعتراف مناسبی که شما باید در حضور رهبر کلیسای شایسته انجام دهید را پر نمیکند.

هر چند که آنها مردان دوست داشتنی هستند که مخلصانه میخواهند آنچه درست است را انجام دهند. اما به خاطر داشته باشید که آنها نیز انسانهایی ناتمام هستند که اعتقادات و دیدگاه‌های خودشان را دارند که از تجربیات آنها در زندگی به دست آمده است. با آنها شکیبا بوده و آنها را درک کنید همانگونه که شما به دلسوزی و درک از جانب آنها امیدوارید.

این یک تجربه بزرگی بود وقتیکه من چالشهای همجنس‌خواهانه خودم را در حضور پیشوای روحانی‌ام اعتراف کردم. ما دو ساعت درباره احساسات من و آنچه در پشت پرده آنها را به وجود آورده بود صحبت کردیم. او به شکل باورنکردنی من را درک میکرد و مشتاق بود که بیشتر در اینباره بداند. ما درباره هویت جنسی و نیاز برای روابط با مردان با همدیگه صحبت کردیم. او درباره رابطه من با همسرم سئوال کرد و من را تشویق کرد که اون را قویتر بکنم. در ابتدا او درباره درمانگر و گروه پشتیبان نگران بود تا اینکه ما با همدیگه درباره آنها صحبت کردیم و او بهتر متوجه شد که چطور آنها به بهبودی من کمک میکنند. در نهایت ، در طول نیم ساعت آخر ما درباره اعمال من صحبت کردیم. او یک تنبیه انضباطی برای من ترتیب داد و دیدارهای هفتگی با من ترتیب داد. او محبت خودش را نسبت به من ابراز کرد و از من تشکر کرد که به شکل داوطلبانه به او اعتراف کرده‌ بودم. من بالاخره احساس خوبی داشتم که سفره دلم را براش باز کرده بودم. هیچ تجربه‌ای مفیدترین از این برای من وجود نداشت.

تاثیر شیطان

شیطان حتی نگران این است تا بتواند معنوی‌ترین افراد را در بین ما گمراه کند. شیطان واقعی است و خیلی قدرتمند است. دالین اچ. اکز مینویسد که " شیطان در جستجوی این است تا اصول پاسخ‌گویی فردی را از پایه خراب کند تا اینکه ما را متقاعد سازد تا از نیروی مقدس تولید مثل استفاده ناصحیح کرده و ازدواج و بچه آوردن با مردان و زنان با ارزش را در نظر ما کوچک جلوه دهد و اینکه سعی دارد تا ما را در مورد معنی مرد و زن بودن سرگشته سازد. (اکز ، 1995) راسل ام. نلسون اخدار داد که ، " ما نیاز داریم به خاطر داشته باشیم که حامیان بدبختی طرح مکارانه خودشان را دارند. آنها مطلقا اولین فرمان خدا در مورد زایش فرزند توسط زن و شوهر را مورد حمله قرار میدهد. آنها با تاکتیک‌هایی از قبیل بی‌انصافی ، بی‌عفتی و دیگر سوء استفاده‌ها از نیروی زاد و ولد این کار را انجام میدهند. گروه موسیقی شیطان ، شیپور انتخاب را به صدا درمی‌آورد اما پاسخ‌گویی فرد را بدون صدا رها میکند. با این وجود ، قدرت او تا مقدار زیادی محدود شده است ، زیرا او فکر خدا را نمی‌دانست." (نلسون ، 1993)

با این حقیقت تسلی پیدا کنید که شیطان نمی‌تواند شما را وادار به راه شیطانی کند. ما آزاد هستیم تا اینکه راه شیطان را که اسارت و مرگ است انتخاب کنیم یا راه خداوند را که آزادی و حیات ابدی است. شیطان فقط در صورتی بر ما قدرت دارد که ما به او اجازه بدهیم. شیطان مطمئنا میتواند ما را فریب داده اما او هیچ اختیاری بر ما ندارد مگر اینکه ما به او اجازه چنین اختیاری را بدهیم. با شیطان و دروغ‌های او دوستانه برخورد نکنید. آنقدر از او فاصله بگیرید که به شکلی آسوده در محدوده ایمن قرار بگیرید.

روح القدس

روح القدس میتواند به شما کمک کند چیزهایی را درک کنید که شما در غیر اینصورت نمی‌توانستید آنها را درک کنید. به روح القدس متوسل شوید تا برای حل کردن مشکلات خود و راهنمایی در هر مرحله زندگی بصیرت او را بطلبید. جیمز فاست چنین توصیه میکند که " با قدرت و موهبت روح القدس ، ما میتوانیم بدانیم که چه کاری ما باید انجام دهیم  و چه کاری نباید انجام دهیم تا اینکه شادی و آرامش را وارد زندگیمان کنیم. (فاست ، 1987) روح القدس میتواند همدم همیشگی شما باشد.

