کمک به افرادی که گرایش ناخواسته به همجنس خود دارند.

|صفحه اصلی سایت|   شناخت   |   بهبودی   |   حکایات    |موضوعات مهم|   مقالات   |   کتاب   منابع   | پشتیبانیدرباره ما

نهضت حقوق گی و طرفداری افراطی از گی

نهضت حقوق گی با تلاشهای ساده ای برای بدست آوردن رفتار مساوی و رعایت عدالت برای افراد گی شروع به کار کرد. در طول سالها ، طرفداری افراطی از گی رشد زیادی کرده اند تا به شکل وسیعی سازماندهی شوند و اینکه نهضتی را به خوبی تاسیس کنند تا اینکه عقیده عمومی را راجع به همجنسگرایی تغییر دهد و اینکه راه و رسم خودش را به عنوان روش اصلی در جامعه جا بیندازه. بعضی از این تلاشها در مخالفت با ارزشهای اخلاقی سنتی است و مطرح کردن تهدید برای کسانی است که در جستجوی کمک برای گرایشات ناخواسته به همجنس خود هستند.

 

شناخت گرایش به همجنس

توصیف گرایش به همجنس

نهضت حقوق گی و طرفداری افراطی از گی

گرایش جنسی

 

گرفتاری افراد گی:

گی ها و لزبینها اغلب نامنصفانه رنج می بینند. علاوه بر مشکلات درونی خودشان ، آنها اغلب با امتناع و تبعیض دیگران مواجه میشوند. به جای دریافت عشق و حمایت از خانواده شان ، آنها اغلب از خانواده جدا میشوند. به جای اینکه در گروه های حامی کلیسا پذیرفته بشوند ، آنها خودشون را خارج از کلیسا پیدا میکنند به خاطر اینکه حتی مسیحیان خوب نیز نمی دانند که چطور با فردی که گرایش به همجنس دارد باید برخورد کنند.

افراد گی بعضی اوقات با جواب شدن از طرف صاحبخانه ، اخراج بوسیله کارفرما و حتی حمله های فیزیکی وحشتناک مواجه میشوند. جرایمی که به علت تنفر نژادی است در حال افزایش است و بعضی افراد از ایدز استفاده میکنند تا اینکه بهانه شان را برای این تنفر نشان بدهند. کمتر از 2% جمعیت گی تا سن 65 سالگی زنده میماند. آنها 116 برابر بیشتر از مردم عادی احتمال دارد که به قتل برسند و 24 برابر بیشتر احتمال دارد که به خودکشی دست بزنند. این یک سبک زندگی مشکل است جائیکه ایدز و دیگر عوامل باعث رنج و مرگ زودرس این افراد میشود. عصبانیت تجمعی به خاطر این برخورد نامناسب و نومیدی که به علت مشکلات درونی بوجود میاد معمولا توان زیادی برای نهضت حقوق گی بوجود می آورد.

ایجاد نهضت حقوق گی

افراد گی خسته و درمانده از بدرفتاری که به آنها شده برگشته و شروع به جنگ متقابل میکنند. در دهه 1960 آنها به سادگی از مردم می خواستند که تنها گذاشته بشند. آنها نمی خواستند که بهشون نامی داده بشود و نمی خواستند که برای رفتن به میخانه افراد گی دستگیر بشند. وقتیکه گفتگو و دلیل تراشی نتیجه ای را عاید آنها نکرد آنها شروع کردند تا اینکه سازمانهایی را تشکیل بدهند و استراتژی تظاهرات را توسعه بدهند. همراه استراتژیهای تظاهرات اجتماعی در این دوره ، آنها این موضوعات اجتماعی را به موضوعات سیاسی تبدیل کردند. هر چند که رفتار همجنسگرایی قدمتی به قدمت تاریخ داره ، اما قبلا هیچ وقت هویت اجتماعی فقط بر اساس رفتار جنسی وجود نداشته. نهضت حقوق گی یک تعریف رفتاری گرفت و آنقدر بسط پیدا کرد تا اینکه یک تعریفی از یک گروهی از مردم را پیدا کرد. آنها شروع کردند به اینکه تاریخ را دوباره بنویسند تا اینکه نشان بدهند یونان باستان یک فرهنگ گی داشته. در حالیکه این درست است که یونان باستان یک دیدگاه طبیعی تر نسبت به زندگی داشته است که شامل همجنسگرایی نیز میشده است ، اما هویت گی ای در آن زمان وجود نداشته است. در حقیقت زبان یونانی هیچ لغتی ندارد که معنی گی بدهد. مفهوم یک فرد همجنسگرا در قرن نوزدهم شکل گرفت. هر چند که مفهوم همجنسگرایی قبل از آن در تاریخ استفاده میشد ، اما این به گونه ای دیده میشد از آنچکه شما انجام داده بودید نه از آنچکه شما بودید.

