کمک به افرادی که گرایش ناخواسته به همجنس خود دارند.

|صفحه اصلی سایت|   شناخت   |   بهبودی   |   حکایات    |موضوعات مهم|   مقالات   |   کتاب   منابع   | پشتیبانیدرباره ما

منابعی برای خانواده و دوستان

توجه: منابعی که در ذیل معرفی شده اند فقط جهت اطلاع میباشد.  اینکه سازمانی در اینجا معرفی شده است به معنی توصیه و یا تائیدی از طرف ما نمیباشد.شما ممکن است با توجه به قابلیت دسترسی به آنها و اعتقادات شخصی خود بخواهید به یک یا چند گروه از سازمانهای ذیل بپیوندید.

 

 

منابع

منابع صوتی و تصویری

لیست کتابها

منابعی برای آقایان

منابعی برای همسران

منابعی برای خانواده و دوستان

منابع مرجع دیگر

عشق و محبت چاره کار است

وقتیکه ما برای اولین بار چالشهای خود را با عزیزترین کسان خود مطرح میکردم ، بزرگترین امید ما به این بود که آنها ما را همانند قبل دوست داشته باشند. گفتن این مساله به آنها خیلی هولناک بود. ما می‌ترسیدیم از اینکه آنها ما را طرد کرده و ما را شرمسار کنند و اینکه شاید زندگی ما را با بدترین پریشانی‌هایی مواجه کنند که ما ممکن بود با آنها مواجه بشیم.

" من به مادرم یک نامه هشت خطی نوشتم تا به اون بگم که چرا من تصمیم به خودکشی گرفتم. من به اون درباره چالش پنهانم با همجنسگرایی گفتم و در مورد این تعارض که احساس گی بودن وجدان من را اذیت میکرد. من به اون در مورد عشق‌بازی کوتاه مدتم با مردی دیگری گفتم که این مساله باعث شده بود من بیشتر از همیشه احساس تقصیر و افسردگی داشته باشم. من متقاعد شده بودم که وقتیکه من نامه را می‌فرستم دیگر من مادرم را نخواهم دید. در عوض ، من یک پاسخ کاملا متفاوت را دریافت کردم.اون به من گفت که به من عشق می‌ورزه و مهم نیست که موضوع اصلا چی باشه. "

فقط تصور بکنید که این چه حس رهایی را برای "جان" به ارمغان آورد! بعدا او با فهمیدن عشق دوستانش نسبت به خودش بهبودی بیشتر حاصل کرد.

"در حالیکه من در حال کار در عربستان سعودی بودم من با یک خانواده امریکایی در آنجا آشنا شدم که من را در خانواده‌شون پذیرفتند. آنها یکچنین عشق و گرمایی را ابراز می کردند که من فقط با بودن با آنها حس بهبودی پیدا می کردم. گذراندن زمان با پدر و پسرها که در اوایل بیست سالگیشون بودند به من این احساس را می داد که من داشتم یک حفره عمیق درونی را که در اشتیاق پذیرش و همراهی مردان بود را پر می کردم. من به پدر خانواده در مورد مشکلم با همجنسگرایی گفتم و او با عشق و حمایت بدون قید و شرط به من پاسخ داد. او یک خوبی و ارزشی در من می دید که من نمی‌تونستم ببینم. "

جان بالاخره به ایالات متحده بازگشت و مشغول به درمانی شد که در آن به ساختن عزت نفس خودش به عنوان یک مرد تمرکز میکرد. وقتیکه اون دوباره خانوده‌ای که اون را پذیرفته بودند در ایالات متحده ملاقات کرد ، او اینچنین گفت:

"پیوند من با آنها خصوصا با پدر و پسرها تقویت شد حتی بیشتر از زمانیکه من به آنها به عنوان جایگاهی امن برای مردانگی و نیکی وصل میشدم. یک عمر آرزوی من برای مورد محبت قرار گرفتن و پذیرفته شدن بوسیله مردان بالاخره محقق شد ، و حالا من می تونستم تا تائید مردان را در اعماق وجودم پیدا کرده و بپذیرم."

همانند جان ما بی هیچ شک و تردیدی احساس میکنیم که مهمترین کاری که شما میتوانید برای یک عضو خانواده و یا دوستی که با گرایشات به همجنس خود چالش دارد انجام دهید این است که فقط آنها را مثل گذشته دوست داشته باشید اما واقعا محبت بیشتری را به آنها بدون قید و شرط نشان بدهید.