شما ممکن است یک نبرد شدیدی در درون خود داشته باشید. بخشی از درون شما میخواهد که به گرایشات به همجنس به شکل جنسی پاسخ بدهد اما بخش دیگری در درون شما ، اصول اخلاقی را که شما همیشه به آن اعتقاد داشته‌اید را یادآوری کرده و توجه شما را به انجیل جلب میکند. به کدامیک از آنها شما گوش فرا میدهید؟ هر دو آنها ممکن است درست به نظر برسند ، اما آنها با همدیگر متضاد هستند. این نبرد یکی از حیله‌گیریهای بزرگ شیطان است. او از شما میخواهد تا امید خود را از دست بدهید زیرا او میداند که بی‌اعتقادی شما را در دام گرایش به همجنس خواهد انداخت. اسپنسر کیمبال در حالیکه در رابطه با گرایش به همجنس مینویسد چنین شرح میدهد که " دو نیرو وجود دارد که در هر کسی عمل میکند یکی روح شیطانی است ، نیروهای تاریکی با یک آرزویی برای اسیر کردن و نابود کردن انسان ... دیگر نیرو روح مولایمان است که در تلاش و کوشش برای بالا بردن ، الهام بخشیدن و ساختن و نگاه داشتن است. اگر کسی همه فرامین مولایمان را رعایت کند در این حالت او این قدرت را دارد که در برابر وسوسه‌های شیطان مقاومت کند. اگر او تسلیم شیطان شود ، در این حالت او ضعیف‌تر و ضعیف‌تر شده تا اینکه او دیگر قادر نیست تا از عهده قدرت‌هایی که او را پریشان می‌سازند رهایی یابد. (کیمبال ، 1987)

وقتیکه این نبرد شدت می‌گیرد ، به دقت گوش بده تا اینکه بین پیام شیطان و پیام خداوند تمایز قائل شوی. هر چند که زمزمه شیطان ممکن است طبیعی به نظر برسد ، اما آنها شما را از حقیقت و آرامش منحرف میکند. آنها ممکن است خشنودی لحظه‌ای به تو بدهند اما این یک لذت یا آرامش پایدار نمی‌باشد. اسپنسر کیمبال میگوید که " هیچ کس در سطح بالایی شادی را تجربه نمی‌کند مگر اینکه او درستکار باشد. رضایتمندی‌های موقتی و موقعیت‌های پنهانی لحظه‌ای هستند ، اما شادی کلی و دائمی میتواند فقط با پاکی و جلال به دست آید. (کیمبال ، 1976) بزرگترین دروغ شیطان این است که شما یک همجنسگرا متولد شده‌اید و نمی‌توانید تغییر کنید و بنابراین او سعی میکند تا شما را با دقت به سمت جهنم هدایت کند. از طرف دیگر ، زمزمه‌های روح القدس امید را بالا برده و الهام بخش می‌باشد. آنها همیشه از حقایق انجیل حمایت کرده و شما را به سمت لذت ابدی راهنمایی میکند. هنر گوش کردن تمرکز و تلاش می‌طلبد ، اما این ارزشمند است زیرا وقتیکه شما به روح القدس گوش میدهید شما میتوانید چیزهایی یاد بگیرید که برای رستگاری شما حیاتی هستند.

همیشه امید وجود دارد

نومیدی از بی‌انصافی ناشی میشود و هر چقدر که بی‌انصافی بیشتر باشد ، حس نومیدی و درماندگی بزرگتر است. یکی از تاکتیک‌های شیطان این است که فردی را که خطای بزرگی را مرتکب شده متقاعد سازد که هیچ امیدی برای بخشش وجود ندارد. اما امید همیشه وجود دارد به خاطر اینکه اراده خوب بر شیطان غلبه میکند ، خداوند بر شیطان غلبه میکند. ما بوسیله امید نجات پیدا میکنیم و خداوند امید ماست.