واقعه ای که منجر به توسعه نهضت حقوق گی شد در امریکا در سال 1969 در یک میخانه گی که مهمانسرای استون ول نامیده میشد و در روستای گرینویچ واقع در نیویورک بود ، اتفاق افتاد. که طی این واقعه طرفداران گی با پلیس طی برخوردهایی در یک حالت غیر معمول برای دو روز جنگیدند.

طرفداری افراطی از گی

در طول سالها ، افراد گی سازمانهای مختلفی را تشکیل دادند تا اینکه تلاششان را برای رسیدن به یک رفتار منصفانه و برابر افزایش دهند. در طول زمان ، خیلی از این تلاشهای خوش نیت به آخر خط خودش رسید که شامل خشونت ، خرابکاری و نهضتهای زیرزمینی برای تغییر عقیده مردم و سیاست عمومی میشد. ما به این تلاشها به عنوان طرفداری افراطی از گی یاد  میکنیم.

امروزه ، یک تعداد سازمانهایی که در سطح بالایی سازماندهی شده و به خوبی تاسیس شده اند ، سعی در این دارند تا اینکه عقیده عمومی را به نفع همجنسگرایی به عنوان یک جنسیت جایگزین و عادی شکل بدهند. دو تا از این بزرگترین سازمانها "نیروی طرفداری افراطی از گی و لزبین" و "پدافند قانونی لامبادا و صندوق آموزشی" میباشند.  این گونه از سازمانها سالیانه صدها میلیون دلار برای افزایش تلاشهایی که در اینجا به آنها اشاره شد صرف میکنند.

همجنسگرایی مادرزادی

طرفداران گی از این ایدئولوژی حمایت میکنند که همجنسگرایی مادرزادی و غیر قابل تغییر است. این عقیده که یک نفر میتواند هویت جنسی خودش را تغییر بدهد مهمترین مفهوم هویت گی را زیر سئوال میبرد. به علاوه ، شناخت این مساله که هر کس بخواهد تغییر کند ، پذیرفتن این مساله است که افرادی وجود دارند که اعتراضات ارزشی و اخلاقی نسبت به همجنسگرایی دارند. طرفداران گی ممکن است تا آنجا تلاش کرده تا اینکه ادعای هر کسی را که گرایش جنسی اش را عوض کرده و یا اینکه ترجیحات جنسی اش را تغییر داده است باطل اعلام کنند. آنها ممکن است بگویند که این افراد از اول هرگز گی نبوده اند و یا اینکه ذهن آنها نسبت به اینکه بر همجنسگرایی غلبه پیدا کرده اند شستشو پیدا کرده است. آنها ادعا میکنند که این افراد روزی متوجه میشوند که آنها فقط در حالت سرکوب هویت همجنسگرای واقعی شان بوده اند. این مضحک است که طرفداران گی هیچ مشکلی با این مساله ندارند که یک مرد دگرجنسگرا ممکن است همجنسخواهی نهفته خود را پیدا کند ، اما آنها نمیتوانند این عقیده را تحمل کنند که یک مرد با امیال همجنسگرایی ممکن است هویت دگرجنسگرای خودش را پیدا بکند. جفری ساتینور همچنین میگوید " همیشه افرادی وجود دارند که جویای تغییر هستند اما موفق نمی شوند، حتی بعد از اینکه سالها تلاش میکنند. واضح است که شاید بعضی از این افراد به یک ژست طرفداری از گی برمیگردند و احساس دشمنی نسبت به انجمنهایی پیدا میکنند که آنها  را شکست خورده  و یا حتی فریبکار مورد ملاحظه قرار میدهند."

بهنجارسازی همجنسگرایی

انجمن روانپزشکی امریکا (APA) سازمانی است که برای انجمن تخصصی معین میکند چه چیزی عادی و چه چیزی غیر عادی است. راهنمای آماری و تشخیصی آنها از تعارضات روانی (DSM) یک رساله ای است که بوسیله درمانگران برای تعیین و دسته بندی تعارضات روانی ، احساسی و جنسی مورد استفاده قرار میگیرد. اولین نسخه DSM در سال 1952 انتشار یافت که در آن همجنسگرایی به عنوان یک اختلال روانی دسته بندی شد ، یک نوع سخت از آسیب شناسی روانی.