هر چند که شما ممکن است در درون احساس کنید که عشق شما به اون با افشاء شدن این مطلب که او به مردان دیگر گرایش دارد ، کم نشده است اما این یافته‌های جدید ممکن است شما را دچار رنج ، سرگشتگی ، غم و حتی عصبانیت کند. در حالیکه این احساسات ممکن است در مورد شما واقعا به جا باشد ،  اما محبوب شما ممکن است اینها را به عنوان نفرت و شرم ببیند و این میتواند مخرب تر از هر چیز دیگری برای روابط بین شما و اون باشد. او نیاز دارد که بداند که شما هنوز به او عشق میورزید و اینکه عشق شما شرطی نمی‌باشد و اینکه شما او را هنوز همانند فرد سابقی می‌شناسید که دوستش داشتید.

او نیاز دارد که بدانید :( اگر این در مورد شما و موقعیت حقیقت داشته باشد)

         اینکه شما تشخیص دهید که اون احتمالا در خلوت خودش برای مدت زیادی رنج می‌کشیده است.

         اینکه شما بدانید او این گرایشات را انتخاب نکرده است و احتمالا اگر او بخواهد آنها از او دور نخواهند شد.

         اینکه شما احساسات او را بر علیه او به حساب نمی‌آورید.

         اینکه شما شجاعت او را تشخیص داده و به آن احترام می‌گذارید.

         اینکه با این وضعیت شما ارزش بیشتری برای او قائل هستید و نه کمتر ، زیرا او صداقت داشته و به اندازه کافی به شما اعتماد کرده تا اینکه راز خود را به شما گفته است.

چطور نمایش بیشتر علاقه شما به اون هم به اون و هم به شما کمک میکنه؟ حداقل این کمک خواهد کرد تا روابط شما حفظ بشود و یک جو بدون شرم و راحتتری را فراهم میکنه تا اینکه اون و شما بتوانید به راحتی احساسات و انتخابهای خودتان را با همدیگه در میان بگذارید. او احتمالا به احساسات شما در مورد گرایشات همجنسگرایی خودش گوش نمیکند اگر او اعتماد نداشته باشد که گذشته از همه اینها شما او را بدون قید و شرط دوست دارید ، گذشته از اینکه چه انتخابهایی او انجام میده و اینکه چه سبک زندگی اون برای خودش انتخاب میکنه. چه بخواهید و چه نخواهید او الان در حال حاضر با گرایشات جنسی‌اش نسبت به دیگر مردان چالش دارد ، او ممکن است روزی فکر دیگری داشته باشد وقتیکه او به اندازه کافی حقیقت زندگی همجنسگرایی را تجربه میکند. اگر او میتواند الان به شما اعتماد کند پس در آن موقع هم او احتمالا به شما اعتماد خواهد کرد ، موقعی که او آماده تغییر میشود.

اما تاثیر این نوع عشق و پذیرش بیشتر از قراردادن شما در یک رابطه مثبت با او در حال و آینده است. عشق واقعی ... عشق بدون قید و شرط ... واقعا این قدرت را دارد که باعث تغییر در زندگیهای افرادی شود که با گرایش به همجنس چالش دارند ، چه در حال حاضر آنها احساس تعارض داشته باشند و چه نداشته باشند.

به شکل خیلی ساده ، ما همجنسگرایی را تا حدود بسیار زیادی به خاطر یک عطش احساسی (نه جنسی) برای عشق و  محبت از جانب مردان دیگر احساس کردیم. وقتیکه ما نتوانسیم این عطش خود را به شکل احساسی برطرف بکنیم ، این عطش حالت جنسی به خودش گرفت. این شاید گزافه گویی نباشد اگر بگوییم در خیلی ملاحظات ، ما با دریافت عشق و محبت از همجنسگرایی رهایی پیدا کردیم عشق و محبت از جانب خداوند و خانواده و دوستان خدایی که به ما با عشق بدون قید و شرط کمک کردند.

این نوع عشق و محبت به ما کمک کرد تا نیاز به حق خودمون را برای عشق و تائید حقیقی جنس مذکر از جانب پدران ، پدر-نمادها ، راهنمایان ، برادران یا دوستان دگرجنسگرای مذکر به دست بیاوریم. هنگامیکه ما این نوع محبت ، پذیرش و تائید را دریافت کرده و پذیرفتیم در آن حالت میل ما به تعقیب این نیاز به شکل جنسی به شکل باورنکردنی آب شد و یا حتی ناپدید شد.  