امید یک انگیزه بزرگی برای توبه است. اگر شما انتخابهای اشتباهی داشته‌اید و خودتان را درگیر یک رفتار فاسد کرده‌اید ، به یاد داشته باشید که راهی برای رهایی وجود دارد. راسل نلسون میگوید " هر کس که تصمیم می‌گیرد تا از شیب جاده بهبودی بالا برود باید برای یک عمر جنگ خود را آماده سازد. اما یک عمر هزینه‌ای است که می‌ارزد. این چالش به شکل بی‌همتایی اراده را درگیر میکند و اراده میتواند پیروز شود. درمان بعد از اولین تلاش برای تغییر به وجود نمی‌آید. مسیر بهبودی باید به شکل پیوسته تعقیب شود و این را به خاطر داشته باشید که اغلب این مسیر به بلندی مسیری است که شما قبلا آنرا طی کرده تا اینکه به جایی برسید که بخواهید بهبودی یابید. اما انتخابهای درست میتوانند بهبودی ایجاد کنند اگر آنها به طور سازگار و با عزم راسخ گرفته شوند." (نلسون ، 1988)

بر اساس انجیل زندگی کنید

آرامش فکر در نتیجه زندگی کردن هماهنگ با حقیقت به دست می‌آید. شما نمی‌توانید خشنود باشید وقتیکه شما متفاوت از آنچه شما به آن اعتقاد دارید زندگی ‌می‌کنید. سی. اس. لوئیس می‌نویسد ، " مسیر صحیح نه فقط به آرامش بلکه به دانش نیز منجر میشود. وقتیکه یک مردی بهتر میشود ، او بیشتر و بیشتر شیطان را که هنوز در او باقی‌مانده است به شکل واضح درک میکند. وقتیکه یک مردی بدتر میشود ، او بدی خود را کمتر و کمتر متوجه میشود. یک مرد نسبتا بد میداند که او خیلی خوب نمی‌باشد: یک مرد کاملا بد فکر میکند که او خیلی خوب است. این واقعاً حضور عقل است. شما خواب را درک میکنید وقتیکه شما بیدار هستید ، نه وقتیکه شما در حال خواب هستید ... شما میتوانید طبیعت تاریکی را درک کنید وقتیکه شما هوشیار هستید ، نه وقتیکه شما مست هستید. آدمهای خوب در مورد هم خوب و هم بد میدانند: اما آدمهای بد درباره هیچ کدام از آنها نمی‌دانند. " (لوئیس ، 1952)

یک تغییر قلبی بزرگ

بعد از اینکه من برای مدتی تحت درمان بودم و به شکل وسیعی مطالعه میکردم و در جلسه‌های گروه پشتیبان شرکت میکردم ، من احساس کردم که من پیشرفت خوبی داشته‌ام. من یکسری بارهایی را که از زمان کودکی با خودم حمل میکردم را از خودم باز کردم ، رفتارم را تحت کنترل قرار دادم و داشتم از نظر احساسی رشد میکردم. اما به گونه‌ای آنها کافی نبودند. من به فکر کردن درباره نیازم ادامه میدادم که از نظر روحانی از خداوند زاده شوم ، من می‌خواستم که یک تغییر قلبی قدرتمند داشته باشم بدین منظور که دیگر من نخواهم کار شیطانی انجام دهم بلکه همیشه کارهای خوب انجام دهم. بنابراین من در مورد جبران عیسی مسیح و رحمت خداوند مطالعه کردم. اتفاقات بزرگی در فرایند درمان می‌افتد اما بهبودی نهایی وابسته به قدرت خداوندی است.

بعضی افراد اصول انجیل را در ذهنشان می‌دانند ، اما آنها را در قلبشان احساس نمی‌کنند. یک امر کلیدی برای اینکه تغییرات مهم در زندگی شما رخ بدهد این است که انجیل را از ذهنتان به قلبتان انتقال دهید. خیلی از نوشته‌های کتاب مقدس در مورد تغییری صحبت میکنند که در قلب نشات میگیرد. یک تغییر فکری ، از قبیل کسب دانش جدید و تغییر دیدگاه مهم است اما نه به اهمیت تغییر قلبی. وقتیکه شما چیزهایی را در ذهن خود درک می‌کنید شما هنوز نیاز دارید که آنها را در قلب و روح خود نیز احساس کنید. یک تغییر ذهنی از شما نشات می‌گیرد اما یک تغییر قلبی از خدواند نشات می‌گیرد. هر چند که یاد گیری مدیریت شخصی و اصول رفتاری میتواند مطمئنا مفید باشد ، اما هدف نهایی یک سفر معنوی است که با یک تغییر قلبی خاتمه می‌یابد.

برای اینکه حیات ابدی پیدا کنیم ، باید یک تولد مجدد و دگرگونی ایجاد شود. ما نیاز داریم که دوباره زاده شویم تغییری از یک موقعیت پایین و نفسانی به یک موقعیت از تقوی ، جبران گناهان و تبدیل شدن به پسران و دختران خداوند و به این ترتیب به مخلوقات جدیدی تبدیل میشویم.