تا سال 1968 انجمن گی یک تعداد سازمان تشکیل یافته داشت و یکی از اهداف اولیه آنها APA بود. در چندین سال بعد ، تظاهر کنندگان کنفرانسهای APA را گسسته کردند در حالیکه در پشت میکروفون فریاد میکشیدند و کنترل جلسه را به دست می گرفتند. بعد از سه سال همایشهای جسته گریخته ، APA موافقت کرد تا اینکه فعالان گی در فرایند تصمیم گیری دخالت داده بشوند ، هر چند که طرفداران افراد متخصصی در روانپزشکی و یا روانشناسی نبودند. بالاخره در سال 1973 هیئت مدیره این انجمن موافقت کرد تا اینکه اختلال روانی را به گونه ای دوباره تعریف کند که با همجنسگرایی تطبیق پیدا کند. در قبل ، اختلالات با انحراف از یک هنجار به شکل عینی مشخص میشدند ، اما این تعریف جدید میگفت که هنجار باید بیشتر حالت غیر عینی داشته باشد ، که در آن افراد نباید با اختلال روانی به حساب بیایند اگر آنها احساس اضطراب به خاطر شرایط شان نمیکنند و اگر آنها هیچ اختلال عمده ای در عملکرد اجتماعی شان ندارند. با این تعریف مجدد ، همجنسگرایی به عنوان یک نوع اختلال از فهرست DSM-3 حذف گردید.

تصمیم هیئت مدیره APA نه بر اساس آمار و اطلاعات و علتهای بالینی بود و نه عقیده متخصصان شاغل در APA را ارائه میداد. همه پرسی نشان میدهد که اکثریت متخصصان سلامت روان اعتقاد دارند که همجنسگرایی یک هنجار نمی باشد. رونالد بایر در کتابش بنام " همجنسگرایی و روانپزشکی امریکا: سیاستهای تشخیص" توضیح میدهد که چطور تصمیمهای بالینی گرفته شد و فاکتورهایی که آن تصمیمات را تحت تاثیر قرار میداد شکل گرفت. استاندارد غیر عینی هنجار پایه گذار یک سنت خطرناک شد ،به خاطر اینکه بدون یک استاندارد عینی تقریبا هر انحرافی میتواند عادی محسوب شود تا جائیکه شخص به شکل جدی به خاطر شرایطش مختل نشده باشه. به عنوان مثال ، در DSM-4 یکی از معیارهای تشخیص بچه بازی (یک اختلالی که در آن بچه ها به عنوان ترجیح جنسی مورد استفاده قرار میگیرند.) به این شکل بیان میشود که " خیال پردازی ، امیال و رفتار جنسی که اضطرار معین بالینی بوجود بیاورد و یا اینکه اختلال در مسائل اجتماعی ، شغلی و یا در دیگر عملکردهای مهم بوجود بیاورد." چنین تغییراتی همچنین در معیارهایی برای تشخیص سادیسم و مازوخیسم جنسی ، ترانسکشوالی ، تماشاگری جنسی و عریان گرائی بوجود آوردند. انجمن روانشناسی در تلاش برای اینکه از نظر سیاسی صحیح عمل نمایند این تمایز را نمی تونستند قائل بشند که چه چیزی هنجار و چه چیزی درست است.

امروزه ، یک تعداد زیادی از متخصصان از تعهدات سیاسی APA ناراضی بوده و سازمانهایی را تشکیل داده اند که با طرفداری APA از مسائل اجتماعی از قبیل سقط جنین ، محیط زیست ، بکارگیری بیشتر زنان و اقلیتها در محیطهای کاری و دانشگاه ها ، حقوق گی ، حمایت گروههای با علایق خاص و موارد دیگری که با تخصص روانپزشکی نامرتبط میباشد، مخالفت میکند.

حذف همجنسگرایی به عنوان یک اختلال در DSM همچنین یک نتیجه منفی در تحقیقات بالینی درباره همجنسگرایی داشته است. این خیلی مشکل است که سرمایه و شناسایی رسمی بدست آورد در مورد مساله ای که در لیست رساله آماری و تشخیصی قرار نگرفته باشد. یکی از معدود سازمانهایی که در حال حاضر تحقیقات و مستنداتی در زمینه موفقیتهای بالینی در درمان همجنسگرایی دارد انجمن ملی تحقیق و درمان همجنسگرایی (NARTH) میباشد.

نهضت سعی در انکار درمان میکند

طرفداران گی نه تنها در جستجوی این هستند که همجنسگرایی را عادی جلوه دهند بلکه همینطور سعی در متوقف کردن تلاشهای یک نفر برای تغییر همجنسگرایی دارند. آنها اعتقاد دارند که چنین تلاشهایی به سادگی به منزله ترس از همجنسگرایی درونی شده شخص و نفرت از خود شخص میباشند ، و اینکه تنها راه حل سالم برای احساسات همجنسگرایی این است که هویت گی را بپذیریم. آنها در جستجوی این هستند که کار متخصصینی که برای رهایی فرد از همجنسگرایی کمک میکنند را از نظر حرفه ای غیر اخلاقی جلوه بدهند.