درمان نباید برای شرم باشد

بعضی ممکن است بپرسند که پس کار بهبودی درونی که ما در این وبسایت شرح میدهیم چیست؟ (ببینید راه حل ما " یک سفر چهاروجهی") چه کاری یک مرد باید انجام دهد اگر مشکلات همجنسگرایی او تقصیر او نیستند؟ آیا این بهتر نیست که گذشته را فراموش کنیم؟

نه ابدا ، رنجهای احساسی دفن شده شفا پیدا نمیکنند ، آنها فقط پنهان می‌مانند. نشانه‌های رنج جای دیگری خود را نشان میدهند که معمولا در گرایشات و عقده‌های همجنسگرایی است. آشکار کردن و بهبودی رنج گذشته با سرزنش کردن کسی حاصل نمی‌شود. مطمئنا ، با سرزنش کردن کسی و همچنین خودمان چیزی برای ما حاصل نمی‌شد. بلکه هدف کار بهبودی درونی ما رسیدن به یک درک عمیق (درک عمیق قلبی و نه درک فکری) درباره تجارب زندگی ، روابط ، عکس العمل‌های ما ، اداراکات و احساسات بوده است که سهوا و به شکل ندانسته در نهایت برای ما تجربه گرایشات همجنسگرایی را به وجود آورده‌ بودند.

هنگامیکه ما این کار درونی را انجام می‌دادیم ، خیلی از ما متوجه محل‌های اتصال حیاتی در دوران کودکی مان شدیم جائیکه ما انتخابهایی انجام میدادیم که در آن موقع کاملا قصد داشتیم که خودمان را از راههای سالم محافظت کرده و یا اینکه پرورش بدهیم. شاید معمول تر از همه این مساله باشه که ما از مشکلات دور شده و دیوارهایی دفاعی در برابر عشق برای جلوگیری از رنجهای احتمالی قرار دادیم. ما از اعتماد کردن امتناع کردیم ، از پسرهای دیگری که ما را می‌ترساندند اجتناب کردیم و به دخترانی ملحق شدیم که با آنها احساس امنی داشتیم و پدران و الگوهای خودمان را طرد کردیم. ما به خیال‌پردازی پناه بردیم ، دروغ گفتیم ، پنهان شدیم و به استمناء و هرزه‌نگاری گرایش پیدا کردیم. در آن لحظه چنین پاسخهایی به نظر می‌رسید کاملا منطقی ، امن و روشهایی خود پرورانه برای احساسات رنجی بودند که ما میخواستیم از آنها اجتناب کنیم یا اینکه آنها را کاهش بدیم. اما مدت زیادی طول نکشید که این راه‌حل انتخابی به مشکل بزرگتری تبدیل شد.

بنابراین به عنوان یک بزرگسال وقتیکه ما آماده بهبودی شدیم ما با نگاه کردن به گذشته شروع کردیم. ما متوجه شدیم که چطور ما بدون تقصیر و سهوا از رنجی که در کمین ما بود فرار میکردیم یا اینکه خودمان را برای حفاظت در برابر اون آماده میکردیم. ما متوجه شدیم که چطور بعضی از ادراکات ما کاملا دقیقا و بعضی دیگر به شکل هولناکی متعصبانه بودند. با نگاه کردن به گذشته ما عصبانیت ، ترس و غمی را تجربه کردیم و این واقعی بود. اما موضوع هرگز درباره سرزنش کردن نمیباشد ، موضوع این است که تشخیص دهیم اشکال کار در کجا بود تا اینکه ما بتونیم مشکلات واقعی را درمان کنیم ، حالت تدافعی پنهان یا مشکلات دیگری که علائم همجنسگرایی را به وجود می‌آوردند. ما گذشته را کند و کاو کردیم تا اینکه بفهمیم ، ببخشیم و خودمان و دیگران را بپذیریم ، به رنجمان احترام بگذاریم ، ادراکاتی را که نیاز به اصلاح داشتند را اصلاح کنیم و اینکه در نهایت به شکل متفاوتی با دنیا ارتباط برقرار کنیم.

شما نمی‌توانید او را درمان کنید

درک اینکه شما گرایشات همجنسخواهی او را ایجاد نکردید باید به شما کمک کند تا اینکه بفهمید که شما نیز نمی‌توانید او را درمان کنید. اگر او سعی کند تا اینکه مشکلات پنهان خود را آشکار کرده و آنها را بهبود بخشد ، مشکلاتی که نشانه‌های همجنسگرایی او را به وجود آوردند ، در اینحالت این کار فقط کار اوست و نه هیچ کس دیگری. بعضی والدین خصوصا بشدت وسوسه میشوند تا اینکه سعی کنند فرایند درمان پسرشان را خود به عهده بگیرند. این فایده‌ای ندارد. او خودش باید تصمیم بگیرد که میخواهد تغییر کند و وقتیکه او چنین تصمیمی گرفت ، او باید کنترل مسائل را به دست بگیرد. شما ممکن است در این راه کنار او باشید و او را حمایت و تشویق کنید نه اینکه سعی کنید زندگی او را به پیش ببرید.