ازرا تفت بنسون اینگونه می‌گوید که: "منجی‌مان از درون به بیرون کار میکند اما دنیا از بیرون به درون کار میکند." او ادامه میدهد که " دنیا انسانها را با تغییر دادن محیط‌شان می‌سازد . اما مسیح مردان را میسازد سپس محیط آنها را تغییر میدهد. دنیا رفتار انسانی را تغییر میدهد ، اما مسیح طبیعت انسانی را تغییر میدهد." (بنسون ، "زائیده خداوند" ، 1985)

داشتن یک تغییر قلبی قدرتمند به شکلی که شما دیگر میلی برای انجام کارهای شیطانی نداشته باشید به این معنی نمیباشد که شما هرگز دوباره اشتباه نخواهید کرد. ما همه در چالش برای غلبه بر طبیعت نفسانی خودمان هستیم. استفان رابینسون شرح میدهد که " اینکه طبیعت ما خوب است با این حقیقت ثابت شده است که وقتیکه ما هر از گاهی به شکل دیگری عملی می‌کنیم ما احساس بدی پیدا کرده و توبه میکنیم و دوباره به مسیر خود به سمت درستی باز می‌گردیم. شبیه یک عقربه قطب‌نما که ممکن است به این سو و آن سو تاب بخورد اما همیشه به سمت جهت شمال باز می‌گردد، بنابراین چنین هستند معتقدانی که ممکن است به شکل موقتی گامهای اشتباهی بردارند اما همیشه مسیر خود را اصلاح کرده و به مسیر اصلی خود باز می‌گردند. این یک ‌طبیعت شفاف برای انجام خوبی است. یک "تغییر قدرتمند" یک تغییر قلبی ، یک تغییر آرزوها ، و یک تغییر مشرب در خصوص اهداف‌مان میباشد. این یک پیروی کامل بر زوال یا یک پیروزی کامل بر علیه طبیعت نفسانی به طور کلی نمی‌باشد. (رابینسون ، 1995)

قلب جایگاه احساسات شماست ، اما این همچنین خانه روح شماست. احساسات تاثیر جهت بخش و آرام روح را ندارند. آنها به آسانی حالت نفسانی به خود می‌گیرند. کار کنید تا اینکه روح را در قلب خودتان نگاه داشته تا اینکه احساسات شما را راهنمایی کرده و معتدل گرداند. " همه گناهان را از خود دور بریزید که به موجب آنها شما خطا کرده‌اید ؛ و برای خود یک قلب و یک روح جدید بسازید ... " (حزقیل). این یک فرایند احیاء روزانه است تا بوسیله آن قلبهایمان را پاک ، در راه راست و به طور مناسبی در جهت روح القدس نگاه داریم.

در نوشته سعادتهای جاودانه ما میخوانیم " و خوشبخت همه آن کسانی هستند که خودشان را برای تقوی به گرسنگی و تشنگی می‌اندازند ، باشد که این گرسنگی و تشنگی آنها توسط روح القدس جبران شود. (کتاب مقدس) بارک پیترسون توضیح میدهد که " کتاب مقدس نمی‌گوید که " درستکاران مورد رحمت خداوند هستند به خاطر اینکه آنها درستکار هستند ، این آشکار است. اما کتاب مقدس می‌گوید که آنهایی مورد رحمت خداوند قرار میگیرند که نیکوکار هستند و یا آنهایی مورد رحمت خداوند قرار میگیرند که نیکوکاری را بیش از هر چیز دیگری می‌خواهند." (پیترسن ، 1996) شما میتوانید از روح القدس اشباع شوید حتی وقتیکه در بین مشکلات قرار گرفته‌اید.