کمیته مسائل لزبین ، گی و دوجنسگراهای انجمن روانپزشکی امریکا سالها در تلاش است که حق افراد را برای دریافت درمان برای گرایشات ناخواسته به همجنس متوقف بسازد و APA را تحت فشار قرار داده است تا اینکه دانشمندان را از مطالعه در مورد درمان گرایشات ناخواسته به همجنس باز دارد. بواسطه تلاش آنها بعضی از انجمنهای تخصصی در ایالات متحده اعلام کرده اند که همجنسگرایی یک اختلال نمیباشد. در سال 1973 ، انجمن روانپزشکی امریکا ، همجنسگرایی را از رساله آماری و تشخیصی اختلالات روانی حذف کردند. قبل از آن ، اختلالات با یک انحراف از یک هنجار عینی مشخص میشدند اما این تعریف مجدد گفت که هنجار باید بیشتر غیر عینی باشد ، یعنی اینکه افراد نباید دارای اختلال روانی در نظر گرفته بشوند اگر آنها در شرایط شان آشفتگی تجربه نمی کنند و اگر آنها هیچ اختلال عمده ای در عملکرد اجتماعی شون ندارند. با وجود اینکه همجنسگرایی دیگر به عنوان یک اختلال دسته بندی نمیشود. درمانگرانی که افراد جویای درمان همجنسگرایی را درمان میکنند ، کار درمان را بر اساس راهنمایی که در DSM-4 بخش 302.9 آمده به عنوان " اختلالات جنسی که معین نشده است" یا "آشفتگی مشخص و مداوم درباره گرایش جنسی" تحت درمان قرار میدهند. با اینحال ، پیشنهادهایی هم در انجمن روانپزشکی امریکا و هم در انجمن روانشناسان امریکا ارائه شده است تا اینکه این مساله را غیر اخلاقی بکند اگر یک درمانگر درمان را به کسانی پیشنهاد بکند که جویای درمان برای اضطرابشان به خاطر امیال همجنسگرایی هستند. چنین درمانگرانی گواهی حرفه ای شان لغو شده و مسئول خسارتهای ناشی از عملکرد خود میباشند.

از آنجائیکه چنین پیشنهادهایی طرفداران  بیشتری را روزانه به خود میگیرند ، این خیلی مهم است که اقدامات پیشگیرانه ای انجام شود تا اینکه حق افراد برای گرفتن درمان تخصصی محفوظ بماند. درمانگرانی که دیده اند چطور افراد میتوانند مورد کمک قرار بگیرند در حال سازماندهی برای پیدا کردن راهی هستند تا اینکه از حقوق بیماران برای خواستن درمان و همینطور از حقوق درمانگرانی که آنها را درمان میکنند دفاع بنماید. در حالیکه این درست است که هیچ کس نباید به زور وادار به درمان شود ، برعکس آن نیز درست است که هیچ کس نباید از درمان منع شود اگر  خودش آن را میخواهد. این یک مساله ایست که مربوط به آزادی شخصی و خودمختاری شخص میشود.

همجنسخواهی نهفته

طرفداران گی دوست دارند که شما این اعتقاد را داشته باشی که همجنسخواهی نهفته در همه مردان وجود دارد به خاطر اینکه این به آنها تا جائی اعتبار میده که اعلام کنند همجنسگرایی طبیعی است و تا حدی در هر کسی اتفاق میافتد. آنچه آنها همجنسخواهی نهفته نامگذاری میکنند چیزی بیشتر از امیال صحیح برای همراهی ، پذیرش و روابط سالم نیست. تنها چیزی که همجنسگرایی به شکل پنهان بیان میکند این است اگر این نیازها با روابط سالم برآورده نشوند ، آنها میتوانند به همجنسگرایی منجر شوند.

ترس از همجنسگرایی

"ترس از همنجسگرایی" به عنوان یک تنفر غیر منطقی یا ترس نسبت به همجنسگرایی بیان میشود. هر چند که موارد مشروعی از هموفوبیا وجود دارد ، استفاده از این واژه آنچنان گسترش داشته که در بحثهای سیاسی و اجتماعی نیز از آن استفاده میشود. هر چند که یک ترس اساسا یک بیماری روانی است ، در دوره جدید این تعریف به گونه ای تعریف یافته که "یک تنفر غیر منطقی ، عدم پذیرش و یا ترس از همجنسگرایی ، مردان و زنان همجنسگرا و یا فرهنگ آنها میباشد." طرفداران گی از این واژه به طور معمول استفاده میکنند تا اینکه به هر کسی که با هر جنبه ای از دیدگاه طرفداران گی مخالف است اشاره کنند. آنها کسانی که تعهدات اخلاقی بر خلاف دیدگاه آنها دارند را هموفوبیک خطاب میکنند هر چند که این اعتقادات نشانه ای از یک روان پریشی نباشند و حتی اگر آنها ضرورتا غیرمنطقی یا منزجرانه نباشند. آنها همچنین کسانی را که میخواهند مشکلات همجنسگرایی خود را حل کنند و نیز درمانگرانی که به آنها کمک میکنند را هموفوبیک مورد ملاحظه قرار میدهند. بعضی طرفداران گی تقریبا یک دیدگاه روان رنجور نسبت به افراد دگرجنسگرا دارند و همه رنج افراد دگرجنسگرا را در زندگی به خاطر هموفوبیای اجتماعی و یا شخصی آنها میدانند.