این ممکن است بسیار سخت باشد که شما ایستاده و تماشا کنید و اجازه بدهید که او زندگی خود را بر اساس اراده‌اش به پیش ببرد بدون اینکه در کار او دخالتی بکنید ، در اینصورت مطالعه مطالب افراد گروه پشتیبان دوازده قدم برای افراد خانواده الکلی‌ها یا افراد خانواده معتادین جنسی میتواند مفید باشد که درباره تسلیم کردن وسواس خود برای کنترل زندگی عزیزانشان میباشد وقتیکه به نظر میرسیده زندگی آنها خارج از کنترل بوده است. 

حالا وقتیکه گفته میشود که شما نمیتوانید او را درمان کنید به این معنی نمی‌باشد که شما نمی‌توانید از او پشتیبانی کنید. شما میتوانید با ایجاد یک محیط محبت آمیز و پرورش‌دهنده که تا حد امکان به بهبودی او منجر شود برای او یک پشتیبان بزرگ باشید. همانطور که ما قبلا گفتیم ، به گونه‌ای خیلی از ما با کمک عشق و محبت از جانب خداوند ، خانواده و دوستان دوست‌داشتنی یا همه آنها از همجنسگرایی رهایی یافتیم. حال بیایید نگاهی به برخی مسائل خاص داشته باشیم که عزیزان میتوانند آنها را انجام دهند.

برای اینکه مفهوم آن اقدامات خاص را متوجه بشویم ولیکن اول ما نیاز داریم تا یک حقیقت حیاتی‌تر را درباره مشکلات همجنسگرایی متوجه بشویم.

این یک چیز مردانه است  

به احتمال خیلی زیاد مشکلات همجنسگرایی او تا حد بسیار بالایی ولی نه کاملا درباره روابط او با مردان و جنس مذکر است و نه زنها. در دهه‌های گذشته ، تلاشهای روان درمانی برای اصلاح همجنسگرایی مردان به شکل تاسف باری با شکست مواجه میشد به خاطر اینکه آنها کلا بر مشکلات ناصحیح تمرکز می‌کردند: روابط مرد با زن به جای روابط با دیگر مردان. حتی هنوز ، بعضی والدین ، پیشوایان روحانی و افراد دیگری که نیت خوبی دارند یک توصیه اشتباه به فرد میکنند: آنها می‌گویند با خانمها قرار بگذار ، یا حتی میگویند ازدواج کن و احساسات جنسی ات نسبت به مردان از بین خواهد رفت . 

اشتباه است! آن عده از ما که این راه را رفتند واقعا متوجه شدند که احساسات همجنسگرایی آنها شدت بیشتری به خود گرفتند. چطور این ممکن است؟ به این علت که مشکلات ما به خاطر همانند سازی بیش از حد با زنان و همانند سازی ناکافی با مردان بوده است. مشکل ما به علت عدم احساس تائید به عنوان یک مرد در بین مردان بوده است ، احساس اینکه ما به اندازه کافی مرد نبودیم تا اینکه به شکل کامل در جمع مردان پذیرفته شویم. این واضح است که فقط مردان دیگر میتوانند این نوع از تائید و پذیرش را فراهم سازند. هر چقدر که ما بیشتر عقب نشسته و به حوزه زنانه نزدیک می‌شدیم ، برای آن عده از ما که احساس دور شدن از نقش مردانه خود را داشتیم ، قرار گذاشتن با خانمها و ازدواج اغلب منجر به غرق شدن بیشتر ما در دنیای زنانه میشد ، در حالیکه ما احساس میکردیم از دنیای مردانه بیگانه‌تر شده‌ایم.

در نهایت ، همجنسگرایی خودش نماینده تلاش صادقانه اما منحرف ما برای ارتباط با مردانگی بیگانه بود. بنابراین راه حل مسائل ما ارتباط برقرار کردن با مردان و مردانگی از طرق سالم و دگر جنسگرایی بود. این کار فقط با مردان میتواند انجام شود.

بعدا هنگامیکه ما خود را همانند دیگر مردان احساس کردیم و فقط در موقعی که به شکل واقعی به اندازه کافی احساس مردانگی کردیم توانستیم به شکل عاشقانه با زنان قرار گذاشته و با آنها تعامل داشته باشیم بدون اینکه در آنها غرق شده و بواسطه آنها از هویت مردانه خود دور شویم.