غرور

ازرا تفت بنسون یک خطبه بزرگی در مورد غرور میدهد که در آن او میگوید " غرور اساسا در طبیعت رقابت آمیز است. اراده ما با اراده خداوند رقابت میکند. وقتیکه ما غرور خود را به سمت خداوند هدایت میکنیم ،احساس میکنیم که این اراده ماست که این کار را انجام میدهد و نه اراده خداوند. غرور نمیتواند حاکمیت خداوند را بپذیرد که در آن خداوند دستوراتی برای زندگی ما می‌دهد. آنها ادراک خود را از حقیقت در موقعیت رقابتی با دانش بینهایت خداوند قرار میدهند ... فرد مغرور آرزو میکند که خداوند با او موافق باشد. او تمایلی ندارند تا اعتقادات خود را تغییر دهد تا اینکه موافق اعتقاد خداوند باشد. " (بنسون ، " از غرور برحذر باش." ، 1989) او بیشتر توضیح میدهد که تمرّد یک نیروی ذاتاً آمیخته با غرور در برابر کسی است که اختیار امور ما به دست اوست. این میتواند والدین ، پیشوای مذهبی ، یک معلم و در نهایت خداوند باشد. یک فرد مغرور از این نفرت دارد که شخص دیگری بالاتر از او باشد. او فکر میکند که این فکر رتبه او را تنزل میدهد.خودخواهی یکی از صور معمول تر غرور هستند. اینکه " چطور هر چیزی بر من تاثیر می‌گذارد" مرکز همه مسائل قرار میگیرد همانند خودبینی ، ترحم به خود ، خود شکوفایی دنیوی ، ارضاء خویشتن و خود محوری." (بنسون ، " از غرور برحذر باشید" ، 1989) پادزهر غرور فروتنی ، خونسردی و اطاعت است.

یکی از دوستان من هرگز در جستجوی یک درمانگر نبود زیرا او ترسیده بود از اینکه این موضوع محرمانه فاش گردد و کسی از گرایشات او به همجنس اطلاع پیدا کند. غرور و نگرانی او در مورد وجه بیرونی او مانعی برای او میشد تا اینکه او کمکی که برای حل کردن مشکلاتش نیاز داشت را از کسی بگیرد.

تسلیم شدن به خداوند

آیا شما می‌پذیرید که زندگی بر اساس ضوابط خداوند باشد یا اینکه اصرار میکند که مسائل زندگی بر اساس ضوابط خودتان باشد؟

ما نیاز داریم که به جذبه روح‌القدس تسلیم شویم ، بر اینکه یک مرد طبیعی باشیم غلبه کنیم ، و فرمانبرداران خداوند بوده و به خواست خداوند تسلیم شویم. مطیع بودن و فروتن بودن به معنی این است که ما خودمان را به ضوابط خداوندی تسلیم می‌کنیم. ما باید همه چیز را به او بسپاریم. قول‌های نیمه کاره به موفقیت‌های نیمه کاره ختم میشوند.

ازرا تفت بنسون اینگونه شرح میدهد که " مردان و زنانی که در زندگیشان به خداوند متوسل میشوند کشف میکنند که او میتواند بسیار بیشتر از آنچه آنها میتوانند انجام دهند ، انجام دهد. او لذت آنها را عمیق کرده ، بصیرت آنها را گسترش داده ، ذهن‌های آنها را تیز کرده ، عضلات آنها را قوی کرده ، روح‌های آنها را بلند کرده ، نعمات آنها را چندین برابر کرده ، فرصت‌های آنها را افزایش داده ، روح‌های آنها را آسایش داده ، دوستان آنها را افزایش داده و آرامش را بر آنها جاری می‌گرداند. (بنسون ، 1988)

هوارد هانتر هشدار از عواقبی می‌دهد در صورتیکه ما تسلیم خداوند نشویم. " بی‌تفاوتی نسبت به منجی‌مان و قصور در اجرای فرامین خداوند برای ما عدم اطمینان ، ناراحتی درونی و مجادله را به بار می‌آورد. اینها مخالف آرامش هستند. آرامش فقط وقتی به سراغ یک فرد می‌آید که او بدون قید و شرط تسلیم خداوندی شود که شاهزاده آرامش بوده و این قدرت را دارد تا اینکه آرامش را به بندگانش اعطا بفرماید." (هانتر ، 1988)

رندی والترز می‌نویسد ، " برای چندین سال ترس من از طرد شدن من را از جستجو برای کمک باز داشت. من ادامه دادم تا اینکه از اراده محض خودم برای از بین بردم مشکلاتم استفاده کنم. من متقاعد شدم که با یک زندگی پرهیزکارانه به اندازه کافی من خودم میتوانم از عهده آنها بر بیایم. هر چه که من سعی میکردم تا گرایشات به همجنس خود را قلع و قمع کنم اما آنها نمی‌مردند. فقط بعد از اینکه من تواضع پیشه کردم و اقرار کردم که من دیگر نمیتوانم به نفسم اعتماد کنم ، کمکی که من نیاز داشتم دریافت کردم وقتیکه من اراده‌ام را به منجمی‌مان تسلیم کردم." (هاید ، 1997)