حقیقت این است که افرادی که نسبت به افراد همجنسگرا خصمانه بوده معمولا متعصب هستند به این معنی که آنها یک عقیده ای بر خلاف آنها دارند بدون اینکه پایه و اساس کافی داشته باشند ، اما هموفوبیک نیستند. آنهایی که با دیدگاه طرفداری از گی مخالف هستند ممکن است این دیدگاه را با یک اعتقاد راسخ به شکل مشروع داشته باشند ، که یک عقیده محکم است. همچنین کسانی که با همجنسگرایی به خاطر زمینه های مذهبی و اخلاقی مخالفند نیز عقیده محکمی در اینباره دارند ، نه اینکه یک ترس و یا تبعیضی در اینباره داشته باشند.

طرفداران گی معمولا ویدئوی افرادی را که در تلاش برای تغییر گرایش به همجنس هستند را با عناوینی چون " هموفوبیای درونی شده" لکه دار میکنند. آنها تلاش برای غلبه بر گرایش به همجنس را به عنوان تنفر و تعصب در برابر گی ها و لزبینها در نظر میگیرند. آنها عقیده ندارند که افراد میتونند به شکل صحیحی از گرایش به همجنس خود ناراضی باشند. آنها اعتقاد دارند که منشاء ناخوشی میتواند در اعتقادات راسخ اخلاقی و قضاوتهای مذهبی باشد. آنها به سادگی مساله را اینجوری میبینند که در نتیجه یک جامعه هموفوبیک تقصیر و گناه به زور به افرادی وارد میشود که با یک اخلاق دگرجنسگرا مطابقت ندارند.

در کتاب تامی بروس با عنوان "پلیس جدید فکر" اون تاکتیک های قلدرانه بعضی گروه های طرفداری افراطی از گی را تشریح میکنه که شامل اختراع و تکثیر الفاظی همچون هموفوبیا تا ترساندن و سکوت مخالفین میشود.

نطق آزاد

هر چند که طرفداران برای حقوق گی می جنگند ، آنها همچنین مشتاق به نظر میاند تا نطق آزاد کسانی را که با برنامه آنها موافق نیستند را محدود کنند. برای مثال وقتیکه راگی وایت بازیکن فوتبال حرفه ای و کشیش درباره رفتار همجنسگرایی به عنوان یک گناه صحبت کردند ، این مساله باعث یک سیلاب از حرفهای زننده از جانب طرفداران گی شد که اون را جاهل ، احمق و عقب افتاده لقب دادند.

مسائل سیاسی

طرفداران گی مسائل اجتماعی و فرهنگی را به مسائل سیاسی تبدیل میکنند و به اشکال گوناگون سعی میکنند تا یک موقعیت اقلیت بدست بیارند. آنها خودشون را به عنوان یک دسته اقلیت از مردم که مورد ستم قرار گرفته اند تعریف میکنند و برای حقوق مدنی می جنگند. آنها گی بودن را با حقوق گی ترکیب میکنند بنابراین آنهایی که مخالف حقوق گی هستند به عنوان متعصب هایی دیده میشند که از افراد گی متنفرند. این رویه حقوق مدنی یک احساسی از نهضت تساوی نژادی به خودش میگیره و به جمع جماعت گی یک مقدار قدرت زیادی را میدهد. آنها از کاندیداهای سیاسی گی و یا گی-دوست حمایت میکنند تا اینکه قانونگذارانی معرفی کنند تا اینکه به آنها کمک کنه جنبشهاشون را به سمت جلو حرکت بدهند. شما حق دارید تا اینکه به قانونگذاران خود اجازه دهید موقعیت شما را درباره موارد اجتماعی بدانند و در همه پرسی که به شکل اخذ رای انجام میشود رای دهید. رای برای نمایندگانی که استانداردهایی که شما به آن معتقدید را حمایت میکنند. انجمن ملی تحقیق و درمان همجنسگرایی (NARTH) یا گزارش لامبدا میتواند به شما کمک کند تا درباره مسائل جاری مطلع باشید.  