این مساله درباره مردان است و نه زنان ، درک این مساله برای افرادی که در تلاش برای فراهم کرن یک محیط برای بهبودی مردانی هستند که آروز میکنند از همجنسگرایی رهایی یابند ، خیلی اساسی و مهم می‌باشد.

ایجاد محیطی برای بهبودی : پدران چه میتوانند بکنند

بنابراین چطور خانواده و دوستان میتوانند یک محیط برای بهبودی ایجاد کنند؟ کاملا مناسب است که با پدرها شروع کنیم. روابط پدر پسر معمولا شکسته ترین روابط است حداقل از دیدگاه پسری که گرایشات همجنسخواهانه پیدا کرده است ، و بنابراین این بیشترین جایی است که باید بر روی آن کار کرد. شاید دقیقا به همین دلیل ، مشکلات همجنسگرایی او احتمالا تا حدود زیادی مربوط به یک هویت مردانه ضعیف‌تر و طرد شدن از طرف الگوهای مذکر است ، بنابراین اگر پدر مشتاق ، توانا و در دسترس باشد میتواند یک نقش راهنما و پشتیبان را حالا در زندگی پسرش داشته باشد که در این حالت یک پتانسیل بالایی برای بهبودی به وجود می‌آید.

بیشتر ما در حال رشد پدران خود را افرادی بیگانه ، سرد و بی‌علاقه مورد ملاحظه قرار دادیم. در یک سن خیلی پایین بیشتر ما پدران خود را به عنوان یک الگو و منبعی از عشق بدون قید و شرط ، پذیرش و تائید نپذیرفتیم. در بحث کردن درباره این مطلب که احساسات چه کسی واقعی بود ما یا پدران ما ، یا اینکه ما مجبور هستیم تا ادراکات و احساسات خود را به گونه ‌ای بر حق جلوه دهیم ، هیچ نتیجه مثبتی حاصل نمی‌شود. ادراکات ما واقعیت ما شد. این مساله حداقل در مورد ما درست بود.

بنابراین پدران حالا چه کاری میتوانند انجام دهند؟

1- به او بگویید که شما به او عشق ورزیده و به او احترام می‌گذارید. شما باید این کلمات را به او بگویید. اینگونه فرض نکنید که او بدون اینکه اینها را به او بگویید به طور حسی اینها را می‌داند.

2- در مورد احساسات او صحبت کنید. وضعیت را نادیده نگیرید به خاطر اینکه رنج‌آور است یا اینکه شما نمی‌دانید چه کار کنید. اگر بخواهیم کنایه بزنیم بعضی پدرها سرشون را از روزنامه بلند نمی‌کنند تا اینکه اظهارات پسرشون را در مورد اینکه با همجنسگرایی چالش دارد را تصدیق کنند. بعضی می‌گویند آنها این مساله  را می‌دونستند و یا اینکه خوب حالا که چی؟ و یا اینکه پسر را مایوس میکنند برای اینکه این موضوع را دوباره مطرح نکند. آنها نمی‌خواهند درباره این صحبت کنند. تصور کنید که اگر پسر شما اعلان کرده بود که او سرطان دارد یا جایزه نوبل را برده است یا در حال ازدواج میباشد یا هر تغییر اساسی دیگری ، و شما نمی‌خواستید درباره آن صحبت کنید. اینکه شما نمیخواهید در این باره صحبت کنید چه چیزی درباره عمق توجه خودتان به او می‌گوید.

3- اعتماد اون را به خودتون جلب کنید با یاد گرفتن اینکه چجوری به اون گوش بدید بدون اینکه قضاوت یا انتقاد کنید. گوش کنید تا اینکه بفهمید او در چه حالی است. این پیش فرض را نداشته باشید که مساله را بفهمید یا اینکه یک مرجع در مورد موضوع باشید ، اگر خودتان گرایشات همجنسگرایی را تجربه نکرده‌اید. سرزنش نکنید ، او را شرمسار نکنید ، بدون اینکه اول اجازه بگیرید به او توصیه‌ای نکنید و به او "باید" نگویید. با او مرتبا این مساله را چک کنید تا مطمئن شوید که او با شما حرف دلش را در میان میگذارد اگر او احساس میکند که شما او را سرزنش میکنید یا او را شرمسار میکنید یا اینکه "باید" به او می‌گویید.