در دعای روزانه به درگاه خداوند اقرار کنید که شما به خودی خودتان نیروی اینکه بر مشکلات خودتان غلبه کنید را ندارید. از او بخواهید که برای شما کمک اضافه‌ای را که نیاز دارید فراهم کند. دوست من تاد می‌نویسد " من اعتقاد دارم که ما یک پدر آسمانی مهربان داریم که عمیقا نگران آسایش ماست ، و وقتیکه ما از او میخواهیم تا به ما در مشکلی کمک کند ، او کمک میکند. گاهی اوقات کمک میتواند همراه با نومیدی باشد ، زیرا ما باید اغلب منتظر کمک از راهی که او برای ما در نظر گرفته است باشیم و نه راهی که ما برای خودمان در نظر گرفته‌ایم. و اغلب این فرایند برای دست یافتن به اهداف مورد نظرمان میتواند طولانی مدت باشد. من اعتقاد دارم که این مدت زمان انتظار اغلب برای این است که ما رشد کرده و اعتقاد خود را به کار گیریم ... که تقریبا همیشه با تعدادی تجربه آموزنده همراه می‌باشد. "

فعالیت معنوی

از نظر معنوی فعال باشید که به معنی این است که فعالیتهایی معنوی فراتر از رفتن به کلیسا داشته باشید. مشکلات زندگی یا شما را چنان از خود راضی میکند که شما از اعتقادات مذهبی خودتان و آنچه برای شما مهم است رانده میشوید یا اینکه شما را چنان وادار میکند که سخت کار کنید تا اینکه به چیزها و ثروت‌های دنیوی نزدیکتر شوید. آنچه شما در گذشته کسب کرده‌اید ارتباط کمی به این دارد که الان امروز شما چه کسی هستید. اگر شما دستاوردهای بزرگی در گذشته داشته‌اید ، مبارک است ! اما شما الان در حال چه کاری هستید؟ اگر شما هنوز بر تجارب معنوی از سالها پیش تکیه میکنید ، از خودتان بپرسید چرا شما الان تجارت معنوی ندارید.

مطالعه کردن کتب مقدس

هر روز کتاب مقدس را بخوانید. این میتواند یکی از مفیدترین کارهایی باشد که شما میتوانید انجام دهید ، نه فقط برای اینکه جواب‌هایی که شما می‌خواهید پیدا کنید ، بلکه برای اینکه به یک سطحی از معنویت برسید که به شما کمک کند بر وسوسه‌ها غلبه کرده و به کار کردن بر طرح عملی خود ادامه دهید. کتاب مقدس را به شکل شخصی مورد استفاده قرار دهید. برای مثال درباره آیه جان 3:16 اینچنین فکر کنید: " برای خداوندی که عاشق من است ، که یگانه پسرش را (برای من) داد ، تا اینکه اگر من به او اعتقاد داشته باشم من نابود نخواهم شد بلکه حیات جاودان خواهم داشت." یا اینکه نام خود را جایگزین کنید " برای خداوندی که عاشق جانسون است که یگانه پسرش را (برای من)داد، تا اینکه اگر جانسون به او اعتقاد داشته باشد ، جانسون نابود نخواهد شد ، بلکه حیات جاودان خواهد داشت." کتاب مقدس به شکل  شخصی در مورد شما کاربردی است. قولهایی که در آن داده شده برای شما شخصا میباشد. مسیح فقط برای گناهان دنیوی فوت نکرد. او برای گناهان شما فوت کرد.

خداوند ما را شخصا مورد ملاحظه قرار میدهد

استفان رابینسون در کتابش با عنوان " تبعیت از مسیح" اینگونه شرح میدهد ، " ما خدا را فراموش کردیم ، او امتیازها و انتقادهای مربوط به هر فرد را تطبیق داده تا اینکه عاقبت هر فردی به شکل شخصی ساخته شود. کتاب مقدس با این دیدگاه یک سری مقررات که برای همه به یک اندازه باشد نمیباشد. خداوند ما را در این دنیا در وضعیت‌های متفاوتی قرار می‌دهد و بر اساس آن درباره ما قضاوت میکند. به عنوان مثال در مورد نعمات خداوندی ، این مهم نمی‌باشد که یک بنده‌ای پنج نعمت داشته و دیگری فقط دو نعت داشته است. آنچه مهم می‌باشد این است که هر بنده‌ای با آنچه خدا به او داده است چه کرده است. خداوند به هر کدام از آنها می‌گوید" آفرین ، بر تو که بنده با ایمان و خوبی هستی" (کتاب مقدس) (رابینسون ، 1995)