مسائل قانونی

علاوه بر فرایند قوه مقننه ، طرفداران همچنین به فرایند قضایی توجه میکنند. آنها قضات گی و یا گی-دوست را شناسایی میکنند و دادخواهی هایی را به آنها معرفی میکنند که قانون موضوعه را به نفعشان پایه ریزی کند. برای مثال ، به جای اینکه به رای دهندگان اجازه دهند تصمیم بگیرند به اینکه ازدواج گی قانونی باشد یا خیر ، آنها به دنبال قضاتی هستند که دیکته کنند جامعه ازدواج گی خواهد داشت چه اکثریت جامعه این را به بخواهد و چه نخواهد. آنها به خیلی تغییرات بوسیله روشهای غیر دموکراتیک و غیر سیاسی رسیده اند. حقوق گی بوسیله قضات فدرال و ایالات ایجاد شده است هر چند که چیزی به شکل بیانیه ، متن و یا ساختار صریح در قانون اساسی امریکا وجود ندارد که پیشنهاد یک حق مرتبط با قانون اساسی و نه حتی یک حق بنیادی راجع به اظهار مسائل جنسی بدهد. (حال این اظهار مسائل جنسی میتواند درباره دگرجنسگرایان و یا همجنسگرایان باشد.)

مسائل اجتماعی

برنامه طرفداران گی نه تنها حق به کار گیری و جشن گرفتن برای همجنسگرایی را به شکل آزاد میخواهد بلکه موافقت جامعه را نیز میخواهد. هر چند که زوج های گی میتوانند خیلی از منافع ازدواج را بنابر قانون زندگی مشترک داشته باشند ، طرفداران در جستجوی این هستند که ازدواج گی را قانونی کرده و ساختار سنتی خانواده را دوباره تعریف کنند. آنها کار میکنند تا منافع بیشتری در حضانت بچه ، حقوق ملاقات با بچه و همینطور حق پذیرفتن اولاد را داشته باشند. آنها در حال توسعه دادن نسبی نگری مسائل اخلاقی هستند به شکلی که میگویند " این ممکن است که برای تو نادرست باشد ، اما نه برای من." آنها همچنین در جستجوی یک تعریف مجدد برای جنسیت هستند با این هدف که برای انسانها پنج جنسیت به جای دو جنسیت در نظر گرفته شود. وقتیکه از تعصبات مذهبی آزاد شوند ، یک فرد میتواند انتخاب کند که کدامیک از این جنسیتها را داشته باشد مرد ، زن ، گی ، لزبین یا ترانسکشوال.

این تلاشها یک خطر جدی برای خانواده سنتی و ارزشهای خانوادگی و مفهوم الهی ازدواج بین مرد و زن ایجاد میکند. و همینطور برای نقشهایی که خداوند برای مردان و زنان در نظر گرفته است.

مسائل آموزشی

طرفداری افراطی از گی تلاش میکند تا معلمان و مشاوران مدارس گی و طرفدار-گی را افزایش دهد ، افرادی که در موقعیتی هستند که میتوانند بر روی ارزشهای بچه ها تاثیر بگذارند. پسرها اغلب درباره مسائل جنسی در دوران بلوغشان دچار یکجور سرگشتگی میشوند ، و یک مشاور گی تلاش میکند که به آنها کمک کند تا اینکه به هویت گی خود نزدیک شده و آن را بپذیرند و این ممکن است که به سرگشتگی بیشتر بچه ها بیافزاید و آنها تصور کنند که آنها واقعا گی هستند. پروژه 10 یک برنامه مشاوره ای طرفدار-گی در ناحیه مدارس یکپارچه لس آنجلس است که به نوجوانها کمک میکند تا اینکه هویت گی ، لزبین یا دوجنسگرای خود را بپذیرند. این برنامه به شکل منحصر بفردی از مشاورین با هویت گی و ادبیات کاملا دقیق درباره مسائل جنسی برای دانش آموزان به شکل وسیع استفاده میکند تا اینکه در یک تحقیق تهاجمی به دنبال تعداد افسانه ای 10% از دانش آموزان باشند که گی هستند.

