کمک به افرادی که گرایش ناخواسته به همجنس خود دارند.

|صفحه اصلی سایت|   شناخت   |   بهبودی   |   حکایات    |موضوعات مهم|   مقالات   |   کتاب   منابع   | پشتیبانیدرباره ما

ریچ وایلر: یک تغییری در قلب

ریچ در یک موقعیت بحرانی قرار داشت وقتیکه او به درمان جبرانی برای معتادین سکس همجنسگرا وارد گشت. همسر او متوجه دروغش برای مخفی کردن زندگی دوگانه اش شده بود. او به آخر خط رسیده بود. با یافتن یک درمانگری که توانست به او اعتماد کند و خودش بر مشکلات گرایش ناخواسته به همجنس غلبه کرد بود ریچ را در موقعیتی قرار داد که بتواند بر روی احساساتش که در همه عمرش از آنها فرار میکرده عمیقا کار بکند. این مساله زندگی او را تغییر داد.

دیوید ماتسون : رها شدن

آیا تنها راه برای یافتن شادی برای دیوید این بود که اعتقادات ، همسر جوان و کودکانش را رها کرده و به گروه همجنسبازان (گی) بپیوندد؟ خیر ، به جای آن دیوید درمان جبرانی را یافت و واقعیتی را که در زیر میل او به جنس مذکر پنهان شده بود را شناخت.

آلان مدینگر: بازتابهایی از 25 سال زندگی بعد از بهبودی

آلان برای سالها یک زندگی دوگانه را داشت قبل از اینکه قدمهای A.A را برای تسلیم کردن کامل زندگی اش به خداوند بردارد. آن تسلیم یک تغییر بزرگ قلبی برای او پدید آورد. گرایش او به شکل اعجاب آوری از شکل جنسی خارج گردید ، عادات جنسی او از بین رفت و او خودش را عمیقا عاشق همسرش یافت. با اینهمه او دریافت که کارهای زیادی را برای رشد کامل در مردانگی باید انجام دهد. مسیری که سهوا در دوران نوجوانی از خط خارج شده بود. (گزیده کتاب : "رشد مردانگی" بوسیله آلان مدینگر")

باب : قرار دادن امیال ناخواسته در محراب

در حدود 47 سال باب با گرایشات ناخواسته به همجنس مقابله می کرد که به شکل متناوب زندگی اش بین مخالفت نکردن با این امیال و یا مقاومت همراه با ترس و عصبانیت تغییر می کرد. بالاخره او به یک گروه پشتیبان پیوست و اشتباهی را که او مرتکب می شد توسط کسانی که از امیال همجنسگرایی رهایی یافته بودند متوجه شد. او سعی می کرد که همه کار را خودش انجام دهد. همانند میلیونها الکلی که در AA بهبودی یافته بودند ، باب بالاخره زندگیش را تسلیم خداوند کرد. در عرض چندین هفته باب احساس کرد که امیال برانگیزنده همجنسی در او رفع شده و سپس او یک زندگی جدید همراه با صمیمیت و اعتماد را با خداوند ، همسر و دوستان مذکرش آغاز کرد.

دن : سفری به سوی آرامش

بعد از سالها تلاش بیهوده برای غلبه بر عادتهای جنسی پنهان نسبت به همجنس ، دن بالاخره راضی شد که این مساله را برای بعضی فاش سازد تا اینکه بتواند کمک بیابد. کار کردن با مشاور معنوی ، دوستان جدید ، درمان کودک درون ، برنامه معنوی دوازده قدم ، گروه پشتیبان همیشه سبز و برنامه آموزشی ماجراجویانه جنگجوی جدید همه و همه باعث درمان او شدند. دن میگوید که امروزه خلاء شهوت گذشته با حس ارضاء کننده برتری همچون برادری و رابطه عاشقانه برادرانه غیرجنسی با دیگر مردان پر شده است.