استفان رابینسون همچنین یک داستان اخلاقی درباره غواصان به ما می‌آموزد (رابینسون ، 1995) در این داستان ، یک غواص مسابقه را می‌برد هر چند که غواصان دیگر وضعیت بهتری داشتند. هر چند که بر حسب ظاهر به نظر می‌رسید که دیگر غواصان بهتر عمل میکنند ، اما او مسابقه را برد به خاطر اینکه او شیرجه‌ای مشکل‌تر از دیگران انجام داد. به خاطر مشکلاتی که ما در زندگی تجربه می‌کنیم ما ممکن است همانند غواص احساس کنیم که امتیازات ما کمتر از حد مطلوب است ، اما خداوند ما را بر اساس مشکلاتی که باید از آنها بگذریم مورد مرحمت قرار میدهد. ما در ازای عکس العمل‌های مناسب در شرایط سخت است که مورد مرحمت خداوند قرار می‌گیریم. این داستانی بود که به من کمک کرد تا بصیرتی را که نیاز داشتم پیدا کنم تا اینکه در مورد دیگران و خودم با دیدگاه محدود خودم قضاوت نکنم.

بروک پیترسن بیان میدارد که " هر کدام از ما با یک کوله‌بار متفاوتی و بی‌نظیری پر از نیروهای مثبت برای غلبه بر چالشهای شخصی که بخشی از زندگی ما را تشکیل می‌دهند به این دنیا آمدیم. ما نباید فراموش کنیم که تعداد این موهبت‌ها و همچنین چالشهایی که هر کدام از ما داریم ، ما را در یک دسته‌بندی بهتر و بدتر قرار نمی‌دهد. آنگونه که ما با کوله‌بار خود روبرو میشویم است که ایجاد تفاوت میکند." (پیترسن ، 1996) او همچنین توضیح داد که " به فردی که بیشتر از دیگری استعداد داده شده است ضرورتا انسان بهتری از دیگری نمی‌باشد و همینطور برعکس ، یک فردی که موهبت‌های کمتری را از جانب مولایمان دریافت کرده لزوما به این معنی نمیباشد که او صلاحیت الوهیت کمتری نسبت به دیگران دارد. به خاطر داشته باشید که مولایمان پاداش یکسانی را برای بندگانش در نظر گرفته بوده است چه فرد دارای دو نعمت بوده و چه اینکه فرد دارای پنج نعمت خداوندی بوده باشد.

راه رستگاری

راسل بالارد چنین می‌گوید " سخت‌ترین سوالات زندگی به نظر میرسد آنهایی باشند که با چرا شروع میشوند. چرا زندگی آنقدر سخت است؟ چرا آنقدر رنج ،  تنفر ، غم در جهان وجود دارد؟ چرا مرگ به سراغ جوانها می‌آید؟ و چرا باید افراد بی‌گناه رنج ببرند؟" (بالارد ، 1995) اینها فقط سوالات عمیقی درباره فنا پذیری است و جواب‌های راضی‌کننده فقط وقتی می‌آیند که ما برنامه رستگاری را درک کنیم. این برنامه بزرگ خداوند برای شادی فرزندانش است. ما فرزندان روحانی والدین آسمانی خود هستیم که با آنها زندگی می‌کردیم قبل از اینکه به این دنیا بیاییم و در قالب بدن‌هایی از گوشت و استخوان ظاهر شویم. این دنیای فانی محل آزمایشی برای ماست تا اینکه خودمان را ثابت کنیم. به خاطر اینکه همه ما اشتباهاتی را انجام می‌دهیم که ما را از بازگشتن به سمت پدر آسمانی‌مان باز میدارد ، مسیح حاضر شد تا اینکه مجازات آنها را بپردازد اگر ما توبه کنیم. مسیح همچنین این را برای هر فردی ممکن ساخت تا اینکه از مرگ فیزیکی نجات یافته و دوباره در روز رستاخیز زنده شود. بدین ترتیب ما ادامه می‌دهیم تا اینکه به شکلی جاودانه زندگی کرده و پیشرفت کنیم.

راسل بالارد به ما یادآوری میکند که  " با تمرکز بر اصول برنامه پدر آسمانی برای شادی ابدی‌مان و زندگی بر اساس آن ، ما میتوانیم خودمان را از شرارت این دنیا جدا بکنیم. اگر ما به درک درست این برسیم که ما چه کسی هستیم ، چرا ما اینجا بر روی این زمین هستیم و کجا بعد از این زندگی فانی خواهیم رفت ، در اینصورت شیطان نمیتواند شادی ما را از طریق هیچ وسوسه‌ای به خطر بیندازد. اگر ما مصمم شویم که بر طبق برنامه پدر آسمانی خود زندگی کنیم ، در اینصورت ما از عاملیت اخلاقی که خداوند به ما داده است استفاده خواهیم کرد تا اینکه بر اساس حقیقت بیان شده عمل کنیم ، نه بر اساس عقیده دیگران یا بر اساس طرز فکر حال حاضر مردم دنیا." (بالارد ، 1995)