4- نقش یک راهنما یا پشتیبان را در زندگی او بازی کنید و دیگر نقش صاحب اختیار زندگی او را نداشته باشید. اقتدار در حال حاضر به کار نمی‌آید. در حال حاضر او به راهنمایی و پشتیبانی ،عشق و تائید مردانه نیاز دارد. از او بپرسید که چگونه شما میتوانید کمک کرده و پشتیبان او باشید. گوش دهید و مشتاق باشید تا اینکه هر کاری از دستتان برمی‌‌آید را انجام دهید. به او پیشنهاد کنید تا اگر او میخواهد در مشاوره از او حمایت کنید ، در پیدا کردن گروههای پشتیبان ، یا در یاد گرفتن اینکه در دنیای مردان دگرجنسگرا، گردشهای بیرون از خانه ، ورزشها ، کارهای فیزیکی احساس راحتی بیشتری داشته باشد یا اینکه این موضوع را بهتر درک کند که چطور مردان دگرجنسگرا فکر کرده و احساس میکنند و چطور آنها در این مسائل از زنان متفاوت هستند.

5- در ابتدا تعاملات خودتان را بر روی احساسات او متمرکز کنید و نه احساسات خودتان. تا آنجا که امکان دارد سعی کنید که برای رسیدگی کردن به احساسات خودتان به همسر ، دوستان و دیگر گروههای پشتیبان مراجعه کنید. اما تعاملات خودتان با او را در ابتدا با تمرکز بر اون به پیش ببرید. بعدا وقتیکه شما اعتماد‌سازی بیشتری در این موضوع به وجود آورده‌اید ، زمانی به وجود خواهد آمد که احساسات و دیدگاه‌های خودتان را با او تسهیم کنید.

5- از او بخواهید که آیا شما میتوانید او را بغل کنید یا حتی دست بر شانه اون بگذارید همانطور که شما با یک پسر جوان این کار را انجام میدهید. او شاید احساس کرده باشد که به شکل عمیقی از لمس یا مورد محبت قرار گرفتن محروم بوده است یا اینکه تحت شرایطی مورد محبت قرار میگرفته است. ( اصلا فرقی نمی‌کنه اون چه احساسی دارد.)

6- شما به عنوان پدر او و نه مادرش باید در جستجو و تامین پشتیبانی از خانواده باشید. او احتمالا خودش را بیش از حد با مادرش همانند سازی کرده و خیلی کم خودش را با شما همانند سازی کرده است. خیلی وقت پیش از این زمانش بود که شما در روابط با او نزدیک می‌شدید در حالیکه مادرش میبایستی درپشت زمینه قرار می‌گرفت.

7- با اجازه پسرتان ، سعی کنید با مردان خوبی خارج از محیط خانواده برای فراهم ساختن راهنمایی و همراهی دوستانه با او ارتباط برقرار کنید. سعی نکنید که او را به خاطر مساله گرایش به همجنس به تنهایی مورد محبت قرار بدهید. همانطور که بخشهایی وجود دارد که شما به تنهایی به عنوان پدر او میتوانید پشتیبانی و بهبودی را فراهم کنید ،  همچنین یک سری محدودیتها در نقشی که یک پدر برای پسرش میتواند داشته باشد ، وجود دارند. در جستجوی یک عده از مردان دگرجنسگرای بامحبت باشید تا اینکه یک گروهی را برای اون تشکیل بدهند که در آن گروه او را به بازیهای خود ، کارهای خود ، مراسم عبادی خود و دیگر فعالیتهای متنوع مردانه راه بدهند.

8- راز داری مهمترین مساله است اگر شما میخواهید اعتماد سازی کنید. همیشه برای مطرح کردن این موقعیت با دیگران ابتدا اجازه پسرتان را بگیرید.

ایجاد محیطی برای بهبودی : مادران چه میتوانند بکنند

مادران ، این میتواند شنیدنش برای شما خیلی سخت باشد ، اما شما میتوانید با عشق ورزیدن بدون قید و شرط و در پشت زمینه قرار گرفتن و پشتیبانی از پدر پسرتان یا دیگر راهنمایان مذکر بیشترین پشتیبانی را برای او فراهم کنید. پسر شما ممکن است بیش از حد خودش را با شما همانند سازی کرده باشد. شاید نخهای پشیبند آشپزخانه هرگز از او به طور کامل جدا نشده‌اند. (کنایه از اینکه شما هنوز در حال کنترل کردن او هستید) بهترین کاری که شما میتوانید انجام دهید این است که پسرتان را به برقراری ارتباط با مردان دگرجنسگرا و افراد مسن مذکر یا راهنمایان برای پند آموزی و پشتیبانی تشویق کنید ، به جای اینکه در این مسائل به شما تکیه کنند. اگر امکان دارد شما میتوانید از پدرش در این نقش حمایت کنید یا اینکه پسرتان را کمک کنید تا پدر-نماد یا راهنمایی برای خود پیدا کند. اما در آن موقع از صحنه کنار بروید و در نهایت در پشت پرده به راهنمای او کمک کنید تا اینکه نیازهای پسر شما را متوجه بشود.