فلوید گادفری : سفری برای بهبودی

زندگی فلوید به یک نقطه عطفی در سن 22 سالگی رسید وقتیکه او شنید گی-سابق جف کنراد (نویسنده "شما مجبور نیستید گی باشید") در یک کنفرانس صحبت می کند. بالاخره ، احساسات همجنسگرایی خودش را درک کرد و راهی را برای رهایی یافت. او درمان جبرانی را شروع کرد ، و نه فقط بر روی مسائل جنسی اش بلکه بر روی نیازهای احساسی سرکوب شده اش کار کرد ، بخصوص برای مورد تائید قرار گرفتن توسط مردان و عشق برادرانه. او متوجه شد که احساسات شهوانی اش کمتر شده و حتی کم کم ناپدید شدند وقتیکه او رنج درونی خودش را التیام بخشید و نیازهای درونی خودش را با روابط معنادار برآورده ساخت. امروزه ، فلوید یک شوهر و پدر سه فرزند و همینطور یک مشاور حرفه ای در خصوص درمان جبرانی می باشد.

فرانک : تغییر یافتن

فرانک دو تا پنج سال با مردان دیگر رابطه داشت. او با معشوقه دومش یک خانه در مکزیکو ساخت. او بالاخره چیزی را که میخواست یافت! اما مدت زمانی نگذشت که یک سرزنش درونی در اون پدیدار شد که چیزی در زندگیش کم داشت. " من همه چیز داشتم با وجود این روح من خالی بود." او کتابهایی در مورد علل مخفی همجنسگرایی و روشهایی برای تغییر یافت و آن کتابها پاسخهای محکمی برای اون داشتند. " من دیگر نمی توانم حقیقت را در بیرون جستجو کنم. همه کتابها حکایت مرا داشتند." او آغاز به کار با یک متخصص درمان جبرانی کرد و دیگر هیچوقت برنگشت. او میگفت: " من تغییر کرده ام."

جیسون پارک : رفع تعارض

سه هفته بعد از ملاقات مرد ایده آلش جیسون آماده بود تا اینکه همسر ، فرزندان و اعتقاد یک عمر خود را برای مردی که تازه چند روز او را شناخته بود ترک کند. در حین این بحران ،  او با یک درمانگر جبرانی و یک گروه پشتیبان آشنا شد. همچنانکه او با کاستیهای احساسی پنهان زندگیش آشنا می شد متوجه شد که گرایشات شهوانی نسبت به همجنس او و اضطرارهای جنسی اش کاهش یافته است. وقتیکه اون روابط برادرانه مشروع و غیرجنسی با مردان برقرار ساخت او دریافت که نیازهای احساسی اش برآورده شده و دیگر او احتیاج ندارد تا اینکه به یک کتابفروشی برود و چیزی برای نگاه کردن پیدا کند یا اینکه فردی را پیدا کند تا اینکه با او رابطه برقرار کند. وقتیکه اون نیازهای احساسی پنهان خودش را برآورده ساخت امیال همجنسخواهی او ناپدید شدند.

جری آرملی : بازگشت به خانه

تجربه های تلخ جری با برادران و همسالان مذکرش او را به شکل ناخودآگاه واداشت تا به عنوان یک کودک مردانگی را پس بزند. به خاطر اینکه با دنیای مردان دگرجنسگرا خود را غیرمتناجس می دید ، برای پذیرش مردانگی وارد دنیای گی (همجنسبازان) شد. اما آنچکه او آنجا تجربه کرد فقط شرایط را بدتر کرد. او قصد داشت که عشق واقعی و تعهد به تنها یک شریک را قبل از برقراری رابطه جنسی پیدا کند و از طرفی او به دنبال درک معنویت در شرایط افراد گی بود ، با این تفکرات او دنیای گی را نیز یک محیط غیرمتناجس برای خود یافت. بعد از اینکه به یک گروه دعا در کلیسای محلی پیوست متوجه شد که خداوند گذشته از همجنسگرایی او را دوست دارد. قلب او به سمت یک سطح جدید از عشق و صمیمیت برادرانه و روحانی باز شد و خواسته های همجنسگرایی او رنگ باختند.