دالین اچ اکز میگوید " برای کسی که ایمان دارد ، معنویت لنزی است که از پشت آن دنیا را می‌بیند و مقیاسی است که با آن دنیا را ارزیابی میکند." او به ما یادآوری میکند که " طرز فکر معنوی داشتن به معنی این است که تجارب خودمان را بر حسب دیدگاه وسیعی از جاودانگی دیده و مورد ارزیابی قرار دهیم." (اکز ، 1985)

تا پایان راه صادقانه بردباری کنید

استفان رابینسون شرح میدهد که " بردباری صادقانه تا پایان فقط به این معنی نمی‌باشد که به طور موفقیت آمیزی بر مشکلات یا رنج‌هایمان با استقامت غلبه کنیم هر چند که بعضی‌ها ممکن است به این چیزها متوسل شده باشند تا اینکه بتوانند بردباری کنند. مطمئنا این ارتباط کمی با غلبه شخصی بر موانع و رسیدن به اهداف شخصی دارد. بلکه این به معنی این است که با متوسل شدن به مسیح و کلیسای او در قلمرو بهشتی قرار بگیریم بدون اینکه تعهد خودمان را تغییر دهیم و بدون اینکه اهمیت بدهیم چه اتفاقی می‌افتد. نه بردباری و نه معتقد بودن به معنی این نمی‌باشد که عالی بوده و یا اینکه از تولد تا لحظه مرگ بدون گناه زندگی کنیم ... " (رابینسون ، 1995)

بردباری کردن همچنین به معنی غلبه کردن نمی‌باشد. خیلی از افراد در این زندگی بر معلولیت‌های فیزیکی یا دیگر معلولیتها غلبه نمی‌کنند. خداوند همیشه به دعاهای پر شور و شعف ما با دور کردن چالشها و  مشکلات از ما پاسخ نمی‌دهد. خداوند ممکن است گرایشات به همجنس را از ما دور نگرداند ، اما او از شما در غلبه بر این خواسته‌های نفسانی حمایت میکند با یاد گرفتن اینکه چطور رفتارهای مربوط به گرایش به همجنس را کنترل کنید.

خدمت

یک راه خوب در غلبه کردن بر مشکلاتتان این است که به شخص دیگری کمک کنید تا بر مشکلاتش غلبه کند. بهترین درمان برای غرق شدن در افکار این است که به دیگران خدمت کنیم. در حقیقت بواسطه خدمت به دیگران است که شما یاد می‌گیرید که چطور عشق بورزید که این مساله یک عنصر کلیدی در بهبودی شماست. وقتی که شما دست یاری به سمت دیگری دراز می‌کنید ، مشکلات شما خیلی بزرگ به نظر نمی‌رسند. وقتیکه شما داوطلب میشوید تا به دیگران کمک کنید ، شما از نظر احساسی و فیزیکی احساس بهتری دارید. کمک کردن به دیگران باعث میشود که شما به بیرون از خود متمرکز شوید.

یکی از دوستان من منفعت خدمت به دیگران به عنوان رهبر یک گروه پشتیبان در سازمان "همیشه سبز" را بدین شکل عنوان میکند. " هر چقدر که درسها ، کتابها ، جلسات درمانی ، ویدئو ها و کنفرانس‌ها مفید باشند اما آنها نمیتوانند برای من به اندازه‌ای که خدمت خاموش به دیگران یاد میدهند ، یاد بدهند. هر چه من بیشتر میدهم ، بیشتر دریافت میکنم. به جای اینکه به همیشه سبز به عنوان اکسیری نگاه کنم که همه دردهای مرا درمان میکند فقط به خاطر اینکه من یک صندلی را پر میکنم ،  من برای "همیشه سبز" ارزش دیگری قائل میشوم همان ارزشی که من برای خدمات هفتگی مان در کلیسا قائل میشوم : زیرا با آن فرصت دیگری دارم تا به مسیحیت خود عمل کنم.

دانلود کتاب

 صفحه اصلی سایت

    عناوین توصیه شده :  

رشد مردانگی

به دنیای مردان دوباره وارد شوید!

 

درمان جبرانی همجنسگرایی مردانه  

ژوزف نیکولوسی

 

 

 

نهضت حقوق گی و طرفداری افراطی از گی

علتهای ریشه ای ، پیامدهای همجنسگرایی

راه حل ما: یک سفر چهار وجهی

چگونه بر رفتار همجنسگرایی غلبه کنید