جدا از این مطالب به سادگی برای او دعا کنید. دعاهای مادران مهربان در خلوت بیشتر از هر چیز دیگری در دنیا خیر و بهبودی را برای فرزندان آنها به همراه داشته است.   

ایجاد محیطی برای بهبودی : مرشدین چه میتوانند بکنند

خواه پدر برای بهبودی پسرش با او ارتباط برقرار کرده باشد یا نه ، بهبودی زیادی میتواند توسط مداخله یک یا چند مرشد دگرجنسگرای مذکر که مهربان بوده و در مورد مساله قضاوت نمی‌کنند به وجود آید. کسی که با گرایش به همجنس چالش دارد میتواند از مردی بخواهد که او را از جهات خاصی ارشاد و راهنمایی کند ، یا اینکه یک دوست مهربان ممکن است دواطلب شود تا اینکه او را راهنمایی و پشتیبانی کند. در هر موردی ، هر دو طرف باید با یکدیگر موافقت کنند که این رابطه شامل چه مسائلی شود که میتوانند در این رابطه تعهد ، قابلیت دسترسی ، صداقت و مسئولیت‌پذیری و بقیه مسائل در نظر گرفته شود.

انواع متفاوتی از ناصحین میتوانند نقشهای متفاوتی را در بهبودی فرد بازی کنند. مرشدی که نقش "پدر-نماد" یا "برادر بزرگتر" را دارد به شکل عمومی نقش "پدری مجدد" را برای فردی که در جستجوی غلبه بر احساسات همجنسخواهی است ، به عهده می‌گیرد. آنچه که در بالا برای کمک پدران به پسران ذکر شد به همان شکل در مورد این مرشدین نیز مصداق پیدا میکند. ولیکن مردی که بر روی تغییر کار میکند ممکن است به انواع خاص دیگری از مرشدین نیز نیاز داشته باشد برای مثال ناصحین معنوی ، مربی تناسب اندام یا مربی ورزشی اگر فرد میخواهد در ورزشهای خاصی مهارت پیدا کرده و یا اینکه احساس خوبی از تناسب اندام خود داشته باشد.

مهمترین کاری که هر مرشدی میتواند انجام دهد این است که قضاوت کننده نباشد و به شکل مناسبی تائید کننده و تشویق کننده باشد ، در حالیکه با مهربانی مرد را وادار میکند تا اینکه به قدم بعدی یا مرحله بعدی از رشد شخصی و تجربه مردانگی دگرجنسگرای قدم بگذارد.

مرشدین همگی باید کتاب "رشدی در مردانگی" نوشته آلان مدینگر ("Growth Into Manhood") را مطالعه کرده تا اینکه نیاز مردانی که گرایش به همجنس داشته و در جستجوی همانند سازی خودشان با مردان دگرجنسگرای هستند را درک کنند. آلان در مورد فردی که گرایش به همجنس دارد اینگونه مینویسد:

" حالا ممکن است شما 15 ، 20 یا 40 سال داشته باشید ، اما اگر شما میخواهید رشد خود را دوباره از سر گیرید شما نیاز دارید که دست به ریسک زده و به دنیای مردان و پسران باز گردید. اساسا ، شما در حال توسعه دادن مردانگی خودتان به همان طریقی هستید که پسرهای جوان آن را انجام می‌دهند ، که این یک طی یک فرایند آموختن ، آزمایش کردن ، شکست خوردن ، دوباره به پا خواستن و آزمایش کردن دوباره و بالاخره موفق شدن انجام میشود. ما با انجام دادن کارهایی که مردان انجام میدهند در مردانگی کامل خود رشد میکنیم.

" ... همانند یک پسر ، ما باید بوسیله مردان مورد تائید قرار بگیریم ؛ آنها همان افرادی هستند که ما هنوز به عنوان کسانی که اختیار تائید مردانگی را دارند ، مورد ملاحظه قرار میدهیم. و چه دوست داشته باشید و چه دوست نداشته باشید ، همانند پسران ، تائید باید از کاری حاصل شود که ما آنرا انجام می‌دهیم.