جان : بهبودی به کمک عشق

جان سه مرتبه قصد خودکشی داشت قبل از اینکه یک دکتر آنرا متقاعد کرد که بهتر است گی باشد تا اینکه بمیرد. بنابراین او چندین رابطه همجنسگرایی را دنبال کرد اما هرگز عشقی را که به دنبالش بود نیافت. اما در نهایت او عشق و پذیرش را از خانواده ای از جمع زنان و مردان بامحبت و قوی که او در جمع آنها پذیرفته شده بود و همچنین از جانب یک درمانگر جبرانی مهربان و صبور دریافت کرد.

پیتر هالو : تبدیل نقاط ضعف به نقاط قوت

به این خاطر که پیتر به طور مکرر توسط برادرش که خیلی از اون بزرگتر بود به عنوان یک پسر مورد سوء استفاده جنسی قرار گرفته بود ، پیتر با خیلی سر در گمیها درباره عشق خصوصا عشق بین مردان و نیز معنی مرد بودن بزرگ شد. به عنوان یک نوجوان وارد یک رابطه جنسی با یک دوست شد و این رابطه تا دوران بلوغ و جوانی ادامه پیدا کرد. بعد از یک تصادف با موتورسیکلت با ترس از اینکه مبادا او هرگز دیگر نتواند راه برود او زندگیش را به خداوند سپرد و شروع به تغییر زندگیش کرد. بعدا او برای درمان سوء استفاده های جنسی در دوران کودکی اش به درمانگر مراجعه کرد و از مطالعه درمانی کمک گرفت برای اینکه متوجه بشود چطور سوء استفاده های دوران کودکی به سرگشتگی های همجنسگرایی او منجر شده است. امروزه اون یک پدر متاهل شاد برای چهار فرزندش در استرالیا می باشد که به عنوان یک مشاور برای دیگر افرادی که به دنبال تغییر هستند مشغول به کار است.

ریچارد کوهن : هویت دگرجنسگرای خود را اعلان عمومی کن (خلاصه کتاب)

بعد از تجربه و تقلا با سالها همجنسگرایی ، ریچارد از یک سوء استفاده جنسی و تشنگی بلند مدت برای عشق پدرانه پرده برداشت. او بهبودی را با کمک درمان ، گروههای پشتیبان ، راهنمایان ، دوستان و اعتقاد شخصی اش تجربه کرد. حالا او به شکل تمام وقت به عنوان یک درمانگر و مدرس که دیگران را برای رسیدن به بهبودی راهنمایی میکند فعالیت میکند. (ریچارد وبسایت www.gaytostraight.org )

راب : یک معجزه دشوار

سه سال پیش راب به علت احساسات همجنسگرایی اش سرگشته شده بود. همه افکار او بر اساس گرایش به همجنس پایه ریزی شده بود. هر کاری که او در جهت مبارزه با همجنسگرایی انجام می داد به نظر می رسید که آنها را قویتر میکند. در نهایت او با درمان جبرانی و دیگر منابع آشنا شد که یک راه رهایی را به او نشان می دادند. او شروع به شناختن و بهبودی زخمهای پنهان و رنجهای احساسی کرد و هنگامیکه راب چنین کرد نیازهای جنسی اون نسبت به مردان شروع به پراکندگی و ناپدید شدن کردند.

دانلود کتاب

 صفحه اصلی سایت

    عناوین توصیه شده :  

رشد مردانگی

به دنیای مردان دوباره وارد شوید!

 

درمان جبرانی همجنسگرایی مردانه  

ژوزف نیکولوسی

 

 

 

نهضت حقوق گی و طرفداری افراطی از گی

علتهای ریشه ای ، پیامدهای همجنسگرایی

راه حل ما: یک سفر چهار وجهی

چگونه بر رفتار همجنسگرایی غلبه کنید