در مدارس نیویورک ، کلاس اولی ها میبایستی که کتابهایی از قبیل "خاربن دو همخانه مادر و دو همخانه پدر دارد" را بخوانند تا بدین وسیله با ارزشهای سنتی که در خانه به بچه ها آموزش داده شده مقابله به مثل کنند. دبورا گلیک ، خانم لزبین عضو پارلمان توضیح داد که چرا کلاس اولی ها در مرحله اول نهضت طرفداری از گی هستند. " خیلی از والدین مقدار زیادی تعصب و بیزاری دارند که از نسلهای قبل به آنها انتقال پیدا کرده است ... و حقیقت این است که ما به عنوان یک جامعه ، اگر ما میخواهیم که آزاد و دادگر باقی بمانیم باید یک وزنه تعادلی پیدا کنیم برای آنچکه بچه ها ظاهرا در خانه آن را یاد میگیرند. " چنین تلاشهایی قصد دارد تا اینکه یادگیری ارزشهای اخلاقی در خانه را باطل کند. برنامه های طرفداری از گی مدارس آموزشهای جنسی را ترتیب میدهد که شامل پذیرش همجنسگرایی به عنوان یک سبک زندگی سالم میباشد و بچه ها را تشویق میکند تا اینکه جایگزینهای را بشناسند. آموزش بیماری ایدز اغلب یک راه اصلی برای تلقین فکری طرفداری از گی میباشد. چنین برنامه هایی "سکس ایمن تر" را آموزش میدهد اما به ندرت پرهیز را به بچه ها یاد میدهد.

اگر یک نوجوان درباره جنسیت خود  یا هویت جنسی خود دچار سرگشتگی شود این خیلی مهم است که او یک شخص یا گروه امن و بیطرف داشته باشد که در این رابطه با آنها صحبت کند. ولیکن ، مشاورین طرفدار- گی مدارس و کلوپ های گی به ندرت امن و بیطرف هستند. مشاورین ، ناصحین کلوپ  و سخنگوهای میهمان معمولا حامی ارزشهای سنتی نمی باشند. آنها به جای اینکه زمان بگذارند تا اینکه احساسات و گرایشات بچه ها را دسته بندی کرده و یک تصمیم آگاهانه بگیرند ، معمولا دانش آموزان را تشویق میکنند که " هویت همجنسگرای خود را آفتابی کنید."

اگر شما به این تلاشهای طرفداران اعتقادی ندارید یک پاسخ بیطرفانه برای مواجه شدن با این طرفداران به شکل مستقیم کافی است. ولیکن ، تجربه نشان میدهد که عموما این مواجه یک اتلاف وقت است اگر شما سعی کنید تا با آنها بحث کنید تا به یک نتیجه دوطرفه برسید. بنابراین شما ممکن است تصمیم بگیرید که پیشگیری کننده باشید به جای اینکه واکنشی بخواهید عمل کرده و با مدیر مدرسه و هیئت مدیره مدرسه درباره این مسائل بحث کنید. اگر معلمانی قوانین ایالتی را درباره فعالیتهای آموزشی دنبال نمیکنند ، از آنها به شکل قانونی شکایت کنید. برنامه های مدرسه باید متعادل باشند و نباید ارزشهای سنتی راجع به مسائل جنسی را کوچک و خوار کنند.

مسائل مذهبی

برنامه های گی عادی سازی کشیش های همجنسگرا را تشویق کرده و یک تعریف مجددی از خداشناسی ارائه میدهد برای اینکه برای سبک زندگی همجنسگرایی آسایش ایجاد کند. طرفداران گی آموزش میدهند که مخالفت مذهبی با همجنسگرایی تعصب است و باید متوقف شود. متاسفانه ، آنها در حال راه اندازی یک اولویت قانونی برای حقوق گی نسبت به حقوق مذهبی هستند. این مورد خبری در روزنامه اینترسورز امریکا در آوریل 1988 چاپ شد: " دادگاه استیناف واشنگتن دی. سی. فرمان داده است که دانشگاه جورج تاون [یک سازمان کاتولیک خصوصی] از گروههای همجنسگرا در محوطه دانشگاه حمایت کنند. دادگاه اعلام کرد که سیاست دانشگاه جورج تاون که از حمایت سازمانهای گی به خاطر اینکه رفتار همجنسگرایی مخالف با اصول کاتولیک است امتناع میکند، بر اساس گرایشات جنسی که وجود دارد یکجور تبعیضانه است و یک تخلفی نسبت به عمل به حقوق انسانی منطقه واشنگتن دی.سی. میباشد. دادگاه همچنین اعلام کرد که "گرایش همجنسگرایی هیچ چیز را درباره توانائیهای انسان و یا تعهداتش در خصوص مسائل مذهبی نمی گوید. تمایل جبری حکومت به حذف کردن تبعیض بر علیه همجنسگرایی بر آزادی مذهبی سنگینی میکند."

پاسخ بعضی از افراد با ارزشهای انسانی سنتی این است که به نهضتهای صلیبی ضد گی بپیوندند که هیچ کاری برای کاهش شیوع همجنسگرایی نمیتواند انجام دهد ، اما به سادگی گی ها را متقاعد میکند که جایی برای آنها در مذهب وجود ندارد. موثرترین کاری که شما میتوانید در اینباره انجام دهید این است که به دیگران درباره این مسائل بر اساس آنچکه در انجیل (یا کتاب مقدس شما) آمده است توضیح دهید. به خاطر داشته باشید که این جنگ بر علیه افرادی نیست که گرایش به همجنس را تجربه میکنند ، بلکه بر علیه تبلیغاتی است که آموزش داده میشود.