" ... مردانگی در همنشینی با مردان شکل می‌گیرد ، بنابراین مردانگی باید بر اساس شرایط آنها جستجو شود. اینجا ممکن است کاملا یک وضعیت دشوار به وجود بیاید. شما ممکن است تماشای فوتبال را دوست نداشته باشید و یا اینکه شما ممکن است توانایی تعمیر ماشین را نداشته باشید. اما یک فهم وسیعتر از مردانگی بخشهایی را برای شما بسط میدهد که در آن شما میتوانید تائید از جانب مردان را تشخیص داده و آن را دریافت کنید. برای مثال ، اگر سه مرد از کلیسای شما تصمیم گرفته‌اند تا اینکه یک حصاری را در محوطه تفریحگاه کلیسا بازسازی کنند و آنها از شما خواستند که به آنها بپیوندید ، این درخواست آنها به منزله یک تائید می‌باشد. آنچه به شکل ضمنی در درخواست آنها وجود دارد این است که شما یکی از آنها هستید.  

" ... اصول اولیه این برنامه همچنین پایه این کتاب می‌باشد: ما در مردانگی رشد میکنیم با انجام کارهایی که مردان انجام میدهند"

راهنمایی و پشتیبانی مردی که گرایش به همجنس دارد تا اینکه بتواند به دنیای دگرجنسگرایی وارد شود خیلی ارزنده است. شما اصلا مجبور نیستید تا مقدار زیادی مطلب راجع به همجنسگرایی بدانید شما فقط باید مقدار زیادی درباره مردانگی دگرجنسگرا بدانید و مشتاق باشید تا اینکه به مردی که میخواهد تغییر کند نشان دهید چطور او میتواند به جمع مردان بپیوندد.

ایجاد محیطی برای بهبودی: رفیقان ، دوستانی برای جوابگویی و گروههای پشتیبان

خیلی از ما که بر همجنسگرایی غلبه کردیم یک شبکه یکپارچه از دوستان دگرجنسگرای تشکیل دادیم که از ما در این سفر به سمت دگرجنسگرایی پشتیبانی کردند.

بعضی از این مردانی کسانی بودند که ما به سادگی با آنها بیرون رفته و در یک محیط بی‌خطر فعالیتهای مردانه انجام میدادیم همانطور که آلان مدینگر در کتابش مینویسد. " با انجام دادن کارهایی که مردان انجام میدهند به رشد کامل مردانگی خود برسید."

بعضی از دوستان ما "دوستانی برای جوابگویی" یا به عبارتی در زبان معتادین جنسی گمنام " دوستانی برای هوشیاری" ما شدند. آنها رفیقان ، دوستانی با مشکل مشترک یا راهنمایانی بودند که ما میتوانستیم با آنها اغلب به شکل روزانه مورد بازبینی قرار بگیریم. آنها مردانی بودند که ما با آنها میتوانستیم درباره چالشهای خودمان و آنچه انجام میدادیم کاملا صادق باشیم تا اینکه خودمان را پرورش داده و از وسوسه‌ها جلوگیری کنیم.

چندین تن از ما به گروههای پشتیبان پیوستیم. همه این تلاشها پشتیبانی برای یک روش جدید فکر کردن و زندگی کردن با صداقت ، درستی و شجاعت را فراهم میکرد.

دوباره ، به خاطر داشته باشید ما که از همجنسگرایی رهایی یافته‌ایم ، احساسات همجنسگرایی را همچون تشنگی احساسی (و نه جنسی) برطرف نشده  برای عشق از جانب دیگر مردان تجربه کرده‌ایم. این تشنگی حالت جنسی به خود میگرد وقتیکه ما نتوانستیم راهی برای تغذیه آن  از نظر احساسی پیدا کنیم. دوستان با محبت ، پشتیبان و تائید‌کننده به ما کمک کردند تا نیازهای به حق خود را که همان نیاز برای عشق و تائید مردانه واقعی است را پاسخ داده و بنابراین نیاز ما برای تعقیب این نیازها به شکل جنسی شروع به کاهیدن کردند.

Experiential Healing Retreats & Trainings

  • TLC (formerly Love/Sex/Intimacy), by the International Healing Foundation

Support Groups

Telephone Support

Online Support

Faith-Based Ministries

 

دانلود کتاب

 صفحه اصلی سایت

    عناوین توصیه شده :  

رشد مردانگی

به دنیای مردان دوباره وارد شوید!

 

درمان جبرانی همجنسگرایی مردانه  

ژوزف نیکولوسی

 

 

 

نهضت حقوق گی و طرفداری افراطی از گی

علتهای ریشه ای ، پیامدهای همجنسگرایی

راه حل ما: یک سفر چهار وجهی

چگونه بر رفتار همجنسگرایی غلبه کنید