طرفداری جنگ طلبانه 

یک عده کمی از گروه های طرفدار سیاسی تاکتیک های ستیزه گرانه دارند. به علت اینکه احساس میکنند که در مورد آنها اشتباهی صورت گرفته یا سرکوب شده اند ، حالا آنها دیوانه وار میجنگند و به شکل دهن دریده در صورت شخص اینکار را انجام میدهند. آنها اغلب تهدید میکنند یا باعث خسارتهایی به اموال یا جراحات فیزیکی میشوند. این افراد گی جنگ طلب توجه مطبوعات را به خودشون جلب میکنند و این برداشت را میرسانند که افراد گی در حاشیه مسائل اجتماعی قرار گرفته اند.

ACT UP یک سازمان متمرد از قانون است که تصمیم گرفت با مسائلی از تبعیض بر علیه کسانی که ویروس HIV یا ایدز را دارند مواجه بشود. این سازمان بیشتر از یکصد بخش در ایالات متحده و خارج از آن دارد. ملت عجیب بوسیله بعضی اعضاء ACT UP شکل گرفت که میخواستند انرژی خود را خصوصا بر مسائل حقوقی گی و لزبین متمرکز کنند. بر اساس یکی از موسسین این گروه " ما میخواستیم که یک عمل مستقیم انجام بدهیم ، تا اینکه به خیابونها بریزیم ، جیغ بزنیم و فریاد بکشیم ، تا اینکه به شکل خیلی واضحی اعتراض خودمون را بر علیه خشونت و تبعیض ضد-گی اعلام کنیم. " این گروهها به نهایت متعصب هستند تا اینکه عموم مردم را متعجب میکنند ،تا جائیکه علائم هرزه یا نقاشیهایی با عنوان " ما عجیب و غریب هستیم ، ما اینجا هستیم." را بر علیه ارگانهایی که آنها هموفوبیک میپندارند استفاده میکنند. به خاطر اینکه اسامی همچون "عجیب و غریب" و "خرحمال" برای تمسخر بر علیه افراد گی استفاده شده است ، این گروههای افراطی از این لغات استفاده کرده  تا اینکه از آن به شکل پیشگیرانه به عنوان یک ضربه ارزشی استفاده بکنند. 

بعضی از این گروهها هدف "آفتابی کردن" دارند .آنها هدفشون این است که یک فردی را بشناسند که گی هست و سپس اون را مجبور کنند تا اینکه آفتابی بشه و به همکاران ، خانواده و دوستانش اطلاع بده که اون گی هست. هر چند که آنها این کار را بر علیه خواسته های فرد انجام میدهند ، بعضی اوقات آنها شغلهای افراد را تخریب کرده و خانواده آنها را از هم می پاشند ، آنها احساس میکنند که اینکار به هدف بزرگتر نهضت گی سود می رسانه وقتیکه نشان داده بشود که تعداد بیشتری از مردم گی هستند. تعیین هویت کردن افراد برجسته و موفق به عنوان گی به نظر میرسد  که اعتبار بیشتری برای نهضت بوجود میاره.

رسانه ها

طرفداران گی در جستجوی زمان و فضای مساوی در رسانه ها هستند و نویسندگان و تولیدکنندگان را تشویق میکنند تا اینکه مطالب گی بیشتری را در کارهاشون وارد کنند و یک تصویر مثبت از افراد گی نشون بدهند. از آنجائیکه تعداد زیادی تولید کننده  و روزنامه نگار آزادی خواه طرفدار-گی وجود داره ، آنها خیلی در معرض عموم بدینوسیله نمایش داده میشوند.

به عنوان یک شهروند دلواپس ، شما میتوانید عقیده خود را به دارندگان رسانه و کارگردانها اظهار نمائید تا اینکه ارزشهای سنتی بر اساس خانواده بیشتر مورد توجه قرار گیرد. شما میتوانید کتابخانه های محلی را تشویق کنید تا اینکه کتابهای بیشتری راجع به همه موارد همجنسگرایی داشته باشند و شامل این حقیقت باشند که مشکل همجنسگرایی قابل حل میباشد.

 

دانلود کتاب

 صفحه اصلی سایت

    عناوین توصیه شده :  

رشد مردانگی

به دنیای مردان دوباره وارد شوید!

 

درمان جبرانی همجنسگرایی مردانه  

ژوزف نیکولوسی

 

 

 

نهضت حقوق گی و طرفداری افراطی از گی

علتهای ریشه ای ، پیامدهای همجنسگرایی

راه حل ما: یک سفر چهار وجهی

چگونه بر رفتار همجنسگرایی غلبه